فقه الروابط 66

موضوعات مطروحه در این درس:

متن درس

3شنبه 9-1404/10/9رجب 30 -1447دسامبر -2025فقه معاصر – فقه الاداره – فقه انگیزش (فقه مدیریت رفتار سازمانی ) – نقشه راه امام صادق ع در مصباح الشریعه – درس -66روابط اربعه – رابطه دوم – رابطه مدیر با خود (تدبیر نفس ) – اصول سبعه – اصل هفتم – ربطها بالفقه 2

 

مساله :66مدیران در مقام تدبیر نفس باید روی سلامت قلب خویش کار کنند و آن را از هرگونه واژگونی، پوشیدگی، انسداد، نفاق، ناسپاسی و… صیانت بخشند تا موانع فهم صحیح واقعیات و حقائق در سازمان از نفس آنان برطرف شود.

 

معلوم شد که نفس را باید به فقه ربط داد؛ یعنی پیوند داد تا در نهاد و نهانش بنشیند. فقه در معنای لغوی به معنای فهم است و در معنای اصطلاحی علم به احکام است. فتوا این شد که باید نفس را فهیم کرد تا بتواند بفهمد و بفهماند، آن هم فهم عمیق که فقه است. البته در آیات قرآن برای فرآیند استفهام (فهم-تفهیم-تفهم-تفاهم) موانعی معرفی شده است که نوعا به قلب ربط دارد؛ یعنی فهم فعل قلب است لقوله تعالی: « ا ه بِ ن ه و ُ ه قه ْ ف ي ه ه ُلَ ْم ُق ُلو ٌب لا 1ولی گاهی قلب دچار اکنه و طبع و صرف میشودکه مانع از تفقه و تفهم هستند و چون کلمهی فهم در قرآن یک بار بیشتر نیامده،کما مر. ولی واژهی فقه فراوان است. بر این اساس فتوای امروز را برکلمهی فقه استوار میسازی.

 

موانع فهم و فقه طبع، 2قلب، صرف 3قلب، مکنونیت 4قلب،کفر و نفاق هستند، طبق آیات ذیل:

 

-1هر ُضو

 

أه ه ب ا

 

ْلخ ه ه ا مع ه ْن هي ُكو ُنُا وا هل هف هو ُط هب هع هعَ ه ْ هف ُه ْم لا هي ْف هق ُهون هبِه و ُل ُ ق . (التوبة: )87قلب خوالف و تارکان نبرد با باطل دچار

 

طبع و ختم میشود، در نتیجه از فهم عمیق اوضاع محروم و ممنوع میشوند.

 

-2ذ هل هك هب هأ ُ ُ ْنَّه آ هم ُنوا ُ ُثُ هك هف ُروا هف ُط هب هع هعَ ه ْ ه وبِه ُل ُ ق ْ ف ي ه هف ُه ْم لا هق ُهو هن. (المنافقون: )3نفاق عامل طبع قلب است. -3 ُ ُهُ ا ُلذي هن هي ُقو ُلو هن لا ُت ْن هف ُقوا هعَ هم ْن هع ْن هد هر ُسو هل ا ُ هللَّ هح ُتَّ هي ْن هف ُّضوا هو ه ُ هللَّ هخزا هئ ُن ال ُسماوا هت هو ا ْ هلْ ْر هض هو ل هك ُن ا ْلْ ُنا هفق هين لا هي ْف هق ُهو هن.

 

(المنافقون: )7نفاق مانع فهم عمیق است.

 

-4لى هإ ْ م ُ ه ُض ْ ع ب ه ر ه هل ْت ُسو هر ٌة هن هظ ه ز ْ ن ُأ ما ذا هإ و ه هب ْع ٍض هه ْل هيرا ُ ْكُ هم ْن هأ هح ٍد ُ ُثُ ا ْ هنْ هر ُفوا هص هر هف ا ُ ُللَّ ُق ُلو ه ُ ْبِه هب هأ ُ ُ ْنَّه هق ْو ٌم لا هي ْف هق ُهو هن. (التوبة: )127اگر

 

قلب مصروف و واژگون شود مسائل را نمیفهمد یا به عکس میفهمد.

 

1 ه س ْ ن ه ْلْ ِّن هو ا ْ ه لج ه ا همن ًثيرا هو هل هق ْد هذ هر ْأنا ه هلج هه ُ هنَّ هك ه ُلَ ْم ُق ُلو ٌب لا هي ْف هق ُهو هن هبِا هو ه ُلَ ْم هأ ْع ُ ٌين لا ُ ْيُ هص ُرو هن هبِا هو ه ُلَ ْم آذا ٌن لا هي ْس هم ُعو هن هبِا ُأول هئ هك هكَ ْ هلْ ْنعا هم هب ْل ُ ْهُ هأ هض ُّل ُأول هئ هك ُ ُهُ ن ه و ُل ه ف غا ْ ل ا . (الأعراف: )179

 

2طبع بر قلب، مهر زدن بر دل است و مجازاتی از سوی خداوند برای برخی از افراد محسوب میشود و مراد از آن در قرآن و روایات، سلب قدرت تشخیص از گنهکاران و عدم درک حقیقت از سوی آنان است. هدایت و اضالل الهی هرگز جنبهی جبری نداشته و هیچگونه منافاتی میان طبع قلب با هدایت الهی وجود ندارد؛ بلکه اضلال الهی به عنوان مجازات برخی از افراد مطرح شده است. طبع قلب اثر مستقیم اعمال خود انسان است، کردارهای ناشایست انسان و اعمال نادرست او سبب میشود پردهای مانع از درک حقایق بر قلب انسان قرارگیرد. اهمیّت این تحقیق با توّجه به آیات قرآن و روایاتیکه نسبت به این خطر بزرگ، هشدار داده است، درک میگردد. (میرجلیلی و حمیدی، «طبع قلب از دیدگاه قرآن و روایات» در دوفصلنامه عیون، ص. )125 3از حضور پیغمبر برمىگردند در حالى كه خدا دلهایشان را از فرا گرفتن و دریافتن آیات الهى و ايمان به آن برگردانیده است، به جهت آنكه مردمى هستند كه حرف حق به گوششان نمىرود. پس مىتوان گفت جملهی « هص هر هف ا ُ ُللَّ ُق ُلو ه ُ ْبِه»-البته بنا به گفته علماىكوفى كه جایز دانستهاند جمله حالیهاى كه اولش فعل ماضى است خالى باشد از حرف «قد»- جملهایست حالیه. و چهبسا احتمال رود كه منظور از جملهی مذكور نفرینى باشد از خداى تعالى بر منافقين، و نظائر آن در قرآن زیاد است، و نفرین خدا در همه جا به معناى تهدید بشر است. (موسوی همدانی، ترجمه تفسیر المیزان، ج. ،9ص. )560

 

4 علامه طباطبایی در تفسیر المیزان میفرماید: اكنّه جمع كن -بكسر كاف-، به معناى چادر و پردهاى است كه در آن چیزى را پنهان و پوشیده مىدارند، مکنون. پنهان، پوشیده، مختفی، مخفی، مستور، مکتوم.

 

-5 ْ ُ ْ هو همنْ هم ْن هي ْس ْي هك هو ل ه هإ ُ ه مع ت ه نا ْل ع ه ج ه هعَ ْ هأ هك ُن ًة ه ه وبِه ُل ُ ق ُ ه و ُ ه قه ْ ف ي ه ْ ن أه هو في و هن هك ُ ل ه د ُ ايج ذا جا ُؤ هك هإ ُ تَّ ح ه ا ه بِ ْن هي هر ْوا ُك ُل آ هي ٍة لا ُي ْؤ هم ُنوا هإ و ه ًرا ْ ق و ه ْ آذا ه هنَّه

 

ْ ن هإ هي ُقو ُل ا ُلذي هن هك هف ُروا هذا هإ ُلا هأساط ُير ا ْ هلْ ُول هين. (الأنعام: )25قلب در پردهی غفلت و ذنوب از فهم عمیق امور

 

پیرامونی محروم میشود.

 

-6هو هج هع ْلنا هعَ ْ هأ هك ُن ًة ه هبِه و ُل ُ ق ُ ه و ُ ه قه ْ ف ي ه ْ ن أه هو في هو ْح ه ُدَ هو ُل ْوا هعَ ه ن ْرآ ُق ْ ل ا ْ هت هر ُب هك هفي ذا هذ هكَ هإ و ه ًرا ْ ق و ه ْ آذا ه هنَّه هأ ْدبا هر ه ْهُ ُن ُفور ًا. (الإسراء:

 

5)46اگر به قلب خود نرسیم دچار نافهمی یا کجفهمی میشوی.

 

-7هس هي ن ه و ه ها ْ ن ع ه ْع هر هض أه ف ه ه ه ِّ ب ر ه ه ت ه بآيا ه هو هم ْن هأ ْظ ه ُلَ ه ُمِ ْن ُذ ِّكَ ما هق ُد هم ْت هيدا ُه هإ ُنا هج هع ْلنا هعَ ه ْ هأ هك ُن ًة هأ ْن هي ْف هق ُهو ُه هبِه و ُل ُ ق و ه في آذا ه ه ْنَّه هو ْقر ًا هو هإ ْن هت ْد ُع ُه ْم هإ هلى

 

دى ُ ْلَ ا ذ ًا هأ هبد ًا هإ هف هل ْن ه ْيَ هت ُدوا . (الكهف: 6)57قلب مکنون و دارای پرده، توفیق فهم عمیق ندارد.

 

تفقه: مذمت شدید، بلکه نفرینی از خدا در آیات فوق نسبت عدم فقه و فهم استظهار میشود به دلالتهای ثلاث. نفرین علامت تهدید است برکسانیکه با ایجاد مانع فقه در قلبشان خود را از فهم دین و رسالات پیامبران محروم نمودهاند و تهدید و مذمت علامت حرمت نافهمی خودخواسته و خودساخته است. پس برداشتن موانع فقه و فهم عمیق از قلب امری الزامی برای مدیران و مکلفان است تا به فهم عمیق از امور سازمانی و غیرسازمانی موفق شوند و از آثار آن بهره ببرند، والله العالم. فتحصلکه مدیران در مقام تدبیر نفس باید روی سلامت قلب خویش کار کنند و آن را از هرگونه واژگونی، پوشیدگی، انسداد، نفاق، ناسپاسی و… صیانت و مراقبتکنند تا موانع فهم صحیح واقعیات و حقائق در سازمان از نفس آنان برطرف شود.7

 

5علامه طباطبایی در تفسیر المیزان میفرماید: كلمه اكنه جمع كن با صداى زیر كاف است كه بنا به گفتهی راغب به معناى ظرفى است كه چیزى در آن پنهان و محفوظ شود، و كلمه وقر به معناى سنگینى گوش است.

 

6علامه طباطبایی در تفسیر المیزان میفرماید: به منزلهی تعلیل براى اعراض آنان از آیات خدا و یا هم براى آن و هم براى نسیانشان از پیش فرستادههاى خویش است و در سابق در چند جا، معناى قرار دادن اكنه را در دلهاى كفار و وقر را در گوشهاى آنان توضیح دادی.

 

7 درس 66فقه الروابط از سلسلهی فقه الاداره، 9شهر رجب المرجب .1447

پاورقی ها:

دیدگاهتان را بنویسید