فقه الروابط 13

موضوعات مطروحه در این درس:

متن درس

2شنبه 7/7/1404- 6ربیع الثانی 1447 -29سپتامبر 2025 – فقه الاداره – فقه معاصر – فقه روابط سازمانی – روابط 4 گانه – اول رابطه با خدا – رکن سوم رابطه با خدا- شکر عطائه (بهره وری )

$ مسئلهی 13: اعضاء سازمان اعم از کارگزاران، کارمندان و کارگران باید هر نوع منابع و امکانات را عطیه‌ی خداوندی به حساب آورند و منابع را به خوبی بشناسند و در محل خود و لحاظ رضایت خدا با کم‌ترین هزینه به‌کار گیرند و در نتیجه با کارآیی و اثربخشی درصد بهره‌وری را بالا ببرند

رکن سوم رابطه‌ی مدیران با خدا «شکر عطائه»[1] است که بر مبنای وجوب عقلی شکر منعم[2] است که شرع هم آن را تقویت می‌کند؛ به‌ویژه که خداوند مدیر کل هستی، رب الارباب و رازق است. هر چه نعمت است از اوست. منابع انسانی و امکانی سازمان‌ها و مدیران از اوست که تأمین می‌کند و فقط باید از او کمک خواست[3] والا شرک در استعانت است. بله، دیگران واسطه‌ی در فیض هستند اما فیاض علی الاطلاق اوست. این اعتقاد توحیدی است که سازمان‌ها و مدیران و کارکنان را به تعالی[4] می‌رساند و فرد و گروه وسازمان را از بحران‌های اقتصادی، سیاسی و… نجات می‌دهد،[5] زیرا نظام شکور در مدیریت بحران قوی‌تر است و باعث اقتصاد مقاوم‌تری است طبعاً. و از آن‌جا که شکر به معنای بهره‌وری است، زیرا به حقیقت[6] آن این است که اولاً منعم را بشناسیم که خداست، بعد نعمت او را بشناسیم[7] و سوم این که نعمت را در مسیر درست صرف و جذب کنیم، یعنی در نقطه‌ای که او خواسته[8] و ساخته است و این مراحل نامی ندارد، جز بهره‌وری[9] یا فرآیند بهره‌وری، لقوله تعالی: لئن شکرتم لأزیدنّکم، زیرا ازدیاد نعمت از آثار بهره‌وری یا خود بهره‌وری است و قوله G: من أُعطِيَ الشُّكرَ لَم يُحَرمِ الزِّيادَةَ.[10] و می‌دانیم که بهره‌وری دو رکن دارد: کارآیی[11] و اثربخشی.[12] کارآیی یعنی تولیدات و خدمات با کم‌ترین هزینه و بیش‌ترین فائده به دست آیند و اثربخشی به این معناست که سازمان را به هدف نزدیک کنند، این دو رکن بهره‌وری هستند، یعنی بهره‌وری=کارآیی+اثربخشی و شکر=کارآیی+اثربخشی، آن هم شکر سه‌وجهی، یعنی شناخت منعم حقیقی و شناخت نعمت[13] و صرف نعمت در جای خودش کما هو حقه. با عمل به این دو فرمول و قاعده می‌توان به «شکر عطائه» به عنوان رکن سوم رابطه‌ی مدیر و کارمند با خدا دست یافت و احساس توفیق در اداء این وظیفه داشت، یعنی منابع سازمانی اعم از منابع نرم و سخت انسانی و غیرانسانی و… را عطیه‌ی او دانست و هر فرد گروه إنّا أعطیناك را در هر نعمت حس کند و درک نماید. این دریافت توحیدی به این معناست که رابطه‌ی با خدا برقرار است، به نحو صحیح و صالح (بعد از اداء حقه و حفظ حده و قبل از چهار رکن دیگر، کما سیأتی. شکور[14] بودن نوح G و شاکر[15] بودن ابراهیم G از عوامل شایستگی این مدیران اولوالعزم بود، مثل سایر پیامبران و معصومان D که مربوب و منصوب خدا بودند و شکرگزار او بودن یعنی نعمات او را با مدیریت شاکرانه به بهره‌وری بالا می‌رساندند و نیز پیامبر اعظم [ که نماد شکر بود.[16]

فتحصل که اعضاء سازمان اعم از کارگزاران و کارمندان و کارگران باید هر نوع منابع و امکانات را عطیه‌ی خداوندی به حساب آورند و منابع را به خوبی بشناسند و در محل خود مصرف نمایند و در نتیجه با کارآیی و اثربخشی درصد بهره‌وری را بالا ببرند.[17]

 

[1]قَالَ الصَّادِقُ G أُصُولُ الْمُعَامَلَاتِ تَقَعُ عَلَى أَرْبَعَةِ أَوْجُهٍ مُعَامَلَةُ اللَّهِ‏ وَ مُعَامَلَةُ النَّفْسِ وَ مُعَامَلَةُ الْخَلْقِ وَ مُعَامَلَةُ الدُّنْيَا وَ كُلُّ وَجْهٍ مِنْهَا مُنْقَسِمٌ عَلَى سَبْعَةِ أَرْكَانٍ أَمَّا أُصُولُ مُعَامَلَةِ اللَّهِ‏ تَعَالَى فَسَبْعَةُ أَشْيَاءَ أَدَاءُ حَقِّهِ وَ حِفْظُ حَدِّهِ وَ شُكْرُ عَطَائِهِ وَ الرِّضَا بِقَضَائِهِ وَ الصَّبْرُ عَلَى بَلَائِهِ وَ تَعْظِيمُ حُرْمَتِهِ وَ الشَّوْقُ إِلَيْهِ‏. (امام جعفر بن محمد F، مصباح الشريعة، ص. 5)

[2] وجوب شکر مُنعِم به‌معنای لزوم سپاس‌گزاری از کسی است که به انسان نعمت‌ داده است. وجوب شکر منعم را قاعده‌ای عقلی یا حکمی شرعی دانسته‌اند که عقل، قرآن و احادیث به آن حکم می‌کند. از جمله‌ی این آیات، به آیه‌ی ۷ سوره‌ی ابراهیم اشاره شده که به بیان تأثیر شُکر نعمت بر تداوم نعمت‌ها اشاره می‌کند و در مقابل کفرِ نعمت را زمینه‌ساز عذاب شدید خداوند می‌خواند. عالمان مسلمان، درباره‌ی این‌که قاعده‌ی وجوب شکر منعم از عقل دریافت می‌شود یا فقط در شریعت بر آن تأکید شده، اختلاف ‌نظر دارند؛ عدلیه، معتزله و امامیه معتقدند این قاعده عقلی است، هرچند در قرآن و روایت هم به آن حکم شده است. آنان احکام شرع در این رابطه را ارشادی می‌دانند. اینان، برای اثبات سخن خود، می‌گویند این امری بدیهی است که سپاس‌گزاری از کسی که به انسان نعمتی داده، لازم است. همچنین به سیره‌ی عقلاء در این زمینه استناد می‌کنند. در مقابل، اشاعره، فرقه‌ای کلامی متعلق به اهل‌سنت، با استناد به آیات قرآن و ذکر دلایلی دیگر، معتقدند که قبل از شرع و بعثت انبیاء نمی‌توان به لزوم شکر منعم حکم داد. عالمان شیعه، در شاخه‌های مختلف علوم اسلامی از جمله کلام، اصول فقه و فقه از این قاعده بهره گرفته‌اند که نمونه‌ی آن وجوب تحقیق در مسائل اعتقادی و اثبات ضرورت اجتهاد، تقلید یا احتیاط است.

[3] خداوند در جای‌جای قرآن کریم عموم بندگان و به‌طور خاص پیامبران الهی و مقربان درگاهش را به اداء شکر الهی امر فرموده است. بلکه آن را لازمه‌ی ایمان و توحید بندگان دانسته و می‌فرماید: وَاشْكُرُوا لِلَّهِ إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ.

[4] امام هادی G می‌فرمایند: اَلشَّاكِرُ اَسْعَدُ بِالشُّكْرِ مِنْهُ بِالنِّعْمَةِ الَّتِي اَوْجَبَتِ الشُّكْرَ لِاَنَّ النِّعَمَ مَتاعٌ وَ الشُّكْرَ نِعَِمٌ وَ عُقْبي؛ شخص شکرگزار به سبب شکر، سعادت‌مندتر است تا به سبب نعمتی که باعث شکر شده است؛ زیرا نعمت کالای دنیاست و شکرگزاری، نعمت دنیا و آخرت است. (مجلسی، بحار الانوار، ج. 71، ص. 417)

[5] شکر به معنای شناخت احسان و نشر آن یا یادآوری نعمت و اظهار آن است. برخی نیز آن را ستایش احسان‌کننده دانسته‌اند و ضد آن کفران است که به معنای فراموشی نعمت و پوشاندن آن است. برخی آن را برگرفته از «عین شکری» به معنای چشم پراشک دانسته‌اند. طبق این معنا، شکر پرشدن ذهن و خاطر انسان از ذکر و یاد نعمت‌دهنده است. شُکر در لغت به معناى شناختن احسان و نشر آن و ستایش کردن صاحب آن است. راغب اصفهانی لفظ شکر را مقلوب «کشر» به معنای «کشف» دانسته است. با توجه به این تعریف می‌توان گفت شکر نعمت آشکار کردن و نمایان کردن آن در زبان و قلب و عمل است و ضدّ آن کفر، به معناى فراموش کردن نعمت و پوشاندن آن است. شکر در اصطلاح به معنای قدردانی از نعمت‌های خداوند با قلب و زبان و عمل است. به بیان دقیق‌تر، شکر، یک حالت نفسانی در وجود انسان است که آثار این حالت نفسانی به سه صورت در انسان جلوه‌گر می‌شود. ظهور آن در قلب به صورت خضوع، خشوع، محبت، خشیت و مانند آن‌ است و در زبان به شکل ثنا، مدح و حمد و در افعال و اعمال ظاهرى به شکل اطاعت و به کارگیرى جوارح در راه رضاى خداست. خداوند در جای جای قرآن کریم عموم بندگان و به طور خاص پیامبران الهی و مقربان درگاهش را به اداء شکر الهی امر فرموده است. بلکه آن را لازمه‌ی ایمان و توحید بندگان دانسته و می‌فرماید: وَاشْكُرُوا لِلَّهِ إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ؛ و خدا را سپاس گزاريد، اگر فقط او را مى‏پرستيد. همچنین خداوند شکرگزاری را از ویژگی های بارز بندگان شایسته خود دانسته و نام آنان را قرین اوصافی چون شکور و شاکر گردانیده است.

[6] علامه طباطبائی در توضیح آیه‌ی سیجزی اللّه الشاکرین می‌فرماید: و حقیقت شکر اظهار نعمت است. چنانکه حقیقت کفری که مقابل آن است اخفاء نعمت می‌باشد و اظهار نعمت عبارت از استعمال آن در محلی است پس شکر خدا به این است که انسان نعمت را در محل خودش به کار برده و در موقع استفاده از آن نیز متذکر خدا بوده باشد. (طباطبایی، تفسیر المیزان، ج. ۴، ص. ۳۸)

[7] مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ الدَّقَّاقِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عُمَرَ عَنْ زَيْدٍ الْقَتَّاتِ عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ G يَقُولُ‏ مَا مِنْ عَبْدٍ أَذْنَبَ ذَنْباً فَنَدِمَ عَلَيْهِ إِلَّا غَفَرَ اللَّهُ لَهُ قَبْلَ أَنْ يَسْتَغْفِرَ وَ مَا مِنْ‏ عَبْدٍ أَنْعَمَ‏ اللَّهُ عَلَيْهِ نِعْمَةً فَعَرَفَ أَنَّهَا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ إِلَّا غَفَرَ اللَّهُ لَهُ قَبْلَ أَنْ يَحْمَدَهُ. (کلینی، الكافي (ط الإسلامية)، ج. ‏2، ص. 427)

 از جلوه های شکرگزاری آن است که بنده به نعمت را بشناسد و آن از سوی پروردگار بداند. امام صادق G می‌فرمایند مَن أنعَمَ اللّه علَيهِ بنِعمَةٍ فَعَرَفَها بقَلبِهِ، فقد أدّى شُكرَها؛ كسى كه خداوند نعمتى به وى ارزانى دارد و در دل آن را [به عنوان نعمت خدادادى] بشناسد ، هر آينه شكر آن نعمت را گزارده است. هم‌چنین می‌فرمایند: ما مِن عَبدٍ أنعَمَ اللّه عَلَيهِ نِعمَةً فَعَرَفَ أنَّها مِن عِندِ اللّه إلاّ غَفَرَ اللّه لَهُ قَبلَ أن يَحمَدَهُ؛ هيچ بنده‌اى نيست كه خداوند به او نعمتى دهد و او آن را از جانب خدا بداند مگر آن‌كه، پيش از سپاس‌گويى او، خداوند بيامرزدش.

[8] راضی است.

[9] بهره‌وری (به انگلیسی: productivity) از مفاهیم علم اقتصاد و مدیریت است که چنین تعریف می‌شود: «مقدار کالا یا خدمات تولید شده در مقایسه با هر واحد از انرژی یا کار هزینه شده بدون کاهش کیفیت یا به این شکل: «اثربخشی به همراه کارایی». بهره‌وری از مفاهیم علم اقتصاد و مدیریت است که چنین تعریف می‌شود: «مقدار کالا یا خدمات تولیدشده در مقایسه با هر واحد از انرژی یا کار هزینه‌شده، بدون کاهش کیفیت یا به این شکل: «اثربخشی به همراه کارایی». به دیگر سخن، بهره‌وری عبارت است از: به‌دست آوردن حداکثر سودِ ممکن با بهره‌گیری و استفاده‌ی بهینه از نیروی کار، توان، استعداد و مهارت نیروی انسانی، زمین، ماشین، پول، تجهیزات، زمان، مکان و… به منظور ارتقاء رفاه جامعه. بهره‌وری به نسبت کار انجام‌شده به کاری که باید انجام می‌شده گفته می‌شود. باید توجه داشت که واژه‌ی بهره‌وری با گسترش انقلاب صنعتی و جهت افزایش سودمندی حاصل از نیروی کار، سرمایه و مواردی از این دست گسترش یافت، ولی اصطلاح بهره‌وری آب در سال‌های اخیر و به دلیل کمبود این ماده‌ی ارزش‌مند گسترش یافته است. به نظر می‌رسد که بهترین تعریف برای بهره‌وری، به‌دست آوردن حداکثر سود ممکن و استفاده از نیروی بهینه در مقابل هزینه‌ی صرف شده باشد. برخلاف پندار برخی افراد، بهره‌وری فقط برای صنایع نیست، بلکه بهره‌وری سطوح مختلفی دارد و همه‌ی افراد در همه‌ی سطوح نقش دارند؛ یعنی این‌که افراد می‌توانند با تفکّر، ابداعات و نوآوری‌های خود عملاً در چند سطح گوناگون مؤثر واقع گردند. سطوح مختلف بهره‌وری عبارت‌اند از: سطح فرد، سطح گروه آموزشی، سطح گروه کاری، سطح سازمانی، سطح رشته‌های تجاری، خدماتی، صنعتی و کشاورزی، سطح بخش‌های اقتصادی، سطح ملی و کشوری، سطح جهانی. در سطوح فردی، به‌دنبال تدابیری برای افزایش بهره‌وری فردی هستیم و در سطح گروه نیز به دنبال افزایش بهره‌وری گروهِ کاری هستیم. بدیهی است که موضوع بهره‌وری بیش‌تر در سطوح سازمانی و رشته‌ها مطرح می‌شود و بیشترین ضوابط و شرایطِ مربوط به بهره‌وری را می‌توان در آن‌ها مشاهده کرد. چه بسا برخی مشاغل و حتّی برخی دستگاه‌ها به دلیل انجام فعالیت‌های مُوازی و تکراری بودن وظایف سازمانی در یکدیگر ادغام شده و برخی از آن‌ها حذف شده‌اند. بهره‌وری ملّی که مهم‌ترین عنصر است از ارتباط بین دولت، اقتصاد، جغرافیا، جمعیت و فرهنگ به‌دست می‌آید که عموماً به زبان ریاضیات ترجمه می‌شود و سپس نقطه بهینه آنْ به‌دست می‌آید.

مؤلفه‌های بهره‌وری

نقشه‌ی جهانی: بهره‌وری به عنوان یکی از معیارهای سنجشِ فعالیت‌ها با در نظر گرفتن هدف و مقصد مدّنظر از دو زاویه‌ی مجزا قابل بررسّی است. از یک سو، نقش مفید و مؤثر بودن فعالیت در دست‌یابی به هدفِ ترسیمی ارزیابی شده و از سوی دیگر بازدهٔ فعالیت مطرح می‌شود. بر این اساس بهره‌وری را می‌توان به دو مؤلفه تجزیه کرد: بر اساس تعاریف استانداردهای مدیریت کیفیت. تعاریف برگرفته از ISO9000:2005.

اثربخشی: میزانی که فعالیت‌های برنامه‌ریزی شده تحقق یافته و نتایج برنامه‌ریزی شده به دست آمده ‌است. (کارِ درست کردن)

کارایی: رابطهٔ بین نتیجهٔ به‌دست‌آمده و منابع استفاده‌شده. (درست کار کردن) کارایی نشان می‌دهد که یک سازمان تا چه میزان از نهاده‌ها به‌طور بهینه در جهت تولید ستاده‌ها استفاده کرده ‌است و به‌عبارتی نشان‌دهنده‌ی «صحیح انجام دادن کار» است. به این معنی که از حدّاقلِ نهاده‌ها حدّاکثرِ محصول برداشت شود.

بهره‌وری ترکیبی از کارایی و اثربخشی است. به عبارت دیگر، عملکرد سازمان در صورتی بهره‌ور خواهد بود که کارا و اثربخش باشد و هر کدام به تنهایی نشان‌دهنده‌ی افزایش بهره‌وری نیست. پس، در مقوله‌ی بهره‌وری، اولاً کاری که انجام می‌شود باید کارِ درست و مفیدی باشد و ثانیاً این کار به بهترین نحو انجام پذیرد و در راستای اهداف باشد. بنابراین بهره‌وری=اثربخشی×کاراییو به عبارت دیگر، بهره‌وری عبارت است از تحقق هم‌زمان اثربخشی و کارایی برای مثال، وقتی تنها نیمی از اهدافِ یک فعالیت (اثربخشی پنجاه درصد) با دوبرابرِ منابع لازم (کارایی پنجاه درصد) محقق شود، بهره‌وریِ به‌دست‌آمده بیست و پنج درصد خواهد بود. آقای جوران، در هندبوک خویش، درست انجام دادنِ کارِ درست را بهره‌وری قلمداد می‌کند. بر اساس مباحثی که گذشت، در یک سازمان تعدادِ ورودی برای تولید تعدادی خروجی به کار می‌رود که خروجی‌ها باید در راستای اهداف سازمانی قرار بگیرند. در یک سازمان اگر میزان استفاده‌ی مطلوب از ورودی‌ها را در جهت تولید خروجی‌ها بسنجیم، در واقع میزان کارایی را سنجیده‌ایم. اگر میزان تحقّق اهداف را از خروجی‌های تولید شده بسنجیم، در واقع میزان اثربخشی را سنجیده‌ایم و از ترکیب این دو می‌توان مفهوم بهره‌وری را به این صورت استخراج کرد که به چه میزان اهدافِ سازمان با استفاده از ورودی‌ها تحقق یافته‌است. البته باتوجه به کانتکست مورد بحث، بهره‌وری را می‌توان به روش‌های مختلف اندازه‌گیری کرد. در محل کار ، ممکن است با خروجی در هر ساعت کار شده یا وظایف انجام شود و برای بهره‌وری شخصی، ممکن است در یک بازه‌ی زمانی مشخص به اهداف شخصی مربوط باشد.

عوامل مؤثر بر افزایش بهره‌وری:

به‌طورکلّی عوامل مؤثر برای افزایش سطح بهره‌وری را می‌توان چنین برشمرد:

بهبود کیفی عامل کار: با توجه به این‌که نیروی انسانی مهم‌ترین عامل در بهبودی بهره‌وری است، لذا می‌توانند با به‌کارگیری نکات ذیل موجبات ارتقای بهره‌وری را فراهم نمایند: بهبود روابط حاکم بین مدیر و کارکنان، بهبود در به‌کارگیری رهاوردهای فنّاورانه، توجه و اصلاح عوامل محیطی، نوآوری و خلاقیت و امکان بروز آن توسط کارکنان

نقشه‌ی راه بلوغ یکی از روش‌های مدیریتی برای توسعه و تحقق بهره‌وری است. اساس این روش متکی به نگاه علّت و معلولی به پدیده‌های طبیعت است. این مبحث مانند (PDCA) ارائه می‌دهد و متکی بر سه عنصر برنامه‌ریزی، اجراء و اصلاح است. توضیحات کامل‌تر این مبحث در کتابی با همین عنوان در دسترس است.

چرخه‌ی مدیریت بهره‌وری (PMC): چرخه‌ی مدیریت بهره‌وری فرآیندی است که طی آن بینِ مجموعه‌ی عوامل تولید بهترین ترکیب حاصل شده و متناسب با شرایط درون و برون سازمانی در بهره‌وری تغییراتی حاصل می‌گردد. چرخه‌ی مدیریتِ بهره‌وری یک رویکرد و چارچوب عمومی متداول و مقبول جهانی است که در راستای مدیریت بهره‌وری در سازمان صورت می‌پذیرد. منظور از مدیریت بهره‌وری، اداره کردن مجموعه فعالیت‌هایی است که به منظور ارتقای بهره‌وری انجام می‌گیرد. این فعالیت‌ها شامل برنامه‌ریزی، اجرا، هدایت و هماهنگی برنامه‌های بهبود بهره‌وری در سازمان است. مدیریت بهره‌وری یک فرایند مُستمر و مداوم است. سازمان ملی بهره‌وری ایران به عنوان یک نهاد حاکمیتی مسئولِ برنامه‌ریزی، سیاست‌گذاری، راهبری، پایش و ارزیابی بهره‌وری همه فعالان اقتصادی و عوامل تولید از جمله نیروی کار، سرمایه، انرژی، آب و خاک، و تهیه و تدوین شاخص‌های استاندارد بهره‌وری به ویژه بهره‌وری سبز، ارتقای بهره‌وری در تمامی بخش‌های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، دولتی و غیردولتی در چارچوب قوانین و سیاست‌ها و اسناد بالادستی است.

[10] به كسی كه توفيق شكرگزاری داده شود از فزونی يافتن (نعمت) محروم نگردد. (نهج البلاغه، حكمت 135)

[11] کارآیی (efficiency) مفهومی است که هزینه‌ی منابع صرف‌شده در فرآیند کسب هدف را ارزیابی می‌کند. بدین صورت که مقایسه‌ی خروجی‌های به دست آمده با ورودی‌هایِ مصرف‌شده میزان کارایی را مشخص می‌کند. برای سنجش کارایی، هزینه‌ی تأمین منابع انسانی، هزینه‌ی استفاده از تجهیزات، نگهداری تسهیلات و نرخ بازگشت سرمایه و نظایر آن مورد ملاحظه قرار می‌گیرد. در این تعبیر از کارایی، کاراترین سرپرست کسی است که واحدش بتواند با کمترین هزینه مواد و دستمزد روزانه کار کند.

[12] اثربخشی (effectiveness) عبارت است از درجه و میزان نِیل به اهداف تعیین‌شده. به بیان دیگر، اثربخشی نشان می‌دهد که تا چه میزان از تلاش‌های انجام شده‌ی از نتایجِ مورد نظر حاصل شده است. این واژه کاربری زیادی در تعریف و اندازه‌گیری بهره‌وری دارد.

[13] از امام حسن عسکری G منقول است: لا يَعرِفُ النِّعمةَ إلاّ الشّاكرُ و لا يَشكُرِ النِّعمَةَ إلاّ العارِفُ. (دیلمی، أعلام الدين، ص. ‌313)

[14] ذُرِّيَّةَ مَنْ حَمَلْنا مَعَ نُوحٍ إِنَّهُ كانَ عَبْداً شَكُوراً. (الإسراء: 3)

در حدیثی از امام زین العابدین G آمده است: إنَّ اللّهَ یُحبُّ كُلَّ عَبدٍ شَكور؛ خداوند بندگان شكور و سپاس‌گزار خود را دوست می‌دارد که نشان‌دهنده‌ی تأثیر شکرگزاری در جلب رضایت و محبت پروردگار است.

[15] شاكِراً لِأَنْعُمِهِ اجْتَباهُ وَ هَداهُ إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقيمٍ. (النحل: 121)

[16] پیامبر اكرم [ شب‎‌های خود را بین زنان و همسران خود تقسیم فرموده بود و هر شبی را نزد یكی از آن‌ها می‌گذرانید. امام باقر G می‌فرمایند: پیامبر در شبی كه نوبت عایشه بود، نزد وی رفت و به عبادت و نیایش پرداخت؛ عایشه گفت: یا رسول الله، رنج و سختی در عبادت را بر خود راه مده؛ زیرا خداوند تو را مورد آمرزش و غفران خود قرار داده است. پیامبر [ فرمود: آیا برای خدای خویش هم نباید بنده‌ای شكرگزار باشم؟ عایشه می‌گوید پیامبر [ از شدت خستگی و رنج عبادت، پاشنه‌ی خود را بلند می‌كرد و روی انگشتان پا می‌ایستاد، تا رفع خستگی نماید. (حویزی، نور الثقلین، ج. 3، ص. 367)

حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ وُهَيْبِ بْنِ حَفْصٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ G قَالَ: كَانَ رَسُولُ اللَّهِ [ عِنْدَ عَائِشَةَ لَيْلَتَهَا فَقَالَتْ يَا رَسُولَ اللَّهِ لِمَ تُتْعِبُ نَفْسَكَ وَ قَدْ غَفَرَ اللَّهُ لَكَ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ مَا تَأَخَّرَ فَقَالَ يَا عَائِشَةُ أَ لَا أَكُونُ‏ عَبْداً شَكُوراً قَالَ وَ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ [ يَقُومُ عَلَى أَطْرَافِ أَصَابِعِ رِجْلَيْهِ فَأَنْزَلَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَى طه‏ ما أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقى‏. (کلینی، الكافي (ط الإسلامية)، ج. ‏2، ص. 95)

حميد بن زياد: قال النجاشي: حميد بن زياد بن حماد بن حماد بن زياد، هوارا الدهقان أبو القاسم، كوفي سكن سورا وانتقل إلى نينوى قرية على العلقمي إلى جنب الحائر على صاحبه السلام كان ثقة واقفا وجها فيهم، سمع الكتب وصنف كتاب الجامع في أنواع الشرائع، كتاب الخمس، كتاب الدعاء، كتاب الرجال، كتاب من روى عن الصادق G، وكتاب الفرائض، كتاب الدلائل، كتاب ذم من خالف الحق وأهله، كتاب فضل العلم والعلماء، كتاب الثلاث والأربع، كتاب النوادر وهو كتاب كبير. أخبرنا أحمد بن علي بن نوح، قال: حدثنا الحسين بن علي بن سفيان، قال: قرأت على حميد بن زياد كتابه كتاب الدعاء، وأخبرنا الحسين بن عبيد الله، قال: حدثنا أحمد بن جعفر بن سفيان، عن حميد بكتبه. قال: قال أبو المفضل الشيباني: أجازنا سنة عشرة وثلاثمائة، وقال أبو الحسن علي بن حاتم: لقيته سنة ست وثلاثمائة، وسمعت منه كتابه الرجال قراءة وأجاز لنا كتبه، ومات حميد سنة عشر وثلاثمائة. قال أبو علي الحائري في رجاله: وبخط الشهيد على الخلاصة بخط السيد في كتاب النجاشي: عشرين . و قال الشيخ: حميد بن زياد من أهل نينوى  قرية إلى جانب الحائر على ساكنه السلام ثقة كثير التصانيف، روي الأصول أكثرها، له كتب كثيرة على عدد كتب الأصول، أخبرنا برواياته كلها وكتبهأحمد بن عبدون عن أبي طالب الأنباري، عن حميد، وأخبرنا أيضا عدة من أصحابنا، عن أبي المفضل، عنه، وأخبرنا بها أيضا أحمد بن عبدون، عن أبي القاسم علي بن حبشي. واقِفیه، واقِفه یا مَمْطوره، گروهی از شیعیان که بر امامت امام موسی کاظم G  توقف کردند، از اعتراف به امامت امام رضا G  سرباز زدند و معتقد بودند که امام کاظم G، مهدی موعود است که در غیبت به سر می‌برد و رجعت خواهد کرد. همچنین به گروهی از شیعیان که بر امامت امام حسن عسکری G  توقف کردند و وی را مهدی موعود دانستند نیز واقفه گفته می‎شود. علی بن اسماعیل میثمی، اولین کسی بود که بر آن‌ها نام ممطوره را گذاشت. اخبار و نصوص متعددی وجود دارند که تأکید می‌‏کنند علت توقف این گروه در امامت موسی بن جعفر G، فریفته شدن به اموال و ثروت‏‌های فراوانی بود که نزد آنان جمع شده بود. همچنین شبهه‏‌های اعتقادی که‌ گاه در اثر القاء اندیشه‏‌های نوپدید و‌ گاه به سبب برداشت‏‌های نادرست از برخی مبانی و مصادر عقیدتی پدید می‌آمدند در شکل‏‌گیری و زمینه‌سازی حرکت واقفیه مؤثر بودند. اولین کسانی که این اعتقاد را آشکار ساختند علی بن ابی حمزه بطائنی، زیاد بن مروان قندی و عثمان بن عیسی رواسی بودند.

[17] درس 13 فقه الروابط از سلسله‌ی فقه الاداره، 6 شهر ربیع الثانی 1447.

پاورقی ها:

دیدگاهتان را بنویسید