فقه الروابط 26

موضوعات مطروحه در این درس:

متن درس

سه شنبه 28-1404/7/29ربیع الثانی 21- 1447اکتبر – 2025فقه الاداره – فقه معاصر – فقه روابط انسانی سازمانی – درس – 26رابطهکارکنان با خویش – اصل اول –خوف – خوف منفی – اخبار باب مسئلهی :26کارکنان سازمان در تدبیر نفس باید شرائط اخلاص، باطنبینی، عدم سطحینگری، آیندهنگری، مدیریت آینده و عدم دنیاطلبی را در خود مهیاکنند تا مدیری اهل ریسک و خطرپذیر در مدیریت تحول و آینده باشند

 

معلوم شد که مدیران و کارکنان در رابطه با خود در عرصهی تدبیر نفس طبق معاملات سبعهی منقول از مصباح الشریعة دارای روابط چهارگانه است که هر کدام دارای هفت اصل هستند. رابطه و معاملهی دوم رابطه با نفس است که اصل اول آن خوف است؛ خوف مثبت و منفی بود. خوف منفی به نفی جنس به معنای عدم خوف برای مدیرانی است که اهل تحول، دارای همت بلند و عزم جزم برای کارهای بزرگ، بلکه خارقالعاده و غیرمتعارف هستند طبعا که مخالف و چالش زیاد را مقابل خود دارد که نباید از تهدید آنها بترسد، باید وارد گود شود، با موانع مبارزه و از آنها عبور کند. از آیات قرآن در نوبت قبل متوجه شدیکسانیکه نفس خود را از این خوف تخلیه کردهاند مقدماتی را در خود طی کردهاند و شرائطی را برای عدم خوف در درون خود ایجاد کردهاند تا مصداقی از اولیاء الله شوند، طبق آیهی 62سورهی یونس1که « ْ ِ ْ يْ َل َ ع يا َء ا ِلله لا َخ ْو ٌف ِ ل ْ و َأ َّ ن ِإ لا َأ .» تحقق این عنوان متعالی مشروط است به عبودیت، ایمان، عمل صالح سازمانی، استقامت در توحید ربوبی و تدبیری، انفاقات مالی که شامل گردش مالی سالم و سریع سازمانی هم میشود، شهادتطلبی، اصلاحگری که اطلاق آن شامل شایستهسالاری هم میشود (اعم از شایستهسازی و شایستهگزینی،) باقیات صالحات و عملکردسازانی شایسته، تقوا (به معنای پایبندی احکام شرع مقدس در زیست سازمانی و غیرسازمانی و… . این شرائط اعتقادی، اقتصادی، فرهنگی، ساختاری و رفتاری سازمانی باید فراهم شود و مرحله و مرتبهی عالیهی لاخوف پدید آید (که با خوفهای آغازین، موقت و زائلشوندهی طبیعی در اقدامات مهم منافاتی ندارد). مفاد این شرائط را از پانزده آیهی مزین به لاخوف استظهار و استفتاء نمودی و قرار بر تفقه در اخبار باب شد که هرکدام را بررسی فقهی میکنیم إن شاء الله.

 

َ 1 ن نُم َ َْ زيح ْ هُ م ْ َو لا ِ ْ يْ َل َ ع يا َء ا ِلله لا َخ ْو ٌف ِ ل ْ و َأ َّ ن ِإ لا َأ .

 

المجالس للمفید َ 2باِِِن عَ ِن الَْمْرُز 3عَ ْن ُمََُّم ِد بْ ِن أَ ْحََْد الْ َكاتِ ِب 4عَ ْن أَ ْحََْد بْ ِن أَِبِ َخیْثََمةَ 5عَ ْن عَبْ ِد الَْملِ ِك بْ ِن َداِهٍر عَ ِن اْلَْ ْع َم ِش عَ ْن عَبَایَةَ اْلَْ َس ِد ِِي عَ ِن ابْ ِن عَبَّا ٍس قَاَل: قَاَل ُسئِ َل أَِمیرُ الُْمْؤِمنِ َين عَلِ ُّي بْ ُن أَِبِ طَالِ ٍب عَ ْن قَْولِِه تَعَاَل َألا ِإ َّن َأ ْو ِليا َء ا َّ ِلله لا َخ ْو ٌف َع َل ْ ِ ْيْ َو لا م ْهُ َيحْ َز منُ َن فَِقی َل لَهُ َم ْن َهُؤَلاِء اْلَْْولِیَاءُ فََقاَل أَِمیرُ الُْمْؤِمنِ َين ُ هْم قَْومٌ أَ ْخلَ ُصوا َِّلِلِّ تَعَاَل ِفِ عِبَاَدتِِه َو نَظَُروا إَِل َبا ِط ِن الُّدنْیَا ِح َين نَظََر النَّا ُس إَِل ظَاِهِرَها فَعََرفُوا آ ِجلََها ِح َين غَُّر النَّا ُس ِسَواُهْم بِعَا ِجلَِها فََترَُكوا ِمنَْها َما عَلُِموا أَنَّهُ َسیَْترُُكُهْم َو أََماتُوا ِمنَْها َما عَلُِموا أَنَّهُ َسیُِمیتُُهْم ُثَُّ قَاَل أَیَُّها الُْمعَلِِلُ نَْف َسهُ ِبال ُّدنْیَا الَّراكِ ُض عَلَى َحبَائِلَِها الُْم ْجتَِه ُد ِفِ عِ َماَرةِ َما َسیُ ْخَر ُب ِمنَْها أَ َلمْ تََر إَِل َم َصاِرِع آَبائِ َك ِفِ الْبِلَى َو

 

2کتاب أمالی از جملهکتابهای معتبر شیخ مفید است. علامه مجلسی دربارهی این کتاب میگوید به نسخههایی بسیار قدیمی از اینکتاب دست یافته که دلایل و قرائنی بر صحت و اعتبار آن وجود دارد. همچنين برخی مُققان بر این باورند که در میان آثار شیخ مفید ،مهمترین اثر حدیثی وی همين کتاب است. الْمالی شامل روایات اخلاقی، اعتقادی و تاریخ اسلام میباشد. شیخ مفید، این کتاب را در طول هفت سال، در ماههای رمضان و در ۴۲جلسه برای یاران خود املاء کرده است. نجاشی، این کتاب را الْمالی المتفرقات نامیده، زیرا از سال ۴۰۴تا ۴۱۱ق، املای آن به طول انجامیده است. در کتب تراجم، بیش از ۳۰کتاب با عنوان «الْمالی» ذکر شده که کتب بزرگانی چون شیخ صدوق ،شیخ مفید ،سید مرتضی و شیخ طوسی از مشهورترین آنهاست. امالی، عبارت است از مطالبی که استاد در مجلسها یا زمانهای خاص از حفظ یا از روی کتاب خود برای شاگردان میخواند و آنها همه مطالب را مینویسند، به همين جهت به آن «المجالس» و «عَْر ُض المجالس» مطالب عَرضه شده در مجالس) هم میگویند. احادیث این کتاب در فاصله اول رمضان ۴۰۴قمری تا ۲۷رمضان ۴۱۱در طی ۴۲مجلس املاء گردیده است. در سالهای ۴۰۵و ۴۰۶هجری قمری به علت نامعلومی هیچ مجلسی برگزار نشده است. گویا در سال نخست مجالس همگی در منزل ضمرة ابوالحسن علی بن مُمد بن عبدالرحْان فارسی که از حالات وی چیزی نمیدانیم در زیاَریْن در َدْرب ریاح در بغداد انجامگرفته و در سالهای دیگر این جلسات به مسجد شیخ مفید در درب ریاح منتقل گردیده و در نتیجه عمومیتر شده است.

 

3 مُمد بن عمران مرزبانی. نسب: ابوعبیدة مُمد بن عمران بن موسی مرزبانی بغدادی، کاتب، تاریخنویس، لغوی و معتزلی بغدادی در سدهی چهارم قمری بود که نسبش به یکی از مرزبانان ایران وصل بوده، از این به مرزبانی شهرت یافت. از مورخان، لغویان، مُدثان، شاعران، ادیبان و نحویان بود. وی افزون بر جایگاه ویژهای که در میان طالبان علم و دانشوران معارف داشت، در میان امیران و حاکمان نیز از احترام و جایگاه خاصی برخوردار بود. وی شاگردان زیادی داشته است که در میان آن نام سید مرتضی از بزرگان شیعه نیز به چشم میخورد. گفته شده مرزبانی گرایش شیعی داشت و در جرگهی معتزله بود و گویا به همين سبب دربارهی وی به اختلاف سخن راندهاند. خطیب بغدادی گرچه او را تکذیب نکرده، گرایش به شیعه و قول به اعتزال او را از نقاط ضعف او به شمار آورده است. چنان که از گفتهها و آثار مرزبانی برداشت میشود، بسیاری از روایات و اخباری که به عنوان شنیدههای خویش برشمرده، اجازاتی است که از استادان خویش داشته؛ نه اینکه بی واسطه از آنها روایت کرده باشد؛ از این رو ابن جوزی آن را نوعی تدلیس در روایت خوانده و او را بدین سبب ضعیف و غیرموثق دانسته است.

 

4إبن ُجنَیْ ِد اِ ْسکافی، ابوعلی مُمد بن احْد کاتب اسکافی، فقیه و متکلم امامی سدهی چهارم قمری است. او از خاندان بنی جنید بود، که در اسکاف از نواحی نهروان، بين بغداد و واسط، ریاست داشتند. دربارهی تاریخ ولادت او در منابع گزارشی دیده نمی شود، اما از آنجا که قدیترین استاد شناختهشدهی او حْید بن زیاد در ۳۱۰ قمری وفات یافته، (نجاشی، رجال، ج. ،۱ص. )۱۳۲دربارهی وفات وی در منابع به نقل از مأخذی نامعلوم گفته شده که او در ۳۸۱ در ری درگذشته است. ابن جنید از قدیمىترین فقهاى جهان تشیع است که در عصر غیبت صغرى و دوران سفیران چهارگانهی حضرت مهدى در منطقهی اسکاف در حومهی بغداد چشم به جهان گشود. وى در زادگاه خود و بعد در بغداد به تحصیل پرداخت و در اثر تلاشهاى شبانهروزى یکى از مراجع مهم عصر خود گردید به طورى که نهتنها مردم عادى، بلکه حاکمان و سلاطين معاصر پاسخ مشکلات مذهبى خود را از وى مىپرسیدند. آگاهى وسیع در فقه، اصول، کلام و ادبیات و مهارت در فن نگارش و تألیف، ساماندهى ابواب پراکندهی فقه شیعه، پاسدارى از احکام بر مبناى قرآن و سنت، بنیانگذارى اجتهاد در مسائل شرعى، تألیفات متعدد و متنوع در موضوعات اسلامى و تلاش براى تفاهم با علماى با انصاف اهل سنت از ویژگیهاى اوست. آثار ابن جنید در طول ده قرن گذشته کانون توجه اندیشمندان و مجتهدان دینى بوده است. وى درکتابهاى رجال با نامهاى ابن الجنید، ابن الجندى، ابوعلى کاتب، مُمدبن جنید بغدادى و ابن جنید اسکافى شناخته مىشود. زادگاه او، منطقهی اسکاف در کشور عراق در نواحى نهروان و حد فاصل بغداد و واسط نقطهاى عالمخیز است و تبار ابن جنید در اسکاف به زمان انوشیروان برمىگردد. طایفهی بنوجنید سالهاى متمادى در آن ناحیه زندگى کردهاند.

 

5 ابن اَبى َخیْثَمه، ابوبكر احْد بن زهیر (أبىخیثمه) بن حرب بن شداد ( 279-185ق.) فقیه، مُ ِدث، عالم انساب، اخباری، مورخ، شاعر و ادیب ایرانى، نویسندهی التاریخ الکبیر یاقوت به نقل از فرغانى مىنویسد: ابن ابىخیثمه مذهبى خاص داشتكه مردم او را به قََدریِه نسبت مىدادند.

 

َم َضا ِجِع أَبْنَائِ َك َتحْ َت ا ْلجَنَاِدِل َو الثََّرى َكْم َمَّر ْض َت بِیََدیْ َك َو عَلَّلْ َت بِ َكَّفیْ َك تَ ْستَْو ِص ُف َلهُُم اْلَْ ِطبَّاءَ َو تَ ْستَْعتِ ُب َلهُُم اْلَِْحبَّاءَ فَلَْم یُغْ ِن عَنُْهْم غِنَاُؤَك َو َلا یَنْ َج ُع فِیِهْم َدَواُؤَك.6

 

بررسی سندی: رجال سند نوعا ادیب، شاعر و دارای مذاهب غیرامامیاند؛ لذا سند ضعیف است، ولی مضمون خوب است و اینکه در امالی شیخ مفید آمده آن را قابل اعتناء میکند. مضمون هم دال بر اعتبار است. بررسی دلالی: الف. اطلاق قوم شامل مدیران و اشخاص حقوقی هم میشود بلکه به طریق اولی. ب. حضرت ویژگیهای اخلاص، باطنبینی، عدم سطحینگری، آیندهنگری، مدیریت آینده، عدم دنیاطلبی و… را از شرائط عدم خوف از موانع و تهدیدات و از ویژگیهای اولیاء الله میدانند. ج. از آنجا که حضرت امیر خود از مدیران عالی و معصوم است، گویا در حال درس رفتار سازمانی به یکی از یاران خود است. در نتیجه دلالت این خبر بر حکم وضعی شرطیت این موارد برای تحقق عدم خوف است و موضوع برای تکلیف مدیران برای ایجاد این شرائط در رابطه با خود میکند تا مدیری اهل ریسک و خطرپذیر در مدیریت تحول و آینده باشند. احادیث ذیل در نوبتهای بعد مورد تفقه و استنباط خواهد بود:

 

فِ تفسیر العیاشي عن عبد الرحْن بن سالم الْشل عن بعض الفقهاء قال: قال أمیر المؤمنين َ :ألا ِإ َّن َأ ْو ِليا َء َ ن نُم َ َْ زيح ْ هُ م ْ َو لا ِ ْ يْ َل َ ع ا َّ ِلله لا َخ ْو ٌف ، ثُ قال: تدرون من أولیاء الله؟ قالوا: من هم یا أمیر المؤمنين؟ فقال: هم نحن و أتباعنا ممن تبعنا من بعدنا، طوبى لنا و طوبى لهم أفضل من طوبى لنا، قالوا: یا أمیر المؤمنين ما شأن طوبى لهم أفضل من طوبى لنا؟ ألسنا نحن و هم على امر؟ قال:لا، انهم حْلوا ما لم تحملوا علیه و أطاقوا ما لم تطیقوا.7

 

عن برید العجلي عن أبِ جعفر قال وجدنا فِ كتاب علي بن الحسين َ ْ « و ِ ْ يْ َل َ ع يا َء ا َّ ِلله لا َخ ْو ٌف ِ ل ْ و َأ َّ ن ِإ لا َأ َ ن نُم َ َْ زيح ْ هُ م لا » قال: إذا أدوا فرائض الله، و أخذوا بسنن رسول الله و تورعوا عن مُارم الله، و زهدوا فِ عاجل زهرة الدنیا، و رغبوا فیما عند الله و اكتسبوا الطیب من رزق الله، لا یریدون به التفاخر و التكاثر ثُ أنفقوا فیما یلزمهم من حقوق واجبة، فأولئك الذین بارك الله لهم فیما اكتسبوا و یثابون على ما قدموا لآخرتهم.8

 

6 ِعلی از امیرمؤمنان بن ابی طالب دربارهی تفسیر آیهی َألا ِإ َّن َأ ْو ِل َياء ا ِلله َلا َخ ْو ٌف َع َل ْ ِ ْيْ َو َلا م ْهُ َيحْ َز منُ َن سؤال شد: «أَْولِیَاء چهکسانی هستند»؟ امیرمؤمنين فرمود: «ایشان جماعتی هستند که در عبادت خداوند متعال اخلاص ورزیدند. در زمانیکه دیگر مردمان به ظاهر دنیا توِجه میکردند، آنان به باطن آن توِجه داشتند و آن زمانکه دیگران به امور زودگذر دنیا فریفته شده بودند، اینان عواقب و سرانجام امور را م ِد نظر داشتند و به همينخاطر چیزهایی را که میدانستند آنان را رها خواهد کرد، ترک کردند و چیزهایی را که میدانستند موجب نابودی آنان خواهد شد، از بين بردند.» (برازش، تفسیر اهل بیت ،ج. ،۶ص. ۴۹۲؛ مجلسی، بحار الْنوار، ج. ،۶۶ص. ۳۱۹؛ شیخ مفید، الْمالی ، ص. ۸۶ («الخلق» بدٌل «الناس»)؛ مجلسی، بحار الْنوار (ط بیروت)، ج. ،۶۶ص. )۳۱۹

 

7 حویزى، تفسیر نور الثقلين. عبدالِرحْن بن سالم اشل از ع ِدهای از علماء و بزرگان نقل میکند که [زمانی در حضور امام علی بودند که] امام علی ،آیهی َألا ِإ َّن َأ ْو ِل َيا َء ا ِلله َلا َخ ْو ٌف َع َل ْ ِ ْيْ َو َلا م ْهُ َيحْ َز منُ َن را تلاوت کرد و سپس پرسید: «آیا میدانید أَْولِیَاءَ اللهِ چهکسانی هستند»؟ آن بزرگان جواب دادند: «[نخیر، نمیدانیم،] ای امیرمؤمنان! چه کسانی هستند»؟ فرمود: «آنان، ما هستیم و کسانی که پس از ما از ما تبعیِت و پیرویکند. خوشا به حال ما و خوشا به سعادت آنان؛ البتِه بیشتر برای آنان مایهی خشنودی و سعادت است.» یکی از آنان پرسید: «ای امیرمؤمنان! منظور شما از اینکه بیشتر برای آنان مایهی خشنودی و سعادت است، چیست»؟ مگر ما و آنان هم عقیده نیستیم»؟ فرمود: «نه! آنها چیزهایی را تحِمل میکنندکه شما تحِمل نکردید و چندان بردباری مینمایند که شما نداشتید. (برازش، تفسیر اهل بیت ،ج. ،۶ ص. ۴۹۲؛ مجلسی، بحار الْنوار، ج. ،۶۵ص. ۳۴؛ العیاشی، التفسیر، ج. ،۲ص. ،۱۲۴حویزی، نور الثقلين، ج. ،۲ص. )۳۰۹

 

8امام باقر فرمود: درکتاب عل ِی بن الحسين دیدی که آن حضرت در توضیح آیهی َألا ِإ َّن َأ ْو ِل َيا َء ا ِلله َلا َخ ْو ٌف َع َل ْ ِ ْيْ َو َلا م ْهُ َيحْ َز منُ َن چنين فرموده: «اگر واجبات الهی را به جا میآورند و به سنِت رسول خدا عمل نموده و از مُارم الهی دوری گزینند و جلوههای فریبندهی دنیا را ترک گویند و به آنچه نزد خداست، رغبت داشته باشند و بهدنبال کسب روزی حلال باشند و با کسب روزی حلال، قصد فخرفروشی و زیادهخواهی را نداشته باشند و حقوقی که بر گردن آنهاست را ادا نمایند، خداوند به کسب و کارشان برکت میدهد و به خاطر آنچه برای آخرتشان، پیش فرستادهاند به آنان ثواب داده میشود.» (برازش، تفسیر اهل بیت ،ج. ،۶ص. ۴۹۴؛ عیاشی، التفسیر، ج. ،۲ص. ۱۲۴؛ مجلسی، بحار الْنوار، ج. ،۶۶ص. )۲۷۷

 

الُقطْ ُب الَّراَونْ ِد ُّي ِفِ بَا ِب لُ ِِب اللُّ ِ ، عَ ِن النَِِّب قَاَل: إِ َّن ِم ْن عِبَاِد ا َّلِلِّ َلَُْناسا َما ُهْم ِبَِنْبِیَاءَ َو َلا ُشَه َداءَ لَِم َكاِنهِْم ِم َن ا َّلِلِّ فَِقی َل َم ْن ُهْم َیا َرُسوَل ا َّلِلِّ قَاَل الَّ ِذی َن یَتَ َحابُّوَن بَِرْوِح ا َّلِلِّ ِم ْن غَِْیر أَْرَحاٍم بَیْنَُهْم َو َلا أَْمَواٍل یَتَعَاطَْوَن بَیْنَُهْم َو إِ َّن عَلَى ُوُجوِهِهْم لَنُورا َو إَِّنهُْم لَعَلَى َمنَابَِر ِم ْن نُوٍر َلا َيََافُوَن إِذَا َخا َف النَّا ُس َو َلا َيَْزنُوَن إِذَا َحِزنُوا ُثَُّ تََلا َه ِذهِ اْلآیَةَ َألا ِإ َّن َأ ْو ِليا َء ا َّ ِلله لا َخ ْو ٌف َع َل ْ ِ ْيْ َو لا م ْهُ َيحْ َز منُ َن.10 9

 

ِم َن الْكِتَا ِب الَْم ْذُكوِر َمْرفُوعا إَِل النَِِِّب أَنَّهُ قَاَل: أَ تَْدُروَن َما غَِِمي َو ِفِ أَ ِِي َش ْيٍء تََف ُّكِري َو إَِل أَ ِِي َش ْيٍء أَ ْشتَا ُق قَاَل أَ ْص َحابُهُ َلا َیا َرُسوَل ا َّلِلِّ َما عَلِْمنَا ِبَِِذهِ ِم ْن َش ْيٍء أَ ْخِْبرَنا بِغَِِم َك َو تََف ُّكِرَك َو تَ َشُّوقِ َك قَاَل النَُِّّب أُ ْخِبرُُكْم إِ ْن َشاءَ ا َّلِلُّ ُثَُّ تَنََّف َس َو قَاَل َهاْه َشْوقا إَِل إِ ْخَواِن ِم ْن بَْع ِدي فََقاَل أَبُو ذٍَِر َیا َرُسوَل ا َّلِلِّ أَ لَ ْسنَا إِ ْخَوانَ َك قَاَل َلا أَنْتُْم أَ ْص َحاِبِ َو إِ ْخَواِن َِیجیئُوَن ِم ْن بَْع ِدي َشأُْنهُْم َشأْ ُن اْلَْنْبِیَاِء قَْومٌ یَِفُّروَن ِم َن اْلآَباِء َو اْلَُّْمَها ِت َو ِم َن اِْلْ ْخَوةِ َو اْلَْ َخَوا ِت َو ِم َن الَْقَراَبا ِت ُكلِِِهْم ابْتِغَاءَ َمْر َضا ِت ا َّلِلِّ یَْترُُكوَن الَْماَل َِّلِلِّ َو یُِذلُّوَن أَنُْف َسُهْم ِبالتََّوا ُضِع َِّلِلِّ َلا یَْرغَبُوَن ِفِ ال َّشَهَوا ِت َو فُ ُضوِل الُّدنْیَا ُمجْتَِمعُوَن ِفِ بَیْ ٍت ِم ْن بُیُو ِت ا َّلِلِّ َكأََّنهُْم غَُرَباءُ َمُُْزونِ َين ِلخَْو ِف النَّاِر َو ُح ِِب ا ْلجَنَِّة فََم ْن یَْعلَُم قَْدَرُهْم عِنْ َد ا َّلِلِّ لَیْ َس بَیْنَُهْم قََرابَةٌ َو َلا َماٌل یُْعطُوَن ِبَِا بَْع ُضُهْم لِبَْع ِض أَ ْشَف ُق ِم َن اِلابْ ِن عَلَى الَْوالِِد َو ِم َن الَْوالِِد عَلَى الَْولَِد َو ِم َن اْلَْ ِخ عَلَى اْلَْ ِخ َهاْه َشْوقا إِلَیِْهْم یَُفِِرغُوَن أَنُْف َسُهْم ِم ْن َك ِِد الُّدنْیَا َو نَعِی ِمَها بِنَ َجاةِ أَنُْف ِسِهْم ِم ْن عَ َذا ِب اْلَْبَِد َو ُد ُخوِل ا ْلجَنَِّة لَِمْر َضاةِ ا َّلِلِّ َو ا ْعلَْم َیا أََبا ذٍَِر إِ َّن لِلَْوا ِح ِد ِمنُْهْم أَ ْجُر َسبْعِ َين بَْدِرِیا َیا أََبا ذٍَِر َوا ِحٌد ِمنُْهْم أَ ْكَرمُ عَلَى ا َّلِلِّ ِم ْن ُكِِل َش ْيٍء َخلَ َق ا َّلِلُّ عَلَى َو ْجِه اْلَْْر ِض َیا أََبا ذٍَِر قُلُوُبُِْم إَِل ا َّلِلِّ َو عَ َملُُهْم َِّلِلِّ لَْو َمِر َض أَ َح ُدُهْم لَهُ فَ ْضلُ عِبَاَدةِ أَلْ ِف َسنٍَة ِصیَامٌ َنهَاُرَها َو قِیَامٌ لَیْلَُها َو إِ ْن ِشئْ َت َحَّتّ أَِزی َد َك َیا أََبا ذٍَِر قَاَل نَعَْم َیا َرُسوَل ا َّلِلِّ ِزْدِنقَاَل لَْو أََّن أَ َحدا ِمنُْهْم َما َت فَ َكأََّنمَا َما َت َم ْن ِفِ ال َّس َماِء الُّدنْیَا ِم ْن فَ ْضلِِه عَلَى ا َّلِلِّ َو إِ ْن ِشئْ َت أَِزی ُد َك قَاَل نَعَْم َیا َرُسوَل ا َّلِلِّ ِزْدِن قَاَل َیا أََبا ذٍَِر لَْو أََّن أَ َح َدُهْم تُْؤِذیِه قَْملَةٌ ِفِ ثِیَابِِه فَلَهُ عِنْ َد ا َّلِلِّ أَ ْجُر أَْربَعِ َين َح َّجة َو أَْربَعِ َين عُ ْمَرة َو أَْربَعِ َين غَْزَوة َو عِتْ ُق أَْربَعِ َين نَ َس َمة ِم ْن ُولْ ِد إِ ْسَْاعِی َل َ و یُْد ِخلُ َوا ِحٌد ِمنُْهُم اثَْْن عَ َشَر أَلْفا ِفِ َشَفاعَتِِه قَاَل فَُقلْ ُت ُسبْ َحا َن ا َّلِلِّ َو قَالُوا ِمثْ َل قَْوِلِ ُسبْ َحا َن ا َّلِلِّ َما أَْرَحَْهُ ِبَلِْقِه َو أَلْطََفهُ َو أَ ْكَرَمهُ عَلَى َخلِْقِه فََقاَل النَُِّّب أَ تَْع َجبُوَن ِم ْن قَْوِلِ َو إِ ْن ِشئْتُْم َحَّتّ أَِزی َدُكْم قَاَل أَبُو ذٍَِر نَعَْم َیا َر ُسوَل ا َّلِلِّ ِزْدَنا فََقاَل النَُِّّب َ یا أََبا ذٍَِر لَْو أََّن أَ َحدا ِمنُْهْم ا ْشتََهى َشْهَوة ِم ْن َشَهَوا ِت الُّدنْیَا فَیَ ْصِبرُ َو َلا یَطْلُبَُها َكا َن لَهُ ِم َن اْلَْ ْجِر بِ ِذْكِر أَْهلِِه ُثَُّ یَغْتَُّم َو یَتَنََّف ُس َكتَ َب ا َّلِلُّ لَهُ بِ ُكِِل نََف ٍس أَلَْف ْي أَلْ ِف َح َسنٍَة َو َمَُا عَنْهُ أَلَْف ْي أَلْ ِف َسیِِئٍَة َو َرفََع لَهُ أَلَْف ْي أَلْ ِف َدَرَجٍة َو إِ ْن ِشئْ َت َحَّتّ أَِزی َد َك َیا أََبا ذٍَِر قَاَل َحبِیِب َرُسوَل ا َّلِلِّ ِزْدِن قَاَل لَْو أََّن أَ َحدا ِمنُْهْم یَ ْصِبرُ َم َع أَ ْص َحابِِه َلا یَْقطَعُُهْم َو یَ ْصِبرُ ِفِ ِمثِْل ُجوعِِهْم َو ِمثِْل غَ ِِمِهْم َكا َن لَهُ ِم َن اْلَْ ْجِر َكأَ ْجِر َسبْعِ َين ِممَّ ْن غََزا َمعِي غَْزَوةَ تَبُوَك َو إِ ْن ِشئْ َت َحَّتّ أَِزی َد َك قَاَل نَعَْم َیا َرُسوَل ا َّلِلِّ ِزْدَنا قَاَل لَْو أََّن أَ َحدا ِمنُْهْم َو َض َع َجبِینَهُ عَلَى اْلَْْر ِض ُثَُّ یَُقوُل آهِ فَتَبْكِي َمَلائِ َكةُ ال َّس َماَوا ِت ال َّسبِْع لَِرْحَْتِِهْم عَلَیِْه قَاَل ا َّلِلُّ تَعَاَل َیا َمَلائِ َكِتِ َما لَ ُكْم تَبْ ُكوَن فَیَُقولُوَن َیا إَِلهَنَا َو َسیَِِدَنا َو َكیْ َف َلا نَبْكِي َو َولِیُّ َك عَلَى اْلَْْر ِض یَُقوُل ِفِ َوَجعِِه آهِ فَیَُقوُل ا َّلِلُّ َیا َمَلائِ َكِتِ ا ْشَه ُدوا أَنْتُْم أَِِن ُول َرا ٍض عَ ْن عَبْ ِدي ِبالَّ ِذي یَ ْصِبرُ ِفِ ال ِِشَّدةِ َو َلا یَطْلُ ُب الَّرا َحةَ فَتَُق الَْمَلائِ َكةُ َیا إَِلهَنَا َو َسیَِِدَنا َلا تُ ِضُّر ال ِش َّدةُ بِعَبْ ِد َك َو َولِیِِ َك بَْع َد أَ ْن تَُقوَل َه َذا الَْقْوَل فَیَُقوُل ا َّلِلُّ َیا َمَلائِ َكِتِ إِ َّن َولِیِِي عِنْ ِدي َك ِمثِْل نٍَِِب ِم ْن أَنْبِیَائِي َو لَْو

 

9 نورى، مستدرك الوسائل. 10درکتاب ل ِب اللِباب از پیامبر نقل شده: «گروهی از بندگان خدا هستندکه از پیامبران و شهداء نیستند [اِما با این حال] روز قیامت، پیامبران و شهدا به حال آنها غبطه میخورند.» عرض شد: «ای رسولخدا! اینها چه کسانی هستند»؟ فرمود: «کسانی که به خاطر خدا با یکدیگر دوستی میکنند؛ با اینکه رابطهی خویشاوندی میانشان نیست و دادوستد مالی ندارند. بر چهرهی ایشان [در روز قیامت] نوری است و بر منبرهایی از نور قرار دارند و در روزی که همه میترسند و غمگيناند، ترس و غمی ندارند.» آنگاه حضرت این آیه را تلاوت فرمود: « يا َء ِ ل ْ و َأ َّ ن ِإ لا َأ َ ن نُم َ َْ زيح ْ هُ م ْ َو لا ِ ْ يْ َل َ ع ا ِلله لا َخ ْو ٌف ». (برازش، تفسیر اهل بیت ،ج. ،۶ص. ۴۹۴؛ نوری، مستدرک الوسایل، ج. ،۱۲ص. ۲۲۴؛ دیلمی، أعلام الدین، ص. )۲۸۰

 

َدعَاِن َولِیِِي َو َشَف َع ِفِ َخلِْقي َشَّفْعتُهُ ِفِ أَ ْكثََر ِم ْن َسبْعِ َين أَلْفا َو لِعَبْ ِدي َو َولِیِِي ِفِ َجنَِّتِ َما یَتََمَّنى َیا َمَلائِ َكِتِ َو عَِّزِتِ َو َجَلاِلِ َلََْنا أَْرَحُم بَِولِیِِي َو أََنا َخْیرٌ لَهُ ِم َن الَْماِل لِلتَّا ِجِر َو الْ َك ْس ِب لِلْ َكا ِس ِب َو ِفِ اْلآ ِخَرةِ َلا یُعَ َّذ ُب َولِیِِي َو َلا َخْو ٌف عَلَیِْه ُثَُّ قَاَل َر ُسوُل ا َّلِلِّ طُوَبى َلهُْم َیا أََبا ذٍَِر لَْو أََّن أَ َحدا ِمنُْهْم یُ َصلِِي َرْكعَتَِْين ِفِ أَ ْص َحابِِه أَفْ َضلُ ُْلب عِنْ َد ا َّلِلِّ ِم ْن َرُجٍل یَْعبُُد ا َّلِلَّ ِفِ َجبَِل نَا ٍن عُُمَر نُوٍح َو إِ ْن ِشئْ َت َحَّتّ أَِزی َد َك َیا أََبا ذٍَِر قَاَل نَعَْم َیا َرُسوَل ا َّلِلِّ قَاَل لَْو أََّن أَ َحدا ِمنُْهْم یُ َسبِِ ُح تَ ْسبِی َحة َخْیرٌ لَهُ ِم ْن أَ ْن یَ ِصیرَ لَهُ ِجبَاُل الُّدنْیَا ذََهبا َو نَظَْرةٌ إَِل َوا ِح ٍد ِمنُْهْم أَ َح ُّب إََِّلِ ِم ْن نَظَْرةٍ إَِل بَیْ ِت ا َّلِلِّ ا ْلحََراِم َو لَْو أََّن أَ َحدا ِمنُْهْم َیمُو ُت ِفِ ِش َّدةٍ بََْين أَ ْص َحابِِه لَهُ أَ ْجُر َمْقتُوٍل بََْين الُّرْك ِن َو الَْمَقاِم َو لَهُ أَ ْجُر َم ْن َیمُو ُت ِفِ َحَرِم ا َّلِلِّ َو َم ْن َما َت ِفِ َحَرِم ا َّلِلِّ آَمنَهُ ا َّلِلُّ ِم َن الَْفَزِع اْلَْ ْكَِبر َو أَْد َخلَهُ ا ْلجَنَّةَ َو إِ ْن ِشئْ َت َحَّتّ أَِزی َد َك َیا أََبا ذٍَِر قَاَل نَعَْم َیا َرُسوَل ا َّلِلِّ قَاَل َیجْلِ ُس إِلَیِْهْم قَْومٌ ُمَق ِِصُروَن ُمثَْقلُوَن ِم َن ال ُّذنُو ِب فََلا یَُقوُموَن ِم ْن عِنْ ِدِهْم َحَّتّ یَنْظَُر إِلَیِْهْم فََْیرَحَُْهْم َو یَغِْفَر َلهُْم ذُنُوَبُِْم لِ َكَراَمتِِهْم عَلَى ا َّلِلِّ ُثَُّ قَاَل النَُِّّب الُْمَق ِِصُر ِمنُْهْم أَفْ َضلُ عِنْ َد ا َّلِلِّ ِم ْن أَلْ ِف ُمجْتَِه ٍد ِم ْن غَِْیرِهْمَیا أََبا ذٍَِر ِض ْح ُكُهْم عِبَاَدةٌ َو فََرُحُهْم تَ ْسبِی ٌح َو نَْوُمُهْم َص َدقَةٌ َو أَنَْفا ُسُهْم ِجَهاٌد َو یَنْظُُر ا َّلِلُّ إِلَیِْهْم ِفِ ُكِِل یَْوٍم ثََلا َث َمَّرا ٍت َیا أََبا ذٍَِر إِِِن إِلَیِْهْم لَُم ْشتَا ٌق ُثَُّ غَ َّم َض عَیْنَیِْه َو بَ َكى َُّلله َشْوقا ُثَُّ قَاَل ا َّم ا ْحَفظُْهْم َو انْ ُصْرُهْم عَلَى َم ْن َخالَ َف عَلَیِْه ْم َو َلا َتخُْذْلهُْم َو أَقَِّر عَیِْن ِبِِْم یَْوَم الِْقیَاَمِة َألا ِإ َّن َ ن نُم َ َْ زيح ْ هُ م ْ َو لا ِ ْ يْ َل َ ع يا َء ا َّ ِلله لا َخ ْو ٌف ِ ل ْ و َأ َو قَاَل َرُسوُل ا َّلِلِّ َ م ْن عََر َف ا َّلِلَّ َمنَ َع فَاهُ ِم َن الْ َكَلاِم َو بَطْنَهُ ِم َن الطَّعَاِم َو عََّنى نَْف َسهُ ِبال ِِصیَاِم َو الِْقیَاِم قَالُوا ِبَِبائِنَا َو أَُّمَهاتِنَا َیا َرُسوَل ا َّلِلِّ َهُؤَلاِء أَْولِیَاءُ ا َّلِلِّ قَاَل إِ َّن أَْولِیَاءَ ا َّلِلِّ َس َكتُوا فَ َكا َن ُس ُكوُتهُْم ِذ ْكرا َو نَظَُروا فَ َكا َن نَظَُرُهْم عِْبرَة َو نَطَُقوا فَ َكا َن نُطُْقُهْم ِح ْك َمة َو َم َشْوا فَ َكا َن َم ْشیُُهْم بََْين النَّا ِس بََرَكة لَْو َلا اْلآ َجاُل الَِّتِ ُكتِبَ ْت عَلَیِْهْم َلمْ تَِقَّر أَْرَوا ُحُهْم ِفِ أَ ْج َساِدِهْم َخْوفا ِم َن الْعَ َذا ِب َو َشْوقا إَِل الثََّوا ِب َو قَاَل أَ َح ُّب عِبَاِد ا َّلِلِّ إََِّلِ اْلَْتِْقیَاءُ اْلَْ ْخِفیَاءُ الَِّذی َن إِذَا غَابُوا َلمْ یُْفتََق ُدوا َو إِذَا َشِه ُدوا َلمْ یُْعَرفُوا أُولَئِ َك أَئَِّمةُ اْلهَُدى َو َم َصابِی ُح الْعِلِْم َو قَاَل إِ َّن الُْمْؤِم َن قَیََّدهُ الُْقْرآ ُن عَ ْن َكثِ ٍیر ِم ْن َهَواِء نَْف ِسِه َو َشْهَوتِِه فَال َّصَلاةُ َكْهُفهُ َو ال ِِصیَامُ ُجنَّتُهُ َو ال َّص َدقَةُ فَ َكا ُكهُ.َو ُسئِ َل عَنْهُ َ م ْن أَْولِیَاءُ ا َّلِلِّ قَاَل الَّ ِذی َن إِذَا رأوا [ َخلَْوا] ذََكُروا ا َّلِلَّ.11

 

سول الِر َ و ُسئِ َل عَنْهُ َ م ْن أَْولِیَاءُ اللهِ قَاَل الَّ ِذی َن إِذَا َخلَْوا ذََکُروا ا َّلِلّ.12

 

11در حدیثی مرفوع از پیامبر آمده است: «آیا میدانید اندوه من از چیست و به چه میاندیشم و به چه چیزی اشتیاق دارم»؟ اصحاب عرض کردند: «نه ای رسول خدا. به هیچکدام از اینها آگاهی نداری. خود ما را از اندوه و اندیشه و اشتیاقتان آگاه فرمایید.» پیامبر فرمود: «به خواست خدا به شما خواهم گفت.» آنگاه نفس عمیقیکشیده و فرمود: «آه! چقدر مشتاق [دید ِن] برادرا ِن بعد از خودم هستم»! ابوذر عرض کرد: «ای رسول خدا! آیا ما برادران شما نیستیم»؟ فرمود: «نه، شما اصحاب من هستید و برادرانم بعد از من خواهند آمد. منزلت آنها همچون منزلت انبیاست. آنها مردمانی هستند که به خاطر جلب رضایت الهی از پدران، مادران، برادران، خواهران و بستگانشان دوری میگزینند. ای ابوذر! خندهی آنها عبادت، سرورشان تسبیح، خوابشان صدقه و نََفسهایشان جهاد است. خداوند در هر روز سه بار به آنها نظر میکند. ای ابوذر! من بسیار به آنها مشتاقم.» آنگاه پیامبر چشمان مبارک خود را فرو بست و گریهی شوقی نمود. سپس عرضه داشت: «خداوندا! آنها را حفظ فرما و بر مخالفینشان، یاریشان نما! آنها را خوار مگردان و چشمان مرا در روز قیامت به آنها روشن فرما َن نُم َ َْ زيح ْ هُ م ْ َو لا ِ ْ يْ َل َ ع يا َء ا ِلله لا َخ ْو ٌف ِ ل ْ و َأ َّ ن ِإ لا َأ .» رسول خدا فرمود: «هرکه خدا را بشناسد، دهانش را از سخن و شکمش را از غذا باز دارد و نْفس خود را به روزه و نماز ریاضت دهد». اصحاب عرض کردند: «ای رسول خدا! پدران و مادرانمان به فدایت! اینان اولیای خدا هستند»؟ حضرت فرمود: «اولیای خدا سکوت میکنند و سکوتشان ذکر است؛ نگاه میکنند و نگاهشان عبرت است؛ سخن میگویند و کلامشان حکمت است؛ راه میروند و رفتوآمدشان بين مردم برکت است. اگر نبود که مرگشان تعیين شده است از تر ِس عذاب و اشتیاق به ثواب، روحشان در پیکر آرام نمیگرفت». (ابن فهد حلى، التحصين فِ صفات العارفين، ص. 25؛ برازش، تفسیر اهل بیت ،ج. ،۶ص. )۴۹۴

 

12از پیامبر سؤال شد: «اولیای الهی چه کسانی هستند»؟ فرمود: «کسانی که وقتی به ایشان نگاه شود، یاد خدا زنده گردد». (برازش، تفسیر اهل بیت علیهم السلام، ج. ،۶ص. ۴۹۶؛ ابن فهد حلى، التحصين فِ صفات العارفين، ص. )25

 

فَُرا ُت [بْ ُن إِبَْراِهیَم الْ ُكوِفُِ] 13قَاَل َحَّدثَِن عَلِ ُّي بْ ُن أَ ْحََْد بْ ِن َخلَ ٍف ال َّشیْبَاِنُّ [قَاَل َح َّدثَنَا عَبْ ُد ا َّلِلِّ بْ ُن عَلِ ِِي بْ ِن الُْمتََوِكِِل الِْفلَ ْس ِطیُِّن عَ ْن بِ ْشِر بْ ِن غِیَا ٍث عَ ْن ُسلَیْ َما َن بْ ِن عَ ْمٍرو الْعَاِمِر ِِي عَ ْن عَطَاٍء عَ ْن َسعِی ٍد] عَ ِن ابْ ِن عَبَّا ٍس َر ِض َي ا َّلِلُّ عَنْهُ قَاَل: بَیْنََما النَُِّّب ص َو عَلِ ُّي [بْ ُن أَِبِ طَالِ ٍب ع] ِبَِ َّكةَ أََّیاَم الَْمْوِسِم إِِذ الْتََف َت النَُِّّب [ص]إَِل عَلِ ٍِي [ع] َو قَاَل [فََقاَل] َهنِیئا لَ َك َو طُوَبى لَ َك َیا أََبا ا ْلحَ َس ِن إِ َّن ا َّلِلَّ قَْد أَنَْزَل عَلَ َّي آیَة ُمُْ َك َمة غَْیرَ ُمتَ َشاِبٍَِة ِذ ْكِري َو إَِّیا َك فِیَها َسَواءٌ فََقاَل الْیَْوَم أَ ْك َملْ ُت لَ ُكْم ِدینَ ُكْم َو أَْتَْْم ُت عَلَیْ ُكْم نِْع َمِتِ َو َر ِضی ُت لَ ُكُم اِْلْ ْسلاَم ِدینا بِیَْوِم عََرفَا ٍت [عََرفَةَ] َو یَْوِم ُجمُعٍَة َه َذا َجْبرَئِیلُ [ع] ُيَِْبرُِن عَ ِن ا َّلِلِّ أََّن ا َّلِلَّ یَبْعَثُ َك [أَنْ َت] َو ِشیعَتَ َك یَْوَم الِْقیَاَمِة ُرْكبَانا غَْیرَ َرَّجالٍَة [ِرَجاٍل] عَلَى َنجَائِ َب [النَّ َجائِ ِب] فََرْحلَُها ِم َن النُّوِر [نُوٌر] فَتُنَا ُخ عِنْ َد قُبُوِرِهْم فَیَُقاُل َلهُْم اْرَكبُوا َیا أَْولِیَاءَ ا َّلِلِّ فََْیرَكبُوَن َصِفا ُمْعتَ ِدلا أَنْ َت إَِماُمُهْم إَِل ا ْلجَنَِّة َحَّتّ إِْذ َصاُروا إَِل الَْف ْح ِص َثاَر ْت ِفِ ُوُجوِهِهْم ِری ٌح یَُقاُل َلهَا الُْمثِیرَةُ فَتَْذِري ِفِ ُوُجوِهِهُم الِْم ْس َك اْلَْْذفََر فَیُنَاُدوَن بِ َصْو ٍت َلهُْم َنحْ ُن الْعَلَِویُّوَن فَیَُقاُل َلهُْم إِ ْن ُكنْتُُم الْعَلَِویُّوَن فَأَنْتُُم َُنون اْلآِمنُوَن َو لا َخْو ٌف عَلَیْ ُكُم الْیَْوَم َو لا أَنْتُْم َتحَْز [الَّ ِذی َن لا َخْو ٌف عَلَیِْهْم َو لا ُهْم َيَْزنُوَن].15 14 ُرِو َي عَ ْن أَِبِ َجْعَفٍر الْبَاقِِر قَاَل: َح َّج َرُسوُل ا َّلِلِّ ِ م َن الَْم ِدینَِة. فَأََمَر َرُسوُل ا َّلِلِّ { فی یوم الغدیر} أَ ْن یَُقَّم َما َتحْتَ ُه َن َو یُنْ َص َب لَهُ أَ ْح َجاٌر َکَهیْئَِْه الِْمنَِْبر لِیُ ْشِر َف عَلَی النَّا ِس فََترَا َج َع النَّا ُس َو ا ْحتُبِ َس أََوا ِخُرُهْم فِی ذَلِ َک الَْم َکا ِن َلا یََزالُوَن فََقاَم َرُسوُل ا َّلِلِّ فَْو َق تِلْ َک اْلَْ ْح َجار قال َ :معَا ِشَر النَّا ِس إِ َن ا َّلِلَّ قَْد أََمَرنِی َو َنهَانِی َو قَْد أََمْر ُت عَلِیِا َ و َنهَیْتُهُ َو عَلَیِْه اْلَْْمُر َو النَّ ْه ُی ِم ْن َربِِِه فَا ْسَْعُوا ِلَْْمِرهِ َو انْتَ ُهْوا لِنَ ْهیِِه َو ِصیرُوا إِلَی ُمَراِدهِ َو َلا تَتََفَّرْق بِ ُکُم ال ُّسبُلُ عَ ْن َسبِیلِِه أََنا ِصَرا ُط ا َّلِلِّ الُْم ْستَِقیُم الَِّذی أََمَرُکْم ِباتِِبَاعِِه ُثَُّ عَلِ ٌّی ِ م ْن بَْع ِدی ُثَُّ ُولْ ِدی ََرأ ِم ْن ُصلْبِِه أَئَِّمهٌْ (یَْه ُدوَن ِبا ْلحَِِق َو بِِه یَْع ِدلُوَن ُثَُّ قَ ا ْلحَْم ُد َِّلِلِّ إِلَی آ ِخِرَها َو قَاَل فِ َّی نََزلَ ْت َو فِیِهْم نََزلَ ْت َو َلهُْم عََّم ْت َو إَِّیاُهْم ُخ َّص ْت َو عَ َّم ْت َألا ِإ َّن َأ ْو ِليا َء ا ِلله لا َخ ْو ٌف َع َل ْ ِ ْيْ َو لا م ْهُ َيحْ َز منُ َن َف ِإ َّن ِح ْز َب ا ِلله م مهُ ا ْلغا ِل مبو َنأََلا إِ َّن أَ ْع َداءَُهْم أَْهلُ ال ِِشَقا ِق الْعَاُّدوَن َو إِ ْخَوا ُن ال َّشیَا ِط ِين الَِّذی یُوِحی بَْع ُضُه ْم إِلی بَْع ٍض ُزْخُر َف الَْقْوِل غُُرورا أََلا إِ َّن أَْولِیَاءَُهُم الَِّذی َن ذََکَرُهُم ا َّلِلُّ فِی کِتَابِِه الُْمْؤِمنُوَن فََقاَل مد َق ْوم ًا می ْؤ َ ِ تج لا مه َ ول س م َ ر َ و میُا ُّدو َن َم ْن َحا َّد ا َلله ِ ر ِ خ ا ْلْ ِم ْ و َ ي ْ ل َو ا ِ لله ا ِ ب َ ن و ن م ِ م إِلَی آ ِخِر اْلآیَِْه أََلا إِ َّن أَْولِیَاءَ ُهُم الَِّذی َن َو َصَفُهُم ا َّلِلُّ َج َّلَوعََّز َو َ ْلَ َی ْل ِب مسوا ِإیما َ م ْنَه ِب مظ ٍْلْ مأول ِئ َک َ ملَ مم ا ْ َلْ ْم من َو م ْهُ م ْمُ َت مدو َن أََلا إِ َّن أَْولِیَاءَُهُم الَِّذی َن آَمنُوا َو َلمْ یَْرتابُوا إِ َّن أَْولِیَاءَُهُم الَِّذی َن یَْد ُخلُوَن ا ْلجَنَّْهَ آِمنِ َين َو َت َت َل َّقا م مهُ ا ْلْ َلا ِئ َک مة ِبالتَّ ْسلِیِم أَ ْن ِط ْب م ْتُ َفا ْد مخ ملوها َ ین ِِ لد خا أََلا إِ َّن أَْولِیَاءَُهُم الَِّذی َن قَاَل ا َّلِلُّ َ ی ْد مخ ملو َنا ْ َلج َّن َة. ِحسا ٍب أََلا إِ َّن أَ ْع َداءَُهْم یَ ْصلَْوَن َسعِیرا أََلا إِ َّن أَ ْع َداءَُهُم َتها الَِّذی َن یَ ْس َمعُوَن ِلجََهنََّم َشِهیقا َو ِه َی تَُفوُر َو َلهَا َزفِیرٌ ُکلَّما َد َخلَ ْت أَُّمةٌ لَعَنَ ْت أُ ْخ اْلآیَْهَ أََلا إِ َّن أَ ْع َداءَُهُم الَِّذی َن

 

13 و أورده المجلسي فِ البحار، ج. ،۳۶ص. ۱۳۳عن فراتكما و أورده عن مُِمد بن العباس أیضا عن مُِمد بن همام عن عبد ا ِلِلّ بن جعفر عن الحسن بن موسى عن عل ِي بن حسان مثله. و أخرج الحسكان بواسطة السبیعي بسنده عن مُِمد بن فضیل عن عطاء بِا یقرب منه. و كان هذا الحدیث بالْصل تحت الرقم ۲۳آل عمران و قد أخذنا السند من شواهد التنزیل من الحدیث الْخیر من الآیة ۳من سورة المائدة و تنتهي روایة الحسكان إل قوله یوم جمعة. بشر بن غیاث ضعفه كافة من ذكره لكفره و ارتداده. (لسان المیزان، تاریخ بغداد)

 

14كوفى، تفسیر فرات الكوفِ. 15از ابنعبِاس نقل است: هنگامیکه پیامبر و عل ِی بن ابی طالب در اِیام حج در م ِکه بودند پیامبر رو به علی کرده و فرمود: گوارا باد بر تو و خوشا به حالت ای اباالحسن !خداوند در روز عرفه و جمعه، آیهای مُکم و غیر متشابه بر من نازل فرمود که من و تو در آن به یک اندازه یاد شدهای؛ خدا فرمود: امروز، دین شما را کامل کردم و نعمت خود را بر شما تْام نمودم و اسلام را به عنوان آیين شما پذیرفتم. (مائده: )۳این جبرئیل است که از جانب خدا به من خبر میدهد: «خداوند تو و شیعیانت را روز قیامت سوار بر شترانی که جهازشان از نور است مُشور میفرماید. این شتران کنار قبرهای شیعیانت زانو میزنند و به شیعیان خطاب میشود: «ای اولیای خدا سوار شوید!» آنها نیز در یک صف منظِمی سوار میشوند و تو پیش روی آنها رو بهسوی بِشت خواهی بود تا اینکه به جایگاه خود برسند. نسیمی به نام «مثیره» (برانگیزنده) به صورتهایشان وزیده میشود که در صورتهایشان ُمش ِک خوشبویی میپراکند. در این حال با نوای مخصوصی فریاد زنند: «ما علویِون هستیم». در این هنگام به آنها خطاب شود: «اگر شما علویِون هستید پس ایمنید و امروز نه ترسی دارید و نه غمگين میشوید؛ شما کسانی هستید که لا َخ ْو ٌف َع َل ْ ِ ْيْ َو لا م ْهُ َيحْ َز منُ َن. (برازش، تفسیر اهل بیت ،ج. ،۶ص. ۴۹۶؛کوفی، تفسیر فرات الکوفی، ص. )۱۱۹

 

قَاَل ا َّلِلُّ ْل ِ َقِ ِفيها َف ْو ٌج َس َأ َ ملَ ْم َخ َز َن متها َأ َ ْلَ َی ْأ ِت مک ْم َن ِذی ٌر ا َّل ِذی َن َ ْيخ َش ْو َن َر َّ م ْبَّه ِبا ْل َغ ْي ِب َ ملَ ْم َم ْغ ِف َر ٌة َو َأ ْج ٌر َک ٌی

مک َّلما مأ أََلا إِ َّن أَْولِیَاءَُهْم ِب َمعَا ِشَر النَّا ِس عَ ُدُّوَنا َم ْن ذََّمهُ ا َّلِلُّ َو لَعَنَهُ َو َولِیُّنَا َم ْن َم َد َحهُ ا َّلِلُّ َو أَ َحبَّه.16

 

تفسیر رٍ العیاشي عَ ْن أَِبِ َحَْْزةَ الثَُّماِِِلِ قَاَل قَاَل أَبُو َجْعَف َ یا أََبا َحَْْزةَ إَِّنمَا یَْعبُُد ا َّلِلَّ َم ْن عََر َف ا َّلِلَّ َو أََّما َم ْن َلا یَْعِر ُف ا َّلِلَّ َكأََّنمَا یَْعبُُد غَْیرَهُ َه َك َذا َضاالا قُلْ ُت أَ ْصلَ َح َك ا َّلِلُّ َو َما َمْعِرفَةُ ا َّلِلِّ قَاَل یُ َص ِِد ُق ا َّلِلَّ َو یُ َصِِد ُق ُمََُّمدا َرُسوَل ا َّلِلِّ ِ فِ ُمَوالاةِ …17قُلْت أَ ْصلَ َح َک ا َّلِلُّ أَ ُی َش ْیٍء إِذَا عَ ِملْتُهُ أََنا ا ْستَ ْک َملْ ُت َحِقیَقْهَ اِْلْیمَا ِن قَاَل تَُوالِی أَْولِیَاءَ ا َّلِلِّ َو تُعَاِدی أَ ْع َداءَ ا َّلِلِّ َو تَ ُکوُن َم َع ال َّصاِدقِ َين َ ک َما أََمَر َک ا َّلِلُّ قَاَل قُلْت َو َم ْن أَْولِیَاءُ ا َّلِلِّ فََقاَل أَْولِیَاءُ ا َّلِلِّ ُمََُّمٌد َرُسوُل ا َّلِلِّ َ و عَلِ ٌّی َو ا ْلحَ َس ُن َو ا ْلحُ َسُْين َو عَلِ ُّی بْ ُن ا ْلحُ َسِْين ُثَُّ انْتَ َهی اْلَْْمُر إِلَیْنَا ُثَُّ ابْنِی َجْعَفٌر َو أَْوَمأَ إِلَی َجْعَفٍر َ و ُهَو َجالِ ٌس فََم ْن َوالَی َهُؤَلاِء فََق ْد َوالَی أَْولِیَاءَ ا َّلِلِّ َو َکا َن َم َع ال َّصاِدقِ َين َک َما أََمَرهُ ا َّلِلُّ.18

 

16از امام باقر نقل شده است که رسول خدا از مدینه قصد حج کرد… [در روز غدیر] رسول خدا دستور فرمود زیر آن درختان را تْیز کرده و از سنگها چیزی شبیه منبر بسازند تا بر مردم مشرف باشد. آنان که جلوتر رفته بودند، برگشتند و آنان که تازه رسیده بودند، یکجا جمع شدند و پیامبر بر فراز آن سنگها رفته و فرمود: «ای مردم! خداوند مرا امر و نهی فرمود و من نیز علی را امر و نهی کردم و از سوی خدای امر و نهی بر عهدهی علی است. پس فرمانش را بشنوید و از هرچه نهی میکند خودداری کرده و به خواسته او عمل کنید. [مبادا] راههای گوناگون، شما را از راه او پراکنده سازد. من صراط مستقیم خدایی هستم که به شما فرمان داده. پس از من اطاعت کنید و بعد از من، علی و پس از او فرزندان من که از نسل اویند، امامانی هستند که ِه َی ْع ِد ملون ِ ب َ و ِّ ق َ لح ا ِ ب َ ن و د م ْ َ یَ ؛ به حق هدایت و داوری میکنند .(اعراف: )۱۸۱آنگاه حضرت آیات سورهی حْد را تلاوت نموده و فرمود: «این سوره در شأن من و این امامان نازل شده است و عموم و خصوص آن به ایشان بستگی دارد؛ حزب و جمعیِت خدا پیروز است. (مائده: )۵۶دشمنا ِن ایشان، بدبت، سرکش و برادر شیطانها هستند که سخ ِن به ظاهر آراسته را برای فریب، به یکدیگر القا میکنند. (انعام: )۱۱۲دوستداران این امامان، همان مؤمنانی هستند که خداوند در کتابش آنان را یاد کرده و فرموده: نمییابی مردمی را که به خدا و روز قیامت ایمان آورده باشند، ولی با کسانی که با خدا و پیامبرش مخالفت میورزند دوستی کنند، هرچند آن مخالفان، پدران یا فرزندان یا برادران و یا قبیلهی آنها باشند. خدا بر دلشان رقم ایمان زده و به روحی از خود یاریشانکرده است و آنها را به بِشتهایی که در آن نهرها جاری است درآورد. در آنجا جاودانه باشند. خدا از آنها خشنود است و آنان نیز از خدا خشنودند. اینان حزب خدایند، آگاه باش که حزب خدا رستگارانند. (مجادله: )۲۲دوستداران ایشان کسانی هستند که خدای آنان را چنين توصیف فرموده که: ایمان خود را با شرک و ستم نیالودند، ایمنی تنها از آن آنهاست و آنها هدایتیافتگانند. (انعام: )۸۲دوستداران ایشان کسانی هستند که ایمان آورده و هرگز شک و تردیدی به خود راه ندادند. (حجرات: )15دوستداران ایشان کسانی هستندکه در امنیِتکامل وارد بِشت میشوند و فرشتگان با سلام به استقبالشان آمده. (انبیاء: )۱۰۳و میگویند: گوارایتان باد این نعمتها! داخل بِشت شوید و جاودانه بِانید! (زمر: )73دوستداران ایشان کسانی هستند که خدای دربارهی آنان فرموده است: آنها وارد بِشت میشوند و در آن روزی بیحسابی به آنها داده خواهد شد. (غافر: )40دشمنان ایشان کسانی هستند که به دوزخ افتاده و نعرهی جهنِم را میشنوند که پیوسته میجوشد و جهنِم را هیاهویی است؛ هر اِمتیکه به آتش داخل شود اِمت همکیش خود را لعنت کند. تا چون همگی در آنجا گرد آیند، گروههایی که پیرو بودهاند دربارهی گروههایی که پیشوا بودهاند گویند: پروردگارا، اینان ما را گمراه کردند، دو چندان در آتش عذابشان کن. گوید: عذاب همه دوچندان است ولی شما نمیدانید. (اعراف: )38دشمنان ایشان کسانی هستند که خدای دربارهی آنها فرموده است: هر زمانکه گروهی در آن افکنده میشوند، نگهبانان دوزخ از آنها میپرسند: «مگر بیمدهندهی الهی به سراغ شما نیامد؟! (ملک: )8 دوستداران ایشان کسانی هستند که از پروردگارشان در نهان میترسند، مسلِما آمرزش و پاداش بزرگی دارند. (ملک: )12ای مردمان! دشمن ما کسی است که خداوند او را نکوهش و نفرین کرده و دوستدار ما کسی است که خداوند او را ستوده و دوستش میدارد». (برازش، تفسیر اهل بیت علیهم السلام، ج. ،۶ص. ۴۹۶؛ فتال نیشابوری، روضة الواعظين، ج. ،۱ص. )۹۵ 17مجلسى، بحار الْنوار (ط بیروت).

 

18از ابوحْزه ثمالی نقل است: عرض کردم: «خدا خیرتان دهد، چه کاری است که اگر انجامش دهم به حقیقت ایمان دست یافته باشم»؟ فرمود: «اینکه از اولیای خدا پیروی کرده و از دشمنان او بیزاری بجویی و همواره با راستگویان باشی؛ آنچنان که خدا به تو دستور فرموده است». عرضکردم: «اولیای خدا و دشمنان او چهکسانی هستند»؟ فرمود: «اولیای خدا، مُِمد رسول خدا علی، حسن، حسين و علی ِ بن حسين (و اینک من و بعد از من، پسرم جعفر [ است.»] در اینجا حضرت به جعفر صادق که آنجا نشسته بود اشاره کرد و فرمود: «هرکس از ایشان پیروی کند از اولیای خدا پیروی کرده و آنچنان که خدا به او دستور فرموده با راستگویان خواهد بود. (برازش، تفسیر اهل بیت ،ج. ،۶ص. ۴۹۸؛ مجلسی، بحار الْنوار (ط بیروت)، ج. ،۲۷ص. ۵۸؛ عیاشی، التفسیر، ج. ،۲ص. )۱۱۶

 

َحَّدثَنَا الُْمظََّفُر بْ ُن َجْعَفِر بْ ِن الُْمظََّفِر الْعَلَِو ُّي ال َّس َمْرقَنْ ِد ُّي َر ِض َي ا َّلِلُّ عَنْهُ قَاَل َحَّدثَنَا ُمََُّم ُد بْ ُن َجْعَفِر بْ ِن َم ْسعُوٍد َو َحیْ َدُر بْ ُن ُمََُّم ِد بْ ِن نُعَیٍْم ال َّس َمْرقَنْ ِد ُّي َِجمیعا عَ ْن ُمََُّم ِد [بْ ِن] َم ْسعُوٍد الْعَیَّا ِش ِِي قَاَل َحَّدثَِن عَلِ ُّي بْ ُن ُمََُّم ِد بْ ِن ُُیون ُش َجاٍع عَ ْن ُمََُّم ِد بْ ِن عِی َسى عَ ْن َس بْ ِن عَبْ ِد الَّرْحَْ ِن عَ ْن عَلِ ِِي بْ ِن أَِبِ َحَْْزةَ عَ ْن أَِبِ بَ ِص ٍیر قَاَل قَاَل ال َّصاِد ُق َجْعَفُر بْ ُن ُمََُّم ٍد ِ فِ قَْوِل ا َّلِلِّ یَْوَم َيَِْتِ بَْع ُض آیا ِت َربِِ َك لا َی ْن َف مع َن ْفس ًا ِإیما منُا َ ْلَ َت مک ْن آ َم َن ْت ِم ْن َق ْب مل َأ ْو َک َس َب ْت ِفِ ًا ْ ی َ خ ا ِنُ یما ِإ 19یَْعِن ُخُرو َج الَْقائِِم الُْمنْتَظَِر ِمنَّا ُثَُّ قَاَل َ یا أََبا بَ ِص ٍیر طُوَبى لِ ِشیعَِة قَائِِمنَا الُْمنْتَ ِظِری َن لِظُُهوِرهِ ِفِ غَیْبَتِِه َو الُْم ِطیعِ َين لَهُ ِفِ ظُُهوِرهِ أُولَئِ َك أَْولِیَاءُ ا َّلِلِّ الَّ ِذی َن لا َخ ْو ٌف َع َل ْ ِ ْيْ َو لا م ْهُ َيحْ َز منُن.20

 

َو ِفِ ِصَاِل ا ْلخ ِفِكَِتا ِب َو ِفِ َمعَاِن اْلَْ ْخبَاِر َو ِإ ْكمَاِل الِِدی ِن عَ ْن ُمََُّم ِد بْ ِن عَلِ ٍِي َما ِجیلََویِْه عَ ْن عَ ِِمِه ُمََُّم ِد بْ ِن أَِبِ الَْقا ِسِم عَ ْن أَ ْحََْد بْ ِن ُمََُّم ِد بْ ِن َخالٍِد عَ ِن الَْقا ِسِم بْ ِن َيَْيَ عَ ْن َج ِِدهِ ا ْلحَ َس ِن بْ ِن َرا ِش ٍد عَ ْن أَِبِ بَ ِص ٍیر عَ ْن ُمََُّم ِد بْ ِن ُم ْسلٍِم عَ ْن أَِبِ َجْعَفٍر عَ ْن آَبائِِه عَ ْن عَلِ ٍِي قَاَل: إِ َّن ا َّلِلَّ أَ ْخَفى أَْربَعَة ِفِ أَْربَعٍَة أَ ْخَفى ِر َضاهُ ِفِ طَاعَتِِه فََلا تَ ْستَ ْصغَِرَّن َشیْئا ِم ْن طَاعَتِِه فَُرَّبَِا َوافَ َق ِر َضاهُ َو أَنْ َت َلا تَْعلَُم َو أَ ْخَفى َس َخطَهُ ِفِ َمْع ِصیَتِِه فََلا تَ ْستَ ْصغَِرَّن َشیْئا ِم ْن َمْع ِصیَتِِه فَُرَّبَِا َوافَ َق َس َخطُهُ (َمْع ِصیَتَهُ) َو أَنْ َت َلا تَْعلَُم َو أَ ْخَفى إِ َجابَتَهُ ِفِ َد ْعَوتِِه فََلا تَ ْستَ ْصغَِرَّن َشیْئا ِم ْنُدعَائِِه فَُرَّبَِا َوافَ َق إِ َجابَتَهُ َو أَنْ َت َلا تَ ْعلَُم َو أَ ْخَفى َولِیَّهُ ِفِ عِبَاِدهِ فََلا تَ ْستَ ْصغَِرَّن عَبْدا ِم ْن عَبِی ِد ا َّلِلِّ فَُرَّبَِا یَ ُكوُن َولِیَّهُ َو أَنْ َت َلا تَْعلَُم.22 21

 

19الْنعام: ۱۵۸ 20امام صادق :خوشا به حال شیعیان قائم ما! کسانی که در غیبتش منتظر ظهور او هستند و در حال ظهورش نیز فرمانبردار اویند. آنان اولیای خدا هستند که لا َخ ْو ٌف َع َل ْ ِ ْيْ َو لا م ْهُ َيحْ َز منُ َننه خوفی بر آنهاست و نه اندوهگين میشوند. (ابن بابویه،كمال الدین و تْام النعمة ج. ،۲ص. ،۳۵۷برازش، تفسیر اهل بیت ،ج. ،۶ص. )۵۰۰ 21امام علی :خداوند چهار چیز را در چهار چیز مخفی و پنهان داشته است: اولیاء و دوستان خود را در میان بندگان خود پنهان داشته. پس مبادا بندهای از بندگان خدا را تحقیر کنی که چه بسا او از اولیاء خدا باشد و تو این را ندان! (برازش، تفسیر اهل بیت ،ج. ،۶ص. ۵۰۰؛ مجلسی، بحار الْنوار، ج. ،۹۰ص. ۳۶۳؛ حویزی، نور الثقلين؛ حر عاملی، وسائل الشیعة، ج. ،۱ص. ۱۱۷؛ إبن بابویه، الخصال، ص. ۲۰۹و معان الْخبار، ص. ۱۱۲و إكمال الدین، )۲۹۶

 

22 درس 26فقه الروابط از سلسلهی فقه الاداره، 28شهر ربیع الثانی .1447

پاورقی ها:

دیدگاهتان را بنویسید