فقه الروابط 77
- 29 دی, 1404
- آیت الله سید صمصام الدین قوامی
دوشنبه 29-1404/10/29رجب المرجب 19-1447ژانویه -2026فقه معاصر – فقه الاداره- فقه مدیریت رفتار سازمانی (فقه انگیزش )- فقه روابط انسانی در سازمان- نقشه راه امام صادق ع در مصباح الشریعه – روابط اربعه – درس -77رابطه سوم – رابطه مدیر با خلق – اصول سبعه – اصل دوم – عفو – حکم وضعی و تکلیفی عفو سازمانی
مسئلهی :77مدیران در ارتباط با خطاهای کارکنان سازمان و ذینفعان باید عفو و گذشت داشته باشند و حین یا پس از عفو او را وادار به عذرخواهی و پوزش نکنند تا انگیزهی جبران مافات را پیدا کنند و ضریب بهرهوری خود را بال ببرند
معلوم شد که اصل دوم از اصول سبعه در ارتباط مدیر با خلق سازمانی بعد از حلم، عفو است. 1خوب است حقیقت عفو را از امام صادق صاحب نقشهی راه روابط انسانی در مصباح الشریعة یاد بگیریم و بفهمیم:
الباب الخامس و السبعون في العفو2
قَاَل ال َّصاِد ُق :الْعَْفُو عِنْ َد الُْق ْدَرةِ ِم ْن ُسنَ ِن الُْمْرَسلِ َين َو أَ ْسَراِر الُْمتَِّق َين َو تَْف ِسیرُ الْعَْفِو أََّلا تُلِْزَم َصا ِحبَ َك فِی َما أَ ْجَرَم ظَا ِهراً َو تَنْ َسى ِم َن اْلَْ ْصِل َما أُ ِصی َب ِمنْهُ َبا ِطناً َو تَِزی َد عَلَى اِلا ْختِیَاَرا ِت إِ ْح َساناً َو لَ ْن َِتَ َد إَِلَ ذَلِ َك َسبِیًلً إَِّلا َم ْن قَْد عََفا ا َّللَُّ تَعَاَلَ عَنْهُ َو غََفَر لَهُ َما تََقَّدَم ِم ْن ذَنْبِِه َو َما َتََ َّخَر عَنْهُ َو َزیَّنَهُ بِ َكَراَمتِِه َو أَلْبَ َسهُ ِم ْن نُوِر َبََائِِه ِلََّْن الْعَْفَو َو الْغُْفَرا َن ِصَفتَا ِن ِم ْن ِصَفا ِت ا َّللَِّ تَعَاَلَ أَْوَدعَُه َما ِفي أَ ْسَراِر أَ ْصِفیَائِِه لِیَتَ َخلَُّقوا َم َع ا خلَْخلِق ِبَِ خخَلَ ِق َخالِِقِه خم َو َجاعِلِِهْم لَِذلِ َك قَاَل ا َّللَُّ َ ي ْص َفحُوا ْ ل َ و َو ْل َي ْع ُفوا –َأ لا ُ ِتح ُّبو َن َأ ْن َي ْغ ِف َر ا ه ُللَّ َل ُك ْم َو ا ه ُللَّ َغ ُفو ٌر َر ِح ٌي َو َم ْن َلا یَْعُفو عَ ْن بَ َشٍر ِمثْلِِه َكیْ َف یَْرُجو عَْفَو َملِ ٍك َجبَّاٍر قَاَل النَُِّّبِ َ حاكِیاً عَ ْن َربِِه َيَُْمُرهُ ِبََِذهِ ا ْلخِ َصاِل قَاَل ِص ْل َم ْن قَطَعَ َك َو ا خع ُف َع َّم خن ظَلََم َك َو أَ ْع ِط َم ْن َحَرَم َك َو أَ ْح ِس ْن إَِلَ َم ْن أَ َساءَ إِلَیْ َك َو قَخد أُِمخرَنَ ِبُِتَابَعَتِِه لَِقْوِل ا َّللَِّ َ و ما آتا ُكُم الَّرُسوُل فَ ُخ ُذوهُ َو ما َنَا ُكْم عَنْهُ فَانْتَُهوا فَالْعَْفُو ِسُّر ا َّللَِّ ِفي الُْقلُو ِب قُلُو ِب َخَوا ِصِه فمن [ِمَِّ ْن] یُِسُّر لَهُ ِسَّرهُ َو قَاَل َرُسوُل ا َّللَِّ أَ یَْع ِجُز أَ َح ُدُكْم أَ ْن یَ ُكوَن َكأَِبِ َض ْم َضٍم قِی َل َیا َرُسوَل ا َّللَِّ َو َما أَبُو َض ْم َضٍم قَاَل ص َرُجلٌ ِمَِّ ْن قَبْلَ ُكْم َكا َن إِذَا أَ ْصبَ َح یَُقوُل اللَُّهَّم إِِنّ قَْد تَ َص َّدقْ ُت بِعِْر ِضي عَلَى النَّا ِس عَاَّمةً.3
1 َو أُ ُصوُل ُمعَاَملَِة النَّْف ِس َسبْعَةٌ ا ْلخَْو ُف َو ا ْلَْْه ُد َو َحَْلُ اْلَْذَى َو الِرَیا َضةُ َو طَلَ ُب ال ِص ْد ِق َو اِْل ْخَلً ُص َو إِ ْخَرا ُجَها ِم ْن َمَْبُوِبََا َو َربْطَُها ِفي الَْفْقِر َو أُ ُصوُل ُمعَاَملَِة ا خلَْخلِق َسخبعَةٌ ا خلِْخل ُم َو الخعَخفُو َو التََّوا ُض ُع َو ال َّس َخاءُ َو ال َّشَفَقةُ َو النُّ خص ُح َو الخعَ خد ُل َو اخِلْنخ َصا ُف َو أُ ُصوُل ُمعَاَملَِة ال ُّدنْیَا َسبْعَةٌ الِر َضا ِبال ُّدوِن َو اِْلیثَاُر ِبالَْمْو ُجوِد َو تَْرُك طَلَ ِب الَْمْفُقوِد َو بُغْ ُض الْ َكثَْرةِ َو ا ْختِیَاُر الُّزْه ِد َو َمْعِرفَةُ آفَاِتَِا َو َرفْ ُض َشَهَواِتَِا َم َع َرفْ ِض الِرَئَ َسِة فَإِذَا َح َصلَ ْت َه ِذهِ ا ْلخِ َصاُل ِفي نَْف ٍس َوا ِح َدةٍ فَ ُهَو ِم ْن َخا َّصِة ا َّللَِّ َو عِبَاِدهِ الُْمَقَّربِ َين َو أَْولِیَائِِه َحقاً. (امام جعفر بن مَمد ،مصباح الشریعة، ص. )6
2همان، ص. .158 ( 3باب شصتم در عفو) حضرت صادق فرمود: عفو كردن هنگام قدرت و تسلط روش انبیاء و از اسرار نَان پرهیزكاران است. حقیقت عفو این است كه: شخص گناهكار را چشمپوشى و اغماض كرده و به ظاهر او را ملزم به خطاء و گناهش ننمايى، و از آنچه به تو رسیده است از اهانت و ضرر و نَراحتى، از باطن و قلب ببخشى، و اضافه بر اینها او را نیكويى و خوبى روا بدارى. و هرگز كسى نتواند به مقام حقیقى عفو برسد، مگر آنكه پروردگار متعال گناههاى گذشته و آیندهی او را عفو فرموده، و او را به خلعت كرامت و برگزیدگى خود زینت داده، و از پرتو نور مبارك خود او را بپوشاند. آرى عفو و غفران از صفات خداوند عزیز است، و آنها را در دلهاى بندگان مخصوص و انتخابشدهی خود قرار مىدهد، تا مانند حق تعالَ با بندگان و افراد مردم با بخشش و گذشت رفتار كرده، و با صفات و اخلًق الهى متخلق گردند. خداوند متعال از همين نظر است كه مىفرماید: عفو كنند و اغماض نمایند، و آیا دوست نمىدارید كه خداوند جهان نیز از شما عفو فرموده و گناههاى شما را ببخشد، و خداوند متعال آمرزنده و مهربان است به بندگان خود. شرح: غفران نسبت به گناه مسلم است و متعلق به آن مىشود، ولَ عفو در مقابل هر خطاء و اشتباه و گناهى اطلًق شده، و اغلب اوقات نسبت آن به صاحب خطاء داده مىشود. پس غفران به معنى بخشیدن، و عفو به معنى درگذشتن است، و چون معصیت و گناه در مقابل پروردگار است؛ اكثر اطلًق غفران نیز از جانب خداوند متعال صورت خواهد گرفت. و از لحاظ اینكه شخص مؤمن لازم است متصف به صفات خدا باشد، در این مورد هم چنين است، یعنى كسى كه مىخواهد از بندگان مقرب خدا باشد، مىباید در باطن و حقیقت با صفات الهى و با غفران و عفو موصوف گشته، و خطاهاى دیگران را مورد مؤاخذه قرار نداده، و از آنان چشم پوشى و اغماض نماید. البته این دو صفت وقتى در دل انسان جایگیر و ثابت مىشود كه؛ خود مورد مغفرت و عفو الهى قرار گرفته، و دل پاك و نورانى و خاضع داشته، و از صفات حیوانى و شیطانى دور باشد. هست امیدم كه على رغم عدو روز جزا/فیض عفوش ننهد بار گنه بر دوشم؛ پدرم روضه رضوان به دو گندم بفروخت/من چرا ملك جهان را به جوى نفروشم. (همان، ص. )250و من لا یعفو عن بشر مثله … و كسى كه از فردى مانند خود نمىتواند گذشت داشته باشد، چگونه انتظار و توقع دارد كه
تفقه: طبق دو قاعدهی «لزوم تخلق به اخلًق خدا» در بخش اول و قاعدهی «لزوم متابعت مطلقه از رسول خدا » در بخش دوم متن عفو در قدرت با لوازم آن به ویژه برای مدیران و کارگزاران در رفتار با سازمانیان امری الزامی است و فقط یک توصیهی اخلًقی نیست. فتحصلکه مدیران در ارتباط با خطاهای کارکنان سازمان و ذینفعان باید عفو و گذشت داشته باشند و حين یا پس از عفو او را وادار به عذرخواهی و پوزش نکنند تا انگیزهی جبران مافات پیدا کند و ضریب بَرهوری خود را بالا ببرد.4
خداوند كه صاحب ملكوت و جبروت است از او بگذرد. رسول اكرم از پروردگار متعال حكایت مىكند كه فرموده است: كسى را كه از تو قطع كرده است صله كن، و از كسى كه ستم به توكرده است در گذر، و آن كسى را كه تو را مَروم كرده است بخشش كن، و كسى را كه به تو بدى كرده است نیكويى و خوبى كن. و ما مأمور هستیم به پیروى كردن از طریق رسول اكرم چنانكه خداوند متعال فرموده است: آنچه را كه رسول اكرم آورده است بگیرید و بپذیرید، و از آنچه نَى و منع كرده است خوددارى و دورى كنید. و عفو كردن سرى است از اسرار الهى كه در قلوب خواص بندگان جا مىگیرد، و كسى كه خداوند متعال چنين عنایتى در حق او نموده و صفت عفو را به او عطا فرمود، قلب او را مسرور و منشرح كرده است. و رسول خدا مىفرمود: آیا كسى از شماها نمىتواند مانند ابى ضمضم باشد؟ گفتند: یا رسول ا َّللَّ ابو ضمضمكیست؟ فرمود: ابو ضمضم مردى از امتهاى گذشته بود، و هر روز چون صبح مىكرد مىگفت: پروردگارا من آبرو و عنوان خود را براى خدمت به مردم و بندگان تو وقف كردهام. شرح: صفت عفو نورى است كه از جانب پروردگار متعال به قلب پاك بنده خاضع او افاضه شده، و در اثر این نور پیوسته خود را در مقابل عظمت و جلًل و جبروت خداوند عزیز كوچك و حقیر و فقیر دیده، و نسبت به بندگان خدا مهربان و خدمتگزار بوده، و تنها براى اطاعت و رضاى پروردگار متعال مشغول انجام وظائف عبودیت و خدمت خواهد شد. و چون نور صفت عفو در دل منور گشت، از خلًف و عصیان دیگران چشم پوشى خواهد كرد، و در مقابل قطع مهربانى صله نموده، و مردم ظالم را عفو و بخشش كرده، و در مقابل بدىها به خوبى جزاء داده، و به طور كلى خودستايى و خودبینى را از خود كنار كرده، و با كمال خلوص و مَبت با مردم دیگر مساعد و نیكخواه و مهربان خواهد بود. به خوارى منگر اى منعم ضعیفان و نحیفان را/كه صدر مجلس عشرت گداى رهنشين دارد؛ چو بر روى زمين باشى توانايى غنیمت دان/كه دوران ناتوانىها بسى زیر زمين دارد؛ بلًگردان جان و تن دعاى مستمندان است/كه بیند خیر از آن خرمن كه ننگ از خوشه چين دارد.
4 درس 77فقه الروابط از سلسلهی فقه الاداره، 29شهر رجب المرجب .1447