فقه الروابط 33
- 12 آبان, 1404
- آیت الله سید صمصام الدین قوامی
دوشنبه 12/8/1404-12جمادی الاولی 1447- 3نوامبر 2023-فقه الاداره – فقه معاصر – فقه مدیریت رفتار سازمانی – فقه روابط انسانی سازمانی(درس 33) – روابط اربعه – دوم رابطه با خود_ اصل دوم جَهد – جهاد نفس – وجوب وافضلیت این جهد و جهاد –
$ مسئلهی 33: مجاهدت با نفس و خودسازی افضل جهادها و شرط وصول فرد، گروه و سازمان به سعادت و کمال مطلوب با مساعدت خدا و از فرائض و وظائف بنیادین مدیران است تا بار مسئولیت خود و همکاران را به انجام برسانند
معلوم شد که جهد اصل دوم در رابطه مدیران و مسئولان با خود است که به معنی توان و طاقت است و استاس جهاد و اجتهاد است که به معنای بذل طاقت و مال و جان در راه خدا برای اقامهی دین اوست و از آیات قرآن استظهار وجوب شد من قوله تعالی «جاهدوا فی اللّه حقّ جهاده». این وجوب در اخبار هم قابل استنباط است که در این نوبت به بخشی از اخبار باب اشاره داریم.
فقه الحدیث
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ، عَنْ أَبِيهِ وَ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الْقَاسَانِيِ جَمِيعاً، عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ، عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ دَاوُدَ الْمِنْقَرِيِّ، عَنْ فُضَيْلِ بْنِ عِيَاضٍ، قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ G عَنِ الْجِهَادِ: سُنَّةٌ أَمْ فَرِيضَةٌ؟ فَقَالَ: «الْجِهَادُ عَلى أَرْبَعَةِ أَوْجُهٍ، فَجِهَادَانِ فَرْضٌ، وَ جِهَادٌ سُنَّةٌ لَايُقَامُ إِلَّا مَعَ الْفَرْضِ، و جِهادٌ سُنَّةٌ. فَأَمَّا أَحَدُ الْفَرْضَيْنِ، فَمُجَاهَدَةُ الرَّجُلِ نَفْسَهُ عَنْ مَعَاصِي اللَّهِ U، وَ هُوَ مِنْ أَعْظَمِ الْجِهَادِ. وَ مُجَاهَدَةُ الَّذِينَ يَلُونَكُمْ مِنَ الْكُفَّارِ فَرْضٌ. وَ أَمَّا الْجِهَادُ الَّذِي هُوَ سُنَّةٌ لَايُقَامُ إِلَّا مَعَ فَرْضٍ، فَإِنَّ مُجَاهَدَةَ الْعَدُوِّ فَرْضٌ عَلىجَمِيعِ الْأُمَّةِ، وَ لَوْ تَرَكُوا الْجِهَادَ لَأَتَاهُمُ الْعَذَابُ، وَ هذَا هُوَ مِنْ عَذَابِ الْأُمَّةِ، وَ هُوَ سُنَّةٌ عَلَى الْإِمَامِ وَحْدَهُ أَنْ يَأْتِيَ الْعَدُوَّ مَعَ الْأُمَّةِ فَيُجَاهِدَهُمْ. وَ أَمَّا الْجِهَادُ الَّذِي هُوَ سُنَّةٌ، فَكُلُّ سُنَّةٍ أَقَامَهَا الرَّجُلُ، وَ جَاهَدَ فِي إِقَامَتِهَا وَ بُلُوغِهَا وَ إِحْيَائِهَا، فَالْعَمَلُ وَ السَّعْيُ فِيهَا مِنْ أَفْضَلِ الْأَعْمَالِ؛ لِأَنَّهَا إِحْيَاءُ سُنَّةٍ، وَ قَدْ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ [: مَنْ سَنَّ سُنَّةً حَسَنَةً، فَلَهُ أَجْرُهَا وَ أَجْرُ مَنْ عَمِلَ بِهَا إِلى يَوْمِ الْقِيَامَةِ مِنْ غَيْرِ أَنْ يُنْقَصَ مِنْ أُجُورِهِمْ شَيْءٌ».[1]
سند روایت قوی نیست ولی منجبر به شهرت عملی و مضمون عالی است و البته بعض رجال سند هم مورد اختلاف در توثیق هستند که در پاورقی شرح حال آنان آمده است.
اما دلالت و درایت: این فراز از روایت «فَأَمَّا أَحَدُ الْفَرْضَيْنِ، فَمُجَاهَدَةُ الرَّجُلِ نَفْسَهُ عَنْ مَعَاصِي اللَّهِ U، وَ هُوَ مِنْ أَعْظَمِ الْجِهَادِ» صریح است و نص است در اینکه مجاهدهی نفس از لحاظ حکم وضعی افضل جهادها و مجاهدتهاست و از لحاظ حکم تکلیفی بر همه بهوِیژه مدیران و حکمرانان و کارکنان و… فرض و واجب است؛ زیرا مدیران مسئولیت خود و کارکنان را بر دوش دارند و ضرورت بیشتری در جهاد نفس دارند تا بتوانند خود و آنان را اداره و تدبیر کنند و به سعادت و کمال مطلوب مساعدت کنند، لقوله G: «مَنْ أَجْهَدَ نَفْسَهُ فِي إِصْلَاحِهَا [صَلَاحِهَا] سَعِدَ».[2] مثل امام جماعت که مسئولیت صحت نماز خود و مأمومین بر عهدهی اوست؛ لذا به خودسازی و جهاد نفس بیشتر باید بپردازد لقوله G: «مَنْ نَصَبَ نَفْسَهُ لِلنَّاسِ إِمَاماً [فَعَلَيْهِ أَنْ يَبْدَأَ] فَلْيَبْدَأْ بِتَعْلِيمِ نَفْسِهِ قَبْلَ تَعْلِيمِ غَيْرِهِ».[3] و مسئولیت صحت عمل مقلد بر مرجع تقلید است.[4] لذا مجاهدهی نفس بر فقیه مرجع اوجب است؛ زیرا بار مسئولیت خود و مقلدان را بر عهده دارد و هرچه مسئولیت بیشتر، خودسازی واجبتر، فافهم.
سه خبر معتبر ذیل از حضرت امیرالمؤمنین G نیز بر این وجوب بلکه ضرورت دلالت آشکار دارد:
جاهِدْ نَفْسَكَ عَلى طاعةِ اللّه مُجاهَدةَ العَدُوِّ عَدُوَّهُ، و غالِبْها مُغالبةَ الضِّدِّ ضِدَّهُ؛ فإنّ أقْوى النّاسِ مَن قَوِيَ على نَفْسِهِ.[5]
جَاهِدْ نَفْسَكَ وَ حَاسِبْهَا مُحَاسَبَةَ الشَّرِيكِ شَرِيكَهُ وَ طَالِبْهَا بِحُقُوقِ اللَّهِ مُطَالَبَةَ الْخَصْمِ خَصْمَهُ فَإِنَّ أَسْعَدَ النَّاسِ مَنِ انْتَدَبَ[6] لِمُحَاسَبَةِ نَفْسِهِ.[7]
لَا تَتْرُكِ الِاجْتِهَادَ فِي إِصْلَاحِ نَفْسِكَ فَإِنَّهُ لَا يُعِينُكَ عَلَيْهَا إِلَّا الْجِدُّ.[8]
امر «جاهد» و نهی «لاتترک الاجتهاد» به وضوح ظهور در وجوب جهد و جهاد و اجتهاد با نفس دارد. البته علت و مصلحت وجوب را هم عداوت نفس میداند و روش مجاهده را هم محاسبهی دقیق و… که در نوبتهای بعدی به این روشها بیشتر اشاره میشود.
فتحصل که مجاهدت با نفس و خودسازی افضل جهادها و شرط وصول فرد، گروه و سازمان به سعادت و کمال مطلوب با مساعدت خدا و از فرائض و وظائف بنیادین مدیران است تا بار مسئولیت خود و همکاران را به انجام برسانند.[9]
[1] طوسی، التهذيب، ج. 6، ص. 124 بسنده عن عليّ بن محمّد القاساني، عن القاسم بن محمّد، عن سليمان بن داود المنقري، عن حفص بن غياث، عن أبي عبداللَّه G؛ إبن بابویه، الخصال، ص. 240، باب الأربعة، بسنده عن القاسم بن محمّد الإصفهاني، عن سليمان بن داود المنقري؛ و في القمی، تفسير القمّي، ج. 2، ص. 397؛ و البرقی، المحاسن، ص. 27؛ إبن بابویه، ثواب الأعمال، ح. 8؛ و مفید، الأمالي، ص. 191، بسند آخر عن أبي جعفر G، مفید، الاختصاص، ص. 251، مرسلًا عن العالم G، و في الأربعة الأخيرة من قوله: «من سنّ سنّة حسنة» مع زيادة. راجع: کلینی، الكافي، كتاب الوصايا، باب ما يلحق الميّت بعد موته، ح. 13287؛ و إبن بابویه، الأمالي، ص. 169؛ و إبن بابویه، ثواب الأعمال، ص. 160؛ و إبن بابویه، الخصال، ص. 323، باب السنّة؛ فیض کاشانی، الوافي، ج. 15، ص. 57؛ حر عاملی، الوسائل، ج. 15، ص. 24؛ کلینی، كافي (ط دار الحديث)، ج. 9، ص. 371.
[2] تميمى آمدى، تصنيف غرر الحكم و درر الكلم، ص. 237.
[3]وَ قَالَ G مَنْ نَصَبَ نَفْسَهُ لِلنَّاسِ إِمَاماً-[فَعَلَيْهِ أَنْ يَبْدَأَ] فَلْيَبْدَأْ بِتَعْلِيمِ نَفْسِهِ قَبْلَ تَعْلِيمِ غَيْرِهِ وَ لْيَكُنْ تَأْدِيبُهُ بِسِيرَتِهِ قَبْلَ تَأْدِيبِهِ بِلِسَانِهِ وَ مُعَلِّمُ نَفْسِهِ وَ مُؤَدِّبُهَا أَحَقُّ بِالْإِجْلَالِ مِنْ مُعَلِّمِ النَّاسِ وَ مُؤَدِّبِهِمْ.) نهج البلاغة (للصبحي صالح)، ص. 480)
[4] عبارت (أَ هُوَ فِي عُنُقِك) علامت این است که تقلید به معنای افکندن مسئولیت بر گردن دیگری اســـــــت. (درس خارج اصول آیــــــت الله سبحـــــــانی K با عنوان «معنــــــای تقلیـــــــد و مســـــــائلی پیرامـــــــون آن» برگرفتـــــــه از https://mhzrt.ir › sobhani › osool)
[5] در راه طاعت خدا، با نفْس خود مبارزه كن همچون مبارزه دشمن با دشمنش، و با آن گلاويز شو همچون گلاويز شدن حريف با حريفش، زيرا نيرومندترين مردمان كسى است كه بر نفْس خويش چيره آيد. (آمدی، غرر الحكم، ۴۷۶۱)
[6] انْتَدَب انْتِدَابًا [ندب]هُ لِأَمرٍ: او را براى كارى دعوت كرد.
[7] آمدى، تصنيف غرر الحكم، ص. 236.
[8] همان، ص. 237.
[9] درس 33 فقه الروابط از سلسلهی فقه الاداره، 12 شهر جمادی الاولی 1447.