فقه الروابط 31

موضوعات مطروحه در این درس:

متن درس

4شنبه 7/8/1404-7جمادی الاولی 1447- 29اکتبر 2025- فقه الاداره – فقه معاصر- فقه مدیریت رفتار سازمانی – درس 31 فقه ارتباطات سازمانی – روابط اربعه – رابطه با خود – اصل دوم جَهد- مبادی تصوری و تصدیقی جَهد

$ مسئله‌ی 31: مدیران در فرآیند تدبیر نفس و خودکنترلی باید نهایت قدرت و طاقت خود را به کار گیرند تا به قرب الهی برسند و از خواص و اولیاء او باشند

دومین اصل در ارتباط با خود «الجَهد» است که به معنای[1] تلاش، طاقت، قدرت و خستگی ناشی از تلاش و در نهایت قدرت است. ماده‌ی جهاد و ریشه‌ی اجتهاد است؛ جهاد اعم از اکبر، اصغر و کبیر. جهاد اکبر جهاد با نفس است که همان تدبیر نفس و مدیریت بر خویشتن است در عالم اکبر نفس که آن را از خسیس به نفیس و از اماره به مطمئنه بدل می‌کند. و اجتهاد باب افتعال یعنی استفراغ وسع یعنی رهاسازی همه‌ی انرژی خدادادی برای کشف احکام خدا در مبارزه با نفس تا در سایه‌ی این احکام مکشوفه، جهاد با نفس به انحراف و انصراف نرود و نقشه‌ی راهی ترسیم کند تا جنود عقل بر جنود جهل غلبه یابد و نظام درونی، نظامی عقلانی شود و نه نظامی جهلانی و جاهلی. جهد مقابل کسالت و تثاقل است؛ یعنی یک حرکت دائمی بدون استراحت، راحت‌طلبی و تن‌آسایی، توأم با کدح وسعی متواصل. امام صادق G ساختار موضوعی فقه روابط انسانی را در سازمان به شکل بسیار منظم و مرتب ترسیم فرموده است که نوبت سی و یکم است که طبق این نقشه حرکت می‌کنیم و به اصل جهد رسیده‌ایم به عنوان رکن دوم رابطه و تعامل مدیر با خویش. سزاوار است که نگاهی مجدد به این نقشه‌ی صادقانه و مطابق با واقع بیندازیم:

قَالَ الصَّادِقُ G‏ أُصُولُ الْمُعَامَلَاتِ تَقَعُ عَلَى أَرْبَعَةِ أَوْجُهٍ مُعَامَلَةُ اللَّهِ‏ وَ مُعَامَلَةُ النَّفْسِ وَ مُعَامَلَةُ الْخَلْقِ وَ مُعَامَلَةُ الدُّنْيَا وَ كُلُّ وَجْهٍ مِنْهَا مُنْقَسِمٌ عَلَى سَبْعَةِ أَرْكَانٍ أَمَّا أُصُولُ مُعَامَلَةِ اللَّهِ‏ تَعَالَى فَسَبْعَةُ أَشْيَاءَ أَدَاءُ حَقِّهِ وَ حِفْظُ حَدِّهِ وَ شُكْرُ عَطَائِهِ وَ الرِّضَا بِقَضَائِهِ وَ الصَّبْرُ عَلَى بَلَائِهِ وَ تَعْظِيمُ حُرْمَتِهِ وَ الشَّوْقُ إِلَيْهِ‏. وَ أُصُولُ مُعَامَلَةِ النَّفْسِ سَبْعَةٌ الْخَوْفُ وَ الْجَهْدُ وَ حَمْلُ الْأَذَى وَ الرِّيَاضَةُ وَ طَلَبُ الصِّدْقِ وَ الْإِخْلَاصُ وَ إِخْرَاجُهَا مِنْ مَحْبُوبِهَا وَ رَبْطُهَا فِي الْفَقْرِ وَ أُصُولُ مُعَامَلَةِ الْخَلْقِ سَبْعَةٌ الْحِلْمُ وَ الْعَفْوُ وَ التَّوَاضُعُ وَ السَّخَاءُ وَ الشَّفَقَةُ وَ النُّصْحُ وَ الْعَدْلُ وَ الْإِنْصَافُ وَ أُصُولُ مُعَامَلَةِ الدُّنْيَا سَبْعَةٌ الرِّضَا بِالدُّونِ وَ الْإِيثَارُ بِالْمَوْجُودِ وَ تَرْكُ طَلَبِ الْمَفْقُودِ وَ بُغْضُ الْكَثْرَةِ وَ اخْتِيَارُ الزُّهْدِ وَ مَعْرِفَةُ آفَاتِهَا وَ رَفْضُ شَهَوَاتِهَا مَعَ رَفْضِ الرِّئَاسَةِ. فَإِذَا حَصَلَتْ هَذِهِ الْخِصَالُ فِي نَفْسٍ وَاحِدَةٍ فَهُوَ مِنْ خَاصَّةِ اللَّهِ وَ عِبَادِهِ الْمُقَرَّبِينَ وَ أَوْلِيَائِهِ حَقّا.[2]

از عبارت اخیر برمی‌آید که خصالی مانند جهد اگر حاصل شود در نفس واحده پس در نتیجه این نفس از خاصان و مقربان و اولیاء حقه‌ی خداوند می‌شود که چند نکته دارد:

  • هر 28 خصلت باید حاصل شود، لظهور هذه الخصال که به حصول همه دلالت دارد نه بعضی از خصال؛
  • این حصول جمعی شرط مقرب شدن و خاص شدن نفس نزد خداست؛ شرط لازم التحصیل؛
  • آیا مقرب شدن و خاص شدن و ولی خدا شدن کما هو حقه برای نفس یک تکلیف است و آیا این تکلیف الزامی است یا استحبابی؟ ظاهراً تکلیفی الزامی است برای نفس واحده، زیرا مطلوب شارع است و شارع به ترک آن راضی نیست، به بُعد عبد و بیگانه شدن او از خودش راضی نیست. او اصولاً عبادات را برای قرب به خودش واجب کرده است، فافهم.
  • این تکلیف عمومی در حد وسع و طاقت است لإطلاق قوله تعالی: «لا یکلف الله نفسا الا وسعها» ای طاقتها و جهدها؛
  • جهد به عنوان یکی از 28 خصلت لازم‌التحصیل است؛
  • این جهد علاوه بر جزئیت در جمع 28 خصلت تأثیر عام در تحصیل همه‌ی خصال مذکوره دارد، یعنی واجب است همه در نهایت طاقت و وسع ممکن تحصیل شوند نه در حد اقل فتدبر.

فتحصل که مدیران در فرآیند تدبیر نفس و خودکنترلی باید نهایت قدرت و طاقت خود را به کار گیرند تا به قرب الهی برسند و از خواص و اولیاء او باشند.[3]

[1] مترادف جهد: اهتمام، اهتمام، تقلا، تکاپو، تلاش، جدیت، سعی، کوشش، مساعی. معنی انگلیسی:

endeavour, effort, attempt, eflort.

جهد: صعوبت و مشقّت، در آیه‌ی ۴۲ سوره‌ی فاطر به معنی محکم و موکّد است.بنا بر این، تعبیر «جَهْدَ اَیْمَانِهِم» اشاره به سوگند مؤکّد است: وَأَقْسَمُواْ بِاللّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ لَئِن جَاءتْهُمْ آيَةٌ لَّيُؤْمِنُنَّ بِهَا قُلْ إِنَّمَا الآيَاتُ عِندَ اللّهِ وَمَا يُشْعِرُكُمْ أَنَّهَا إِذَا جَاءتْ لاَ يُؤْمِنُونَ. (انعام: 109)  علامه طباطبایی در تفسیر المیزان می‌فرماید: کلمه‌ی جهد – به فتح جیم- به معنای طاقت است، و کلمه‌ی ایمان جمع یمین به معنای سوگند است، و جهد یمین قسم خوردن به مقدار قدرت و طاقت است، و منظور این است که: ایشان تا آن‌جا که می‌توانستند قسم یاد کرده تأکید نمودند. دیدگاه شیخ طبرسی در مجمع البیان: قسم سخت و نهايت توان و طاقتشان‌.

[2] امام جعفر بن محمد G، مصباح الشريعة، ص. 6.

[3] درس 31 فقه الروابط از سلسله‌ی فقه الاداره، 7 شهر جمادی الاولی 1447.

پاورقی ها:

دیدگاهتان را بنویسید