فقه الروابط 73

موضوعات مطروحه در این درس:

متن درس

دوشنبه 22-1404/10/22رجب 12-1447ژانویه -2026فقه معاصر – فقه الاداره – فقه انگیزش (فقه مدیریت اسلامی) – فقه روابط انسانی – نقشه راه امام صادق ع در مصباح الشریعه – روابط اربعه – درس -73 رابطه مدیر با خلق – اصول سبعه – اصل اول – حلم( – )3اخبار باب – موارد وجوب حلم در ارتباطات سازمانی مسئلهی :73مدیر در ارتباطات سازمانی با مراجعان و همکاران موظف است در موارد زیر از خود بردباری نشان دهد: آنجا كه عزت و بزرگى داشته است و خوار و كوچك شده است، راست مىگفته است و متهم به دروغ گشته است، دعوت به سوى حق مىكرده است او را اهانت كرده و سبك شمردهاند، بىآنكه جرم و گناهى را مرتكب شود اذیت و آزارش كنند، و يا مطالبه و درخواست حق نماید و او را در آن حق مخالفت كنند؛ پس شخص حليم در این حالات با كمال وقار و حوصله، حلم ورزیده و كوچكترین تزلزل و حالت و ناراحتى پيدا نمىكند تا در نتيجه سازمان را با طمأنينه در جهت تعالی پيش ببرد

 

معلوم شد حلم اولین اصل از اصول سبعهی رابطه مدیر با خلق است و معلوم شد مدیران هم باید مثل خداوند حلیم باشند (طبق قاعدهی فقهیهی «تخلقوا باخلاق الله») که با موارد آن در آیات قرآن آشنا شدیم. اما در اخبار کسب حلم برای مدیر یک وظیفه شمرده شده است؛ یعنی باید تحلم 1کند تا حلم در وجودش نهادینه شود. این دستور معصوم است و الزامی است برای مدیران در ارتباط با خلق لظهور قوله :اذا لم تکن حلیما فتحلم. این قول همان معصومی استکه نقشهی راه روابط انسانی سازمانی از اوست، یعنی امام صادق در مصباح الشریعة. در همین منبع حلم به خوبی تشریح شده است:

 

الباب السابع و الخمسون في الحلم2 قال الصادق :الحلم سراج ا هللَّ یستضيء به صاحبه الى جواره، و لا یكون حلیما الا المؤید بأنوار المعرفة و التوحید و الحلم یدور على خمسة أوجه: ان یكون عزیزا فیذل، او یكون صادقا فیتهم، او یدعو الى الحق فیستخف به، أو أن یؤذى بلا جرم، أو أن یطالب (یطلب) بالحق فیخالفوه فیه، فاذا أتیت كلا منها حقه فقد أصبت. و قابل السفیه بالاعراض عنه و ترك الجواب یكن الناس أنصارك، لان من جاوب السفیه: فكأنه قد وضع الحطب على النار. قال النبى :مثل المؤمن كمثل الارض منافعهم منها و أذاهم علیها. و من لا یصبر على جفاء الخلق لا یصل الى رضا ا هللَّ تعالى، لان رضا ا هللَّ تعالى مشوب بجفاء الخلق. و حكى أن رجلا قال

 

1 عَنْهُ عَ ْن بَْع ِض أَ ْص َحابِِه َرفَعَهُ قَاَل قَاَل أَبُو عَبْ ِد ا هللَِّ َ كَفى ِبا ْلحِلِْم َنَ ِصراً َو قَاَل إِذَا َلمْ تَ ُك ْن َحلِیماً فَتَ َحلهْم. (کلینی، الكافي (ط الإسلامیة)، ج. )112 .، ص2

 

( 2باب پنجاه و هفتم در حلم) حضرت صادق فرموده است: حلم چراغ خدا است كه انسان به وسیلهی نور آن نزدیك مىشود به مجاورت و قرب پروردگار متعال. و انسان حلیم نمىشود مگر آنكه تأیید شود با انوار توحید و معارف الهى. و حلم در پنج حالت صورت مىگيرد: در موردى كه عزت و بزرگى داشته است و خوار و كوچك شده است، و در حالتى كه راست مىگفته است و متهم به دروغ گشته است، و در جايىكه دعوت به سوى حق مىكرده است و مردم او را اهانت كرده و سبك شمردهاند، و چون بىآنكه جرم و گناهى را مرتكب شود اذیت و آزارش كنند، و یا مطالبه و درخواست حق نماید و او را در آن حق مخالفت كنند. پس شخص حلیم در این پنج حالت با كمال وقار و حوصله، حلم ورزیده وكوچكترین تزلزل و حالت و نَراحتى پیدا نمىكند، و حلیم بودن مرد از حلمورزیدن در این موارد معلوم مىشود. و سزاوار است كه: با شخص بىخرد و سفیه به سؤال و جواب نپردازد، و بلكه از او اعراض كند، و چون اعتراض او را پاسخ نگوید؛ دیگران با او موافقت كرده و یارى خواهند نمود. ولى جواب دادن و بحث كردن با او مانند هیزم گزاردن در آتش است كه شعله آتش را افروخته و بیشتر خواهد كرد.رسول اكرم فرموده است: مؤمن مانند زمین است كه همه از آن استفاده مىبرند، و آزار و اذیت و مزاحمت آنَن نیز در روى همین زمین صورت مىگيرد. شرح: صفت حلم در مقابل غضب است، و در اثر صبر و تواضع و خضوع حاصل مىشود، و خضوع و فروتنى حاصل نمىشود، مگر پس از تحقق حقیقت توحید و معرفت به عظمت و جلال و قدرت پروردگار متعال، و چون انسان، خداوند توانَ را مؤثر و محیط و حاكم مطلق و سلطان حقیقى بر همهی موجودات دید، قهرا ًً از خودبینى و خودپسندى و خودخواهى دور گشته، و پیوسته با حالت بندگى و خضوع و خشوع و اطاعت و ذلت و تسلیم و تفویض و رضا و صبر زندگى خواهد كرد. این است كه در روایات شریفه علم توأم با حلم ذكر مىشود؛ یعنى علمى كه توأم با خضوع و خشوع بوده، و از خودپسندى و خودخواهى و خودبینى دور باشد. صد هزاران حلم دارند این گروه/هر یكى حلمى از آنها صد چو كوه؛ حلمشان بیدار را ابله كند/زیرك صد چشم را گمره كند. (امام جعفر بن محمد ،مصباح الشریعة، )237 .ص

 

لأحنف بن قیس: ایاك أعنى! قال و عنك أحلم (أنَ منك أغنى، قال انَ عنك أحلم) قال رسول ا هللَّ :بعثت للحلم مركزا (مركبا) و للعلم معدنَ و للصبر مسكنا. (صدق رسول ا هللَّ ،و حقیقة الحلم أن تعفو عمن أساء الیك و خالفك و أنت القادر على الانتقام منه، كما ورد في الدعاء: الهى أنت أوسع فضلا و أعظم حلما من أن تؤاخذني بعملى و تستذلنى بخطیئتى.)3

 

جمع بندی و تحلیل بخش اول متن حاوی تعریف تفصیلی و جامع از حلم (بخش دوم در درس بعدی ارائه میشود:) اولا ًً: حلم چراغی است که نور خود را از خدا میگيرد؛ یعنی حلیم منور به نور الهی است که سوخت آن انوار توحید و معارف الهى است. مدیر حلیم با این نور اطراف خود را روشن میکند، روشن میبیند، روشنبین میشود، در تصمیمسازی و تصمیمگيری، در سیاسات و برنَمهریزی، در کنترل و نظارت، در هماهنگی، در مدیریت منابع انسانی، در مدیریت رفتار و مدیریت فرهنگ سازمانی چون حلیم است هیچ اقدامی در تاریکی و کدورت در سازمان انجام نمیدهد، تير در تاریکی پرتاب نمیکند و همه بر اساس روشنبینی حلیمانه است. ثانیا ًً: حلم در پنج حالت صورت مىگيرد که مدیران دائما ًً در معرض آنها هستند و تجربه میکنند: الف) در موردى كه مدیر عزت و بزرگى داشته است و خوار و كوچك شده است؛

 

ب) در حالتى كه مدیر راست مىگفته است و متهم به دروغ گشته است؛ ج) و در جايى كه مدیر دعوت به سوى حق مىكرده است و خلق او را اهانت كرده و سبك شمردهاند؛ د) و چون بىآنكه جرم و گناهى را مرتكب شود اذیت و آزارش كنند؛

 

ه) و یا مطالبه و درخواست حق نماید و او را در آن حق مخالفت كنند.

 

پس شخص حلیم در این پنج حالت با كمال وقار و حوصله، حلم ورزیده و كوچكترین تزلزل و حالت و نَراحتى پیدا نمىكند، و حلیم بودن مرد از حلم ورزیدن در این موارد معلوم مىشود. تفقه: اولا ًً تحلم واجب است، لظهور قوله « :اذا لم تکن حلیما فتحلم.» ثانیا ًً موارد پنجگانهی این حلم هم مشخص شد به عنوان موضوع وجوب حلم. پس مدیر در هر پنج حالت مکلف به تحلم است و الا دچار سوء مدیریت خواهد شد، والله العالم.

 

فتحصلکه مدیر در ارتباطات سازمانی با مراجعان و همکاران موظف است در موارد زیر از خود بردباری نشان دهد: آنجا كه عزت و بزرگى داشته است و خوار و كوچك شده است، راست مىگفته است و متهم به دروغ گشته است، دعوت به سوى حق مىكرده است او را اهانت كرده و سبك شمردهاند، بىآنكه جرم و گناهى را مرتكب شود اذیت و آزارش كنند، و یا مطالبه و درخواست حق نماید و او را در آن حق مخالفت كنند؛ پس شخص

 

3و كسى كه صبر و تحمل بر جفا و آزار مردم نكند؛ نخواهد توانست به رضاى پروردگار متعال نَئل گردد، زیرا رضاى خداوند آمیخته و توأم با جفاى خلق است. و حكایت شده است كه: مردى به احنف بن قیس درشتى كرده و گفت: تو را قصد مىكنم! أحنف در پاسخ او گفت: من در مقابل تو و حرفهایت بردبارى نشان مىدهم. و رسول اكرم فرموده است: برانگیخته شدهام و براى بردبارى مركز و مركب هستم، و معدن دانشم، و مسكن و محل صبرم. و حقیقت حلم اینست كه: درگذرى از كسى كه در حق تو بدى كرده و خلاف رأى تو را به جا آورده است، و تو قدرت بر انتقام دارى. چنانكه در دعاء وارد شده است كه: پروردگارا فضل تو وسیعتر و حلم تو برتر از آن است كه به سبب سوء عمل مرا بگيرى، و به خطاى من مرا خوار و ذلیل نمايى. شرح: در اغلب موارد ضررها و آزارهايى كه به انسان مىرسد؛ از اختیار خارج، و نَراحتى و اضطراب و دفاع نه تنها مؤثر نیست، بلكه بیشتر موجب تحریك احساسات بوده و بر نَراحتى فكرى و پریشانى خاطر افزوده، و مانع از استقامت و انجام وظیفه خواهد شد. و چون انسان در مقابل عظمت و جلال پروردگار متعال، حالت خضوع و خشوع و بندگى پیدا كرده، و با صفت تسلیم و تفویض و صبر موصوف گردید، قهرا از گفتهها و حركات مخالف دیگران متأثر نشده، و كمترین انكسار و ضعف و سستى در نیات و وظائف او پیدا نگشته، و پیوسته با كمال خلوص متوجه به انجام وظائف بندگى است، اینست كه در مورد رضاى خداوند متعال قرار خواهد گرفت. كه نیم كوهم ز صبر و حلم و داد/كوه را كى در رباید تند باد. (امام جعفر بن محمد ،مصباح الشریعة، ص. )240

 

حلیم در این حالات با كمال وقار و حوصله، حلم ورزیده و كوچكترین تزلزل و حالت و نَراحتى پیدا نمىكند تا در نتیجه سازمان را با ط ٔمنینه در جهت تعالی پیش ببرد.4

 

4 درس 73فقه الروابط از سلسلهی فقه الاداره، 22شهر رجب المرجب .1447

پاورقی ها:

دیدگاهتان را بنویسید