فقه الروابط 44
- 2 آذر, 1404
- آیت الله سید صمصام الدین قوامی
4شنبه 2/9/1404-2جمادی الثانی 1447- 23نوامبر 2025 – فقه الاداره – فقه مدیریت رفتار سازمانی – درس 44فقه روابط انسانی – روابط چهار گانه – رابطه دوم – جهد – جهاد نفس – نقشه راه امام راحل برای جهاد نفس[1] –فصل نهایی مقام دوم و اشاره به مقام سوم–
$ مسئلهی 44: مدیران در مقام تدبیر نفس و مدیریت بر خویشتن باید با تمام توان قوای غضب، شهوت و وهم را در اختیار عقل قرار دهند
طبق نقشهی راه امام 6 در جهاد نفس در دو مقام ملک و ملکوت با اقالیم سبعه و قوای ثلاثه، جمع بندی[2] مقام دوم به این است که در اثر جهد جنود رحمانی را بر جنود شیطانی غلبه میدهد و آنها را از سازمان نفس بیرون میکند. قوای سهگانه در فرماندهی عقل قرار میگیرد که در مقام سوم نفس قرار دارد و ولایت پیدا میکند. مقام عقل عالیترین مقام نفس است که در رأس سازمان پیچیدهی نفس قرار میگیرد. البته امام به این مقام ورود نمیکند، ولی اشارت دارد. برخی به عقلی بودن این مقــــــام اشــاره کردهانــــد.[3] با توجه به نگـــــاه مدیریـــــتی و حکمــــــروایی امام 6 به نفس و جهاد آن، میتوان عقل را به ولایت فقیه و شرع در بیرون تشبیه نمود و با توجه به اینکه «شرع عقل بیرون و عقل شرع درون» است، اگر در دو جبههی ملک و ملکوت جنود رحمانی حاکم شدند، آنگاه است که دو مقام را عملاً در اختیار عقل قرار میدهند که تدبیر نفس را به عهده میگیرد و مدیریت میکند. اگر جنود رحمان شکست بخورند سازمان با قوا و مقامات سهگانه در اختیار جهل قرار میگیرد و رژیم جاهلیت بر نفس حاکم میشود.
اما چون اصل بحث در رابطهی با خود به اصل «جهد» رسیده بود، باید گفت که غلبه دادن عقل طی مبارزات پیچیده و طولانی و نفسگیر فقط با جَهد است که تحقق پیدا میکند، یعنی اگر إعداد تمامی جنود به نحو تمامقد نباشد و اگر جهد در این جهاد اتفاق نیفتد، کار به سامان نمیرسد و عقل حاکمیت مطلقه پیدا نمیکند، پس خطر تسلط رژیم جاهلی همچنان باقی است، والله العالم.
فتحصل که مدیران در مقام تدبیر نفس و مدیریت بر خویشتن باید با تمام توان قوای غضب، شهوت و وهم را در اختیار عقل قرار دهند.[4]
[1] حدیث 1 جهاد با نفس
مقام اوّل
منزل «ملک» و ظاهر و دنیا
و در آن چند فصل است
فصل اشاره به مقام اوّل نفس
فصل در تفکّر است
فصل در عزم است
فصل : در «مشارطه» و «مراقبه» و «محاسبه» است
فصل : در تذکّر است
مقام دوم
مملکت باطن و نشئه «ملکوت» اوست[1]
و در آن چند فصل است
فصل نزاع جنود رحمانی و شیطانی باطنی نفس
فصل در اشاره به بعضی قوای باطنیه است
فصل در بیان جلوگیری انبیا از اطلاق طبیعت
فصل در بیان ضبط خیال است
فصل در موازنه است
فصل در معالجه مفاسد اخلاقیه
[2] فصل: چونکه مجاهدهی نفس در این مقام به اتمام رسید و انسان موفق شد که جنود ابلیس را از این مملکت خارج کند و مملکتش را سکنای ملائکة الله و معبد عبادالله الصالحین قرار داد، کار سلوک إلی الله آسان میشود و راه مستقیم انسانیت روشن و واضح میگردد، و ابواب برکات و جنّات به روی او مفتوح میگردد، و ابواب جهنم و درکات آن به روی او بسته میگردد، و خدای تبارک و تعالی به نظر لطف و مرحمت به او نظر میکند و در سلک اهل ایمان منخرط میشود و از اهل سعادت و اصحاب یمین میشود، و راهی از باب معارف الهیه که غایت ایجاد خلق جن و انس است بر او باز می شود، و خدای تبارک و تعالی در آن راه پر خطر از او دستگیری میفرماید. و ما میخواستیم اشاره به مقام سوم نفس و کیفیت مجاهدهی آن بنماییم و مکاید شیطان را در آن مقام نیز خاطرنشان کنیم، لیکن مقام را مناسب ندیدیم، این است که صرفنظر نموده، از خدای تبارک و تعالی توفیق و تأیید میطلبم که رسالهی مفرده ای در آن باب بنگارم. (خمینی، شرح چهل حدیث، ص. 27) (اشاره است به آیهی مبارکهی 56 ذاریات: «ما خَلَقْتُ الجِنَّ وَ الإنْسَ إلّا لِیَعْبُدُونِ». «عبادت» در این آیه تفسیر به «معرفت» شده است. در حدیث منقول از امام حسین G آمده است که فرمودند: ایّها النّاس إنّ الله U ذکره ما خلق العباد إلّا لیعرفوه… ای مردم، به درستی که خدای U ذکره، بندگان را جز برای شناخت خود نیافریده است. (إبن بابویه، علل الشرایع، ج. 1، ص. 9))
[3] اشاره به مقام سوم نفس و کیفیت مجاهده در آن: 1. عقل: قوهای است که بالاترین جایگاه را داراست و مجرد کامل است. به دو نوع عقل نظری و عملی تقسیم میشود. 2. عقل نظری: قوهای ادراکی است که به بود و نبودها، هستها و نیستها تعلق میگیرد. 3. عقل عملی: عقلی که انسان با آن بایدها و نبایدهای اخلاقی و فقهی و حقوقی را درک میکند. بنا بر این تمام اندیشهها و بینشها در تمام حوزهها مربوط به عقل نظری است و تمام اعمال و گرایشهای صحیح مربوط به عقل عملی است. (بینام، طوبی اندیشه (سطح دوم)، سیر مطالعاتی اندیشههای حضرت امام خمینی)
[4] درس 44 فقه الروابط از سلسلهی فقه الاداره، 2 شهر جمادی الثانی 1447.