فقه الروابط 91

موضوعات مطروحه در این درس:

متن درس

4شنبه 22/11/1404-22شعبان 1447-11فوریه 2026-فقه معاصر- فقه الاداره- فقه انگیزش (فقه مدیریت رفتار سازمانی)-فقه روابط انسانی سازمانی – نقشه راه امام صادق ع در مصباح الشریعه – روابط اربعه – درس91- رابطه مدیر با خلق – اصول سبعه[1]– اصل سوم – التواضع9-   مساله 91: کارکنان سازمان باید به تدریج علائم ماثوره تواضع را در خود ایجاد کنند و با تمرین آنها رفتار سازمانی متواضعانه را از خود بروز دهد یعنی :

” خود را از همکاران بهتر نداند،حق رااذعان کند ولو از کارمندی دون صادر شود،آغاز گر سلام به همکاران باشد ، و رفق کند با کسی که فروتر اوست،  بزرگ دارد آنرا که بالای اوست در رتبه سازمانی، هرجا که باشد رجوع به خدای کند ، بر گردنکشان تکبر کند، و هرچه به او رسد شکر کند. به خاطر برتری جویی با دیگری بحث نکند ،عدم علاقه به اینکه مردم او را بستایند، تظاهر و ریا و سمعه را ناخوش دارد. ،به کمتر از جایگاه شایسته خود در مجلس قانع باشد ،دوست داشته باشد با مردم همان گونه رفتار کند که انتظار دارد با او رفتار کنند”

 

شرح مساله: معلوم شد که تواضع [2]مبنای رفتار سازمانی متواضعانه است که با کبر و مکر و مداهنه  بیگانه است رفتاری انگیزش بخش به همکاران . این رفتار الزامی کارکنان است تا مجموعه ای معنوی و متعالی پدید آید بهشت گونه . حال مساله این است که چگونه باید متواضع شد ؟ راه کارهای ذیل وجود دارد :

  • علائم تواضع را که از معصومین ع رسیده است[3] را به تدریج در خود ایجاد کند که عبارتند از :
  • “از خانه بیرن آییم خود را از هیچ کس بهتر ندانیم
  • حق رااذعان کنیم ولو از کودکی صادر شود
  • مراء وجدال در امور علمی و مدنی وسازمانی نداشته باشیم
  • آغاز گر سلام به همکاران باشیم انتظار سلام نداشته باشیم و در دل گله نکنیم از تارک سلام
  • به بالای مجلس شوق نداشته باشد و امتیاز نداند .
  • سخن حق قبول کنی از هر که گوید
  • و رفق کنی با کسی که فروتر بود
  • و بزرگ داری آنرا که بالای تو بود در رتبت
  • و اگر زلل بینی احتمال کنی و خشم فروخوری
  • و هرجا که باشی رجوع به خدای کنی
  • و بر توانگران تکبر کنی و هرچه بتو رسد شکر کنی.ترک «مراء» و «جدال» یعنی انسان به خاطر برتری جویی با دیگری بحث نکند
  • عدم علاقه به اینکه مردم او را بستایند
  • و تظاهر و ریا و سمعه را ناخوش دارد).
  • تواضع آن است که به کمتر از جایگاه شایسته خود در مجلس قانع باشی و
  • هرگاه کسی را ملاقات کردی در سلام پیشی بگیری
  • و جر و بحث را رها کنی هر چند حق با تو باشد.
  • انسان اندازه خود را بشناسد و با طیب خاطر خود را در آن جایگاه قرار دهد،
  • دوست داشته باشد با مردم همان گونه رفتار کند که انتظار دارد با او رفتار کنند،
  • اگر بدی دید آن را با خوبی جواب دهد،  خشم خود را فروخورد و از مردم درگذرد.”
  • سرنوشت شوم متکبرین را در دنیا مطالعه و مداقه کند و عبرت بگیرد و خود را از آن سرنوشت بری کند[4]
  • آیه تواضع را زیاد تلاوت کند و تاثیر بگیرد[5](88قصص)
  • سرانجام نیک متواضعان و خوش نامی آنان را مد نظر قرار دهد[6]
  • تواضع در تدبیر امور را یک صدقه بداند که رشد شگفتی دارد .[7]
  • تواضع را یک سرمایه اجتماعی بداند و تکبر را یک خسارت و ضرر
  • هزینه تواضع و فائده آن را مقایسه دائمی کند [8]
  • اخبار تواضع را به دقت آویزه گوش کند
  • دقت کند که همه پیامبران متواضع بوده اند[9]
  • ملاحظه کند که ابلیس تمام کارنامه پر بار خود را باکبریت کبر آتش زد [10]واستعاذه کنیم از این کبر کارنامه سوز
  • خداوند مستکبرین را دوست ندارد به خلاف متواضعین (لایحب المستکبرین)[11]
  • بداند که بهشت برین جای متکبرین نیست اگر بود ابلیس از آن رانده نمی شد(قاصعه)
  • دقت کند که متواضع  در هیچ جامعه ای منفور و محسود نیست به خلاف متکبر  مثلا کسی که پایین مینشیند در مجلس کسی به او حسادت نمیکند به خلاف صدر نشین های  صدارت طلب
  • تمرین تواضع را مکر نداند زیرا اولی لله و فی الله و خضوع در مقابل حق است ولی مکر نمایش تواضع است بدون لحاظ عظمت و جلال ربوبی و هیچ خضوح در مقابل حقی در آن نیست بلکه باطل و مبطل خوبیها هم هست .
  • مزایای تواضع در درون او مخفی است با اقدام تدریجی ظاهر میشود (مصباح الشریعه ) یعنی تا شروع نکند آشکار نمیشود [12]پس باید شروع کند ولو از صفر
  • سیما و علامت متواضعین را ملائکه و عارفین می شناسند   خیلی نگران واکنش اهل زمین نباشد و به دل تواضع برود .(مصباح الشریعه )[13]
  • تواضع ز گردن فرازان نکوست  گدا گر تواضع کند خوی اوست [14]پس اگر منصبی عالی داریم باید تواضع کنیم و این را یک امتیاز خدایی بدانیم [15]
  • بداند که خداوند نیکوکاران را دوست دارد و تواضع از نیکوکاری است. [16]

تفقه:به حکم و درک عقل تسلیم شود که منافع و فوائد تواضع  را لازم الجذب میداند و مضار و هزینه های تکبر را لازم الاجتناب و الا ناخواسته تسلیم جهل شده است هماهنگی عقل وشرع را در ترجیح تواضع بر تکبر برای خود تکلیف بداند. . ترک فعل نکند

  • فتحصل: کارکنان سازمان باید به تدریج علائم ماثوره تواضع را در خود ایجاد کنند و با تمرین آنها رفتار سازمانی متواضعانه را از خود بروز دهد :” خود را از همکاران بهتر نداند،حق رااذعان کند ولو از کارمندی دون صادر شود،آغاز گر سلام به همکاران باشد ، و رفق کند با کسی که فروتر اوست، بزرگ دارد آنرا که بالای اوست در رتبه سازمانی، هرجا که باشد رجوع به خدای کند ، بر گردنکشان تکبر کند، و هرچه به او رسد شکر کند. به خاطر برتری جویی با دیگری بحث نکند ،عدم علاقه به اینکه مردم او را بستایند، تظاهر و ریا و سمعه را ناخوش دارد. ،به کمتر از جایگاه شایسته خود در مجلس قانع باشد ،دوست داشته باشد با مردم همان گونه رفتار کند که انتظار دارد با او رفتار کنند”

[1] مصباح الشريعة ؛ ص5=قَالَ الصَّادِقُ ع‏ أُصُولُ الْمُعَامَلَاتِ تَقَعُ عَلَى أَرْبَعَةِ أَوْجُهٍ مُعَامَلَةُ اللَّهِ وَ مُعَامَلَةُ النَّفْسِ وَ مُعَامَلَةُ الْخَلْقِ‏ وَ مُعَامَلَةُ الدُّنْيَا وَ كُلُّ وَجْهٍ مِنْهَا مُنْقَسِمٌ عَلَى سَبْعَةِ أَرْكَانٍ أَمَّا أُصُولُ مُعَامَلَةِ اللَّهِ تَعَالَى فَسَبْعَةُ أَشْيَاءَ أَدَاءُ حَقِّهِ وَ حِفْظُ حَدِّهِ وَ شُكْرُ عَطَائِهِ وَ الرِّضَا بِقَضَائِهِ وَ الصَّبْرُ عَلَى بَلَائِهِ وَ تَعْظِيمُ حُرْمَتِهِ وَ الشَّوْقُ إِلَيْهِ‏وَ أُصُولُ مُعَامَلَةِ النَّفْسِ سَبْعَةٌ الْخَوْفُ وَ الْجَهْدُ وَ حَمْلُ الْأَذَى وَ الرِّيَاضَةُ وَ طَلَبُ الصِّدْقِ وَ الْإِخْلَاصُ وَ إِخْرَاجُهَا مِنْ مَحْبُوبِهَا وَ رَبْطُهَا فِي الْفَقْرِ وَ أُصُولُ مُعَامَلَةِ الْخَلْقِ سَبْعَةٌ الْحِلْمُ وَ الْعَفْوُ وَ التَّوَاضُعُ وَ السَّخَاءُ وَ الشَّفَقَةُ وَ النُّصْحُ وَ الْعَدْلُ وَ الْإِنْصَافُ وَ أُصُولُ مُعَامَلَةِ الدُّنْيَا سَبْعَةٌ الرِّضَا بِالدُّونِ وَ الْإِيثَارُ بِالْمَوْجُودِ وَ تَرْكُ طَلَبِ الْمَفْقُودِ وَ بُغْضُ الْكَثْرَةِ وَ اخْتِيَارُ الزُّهْدِ وَ مَعْرِفَةُ آفَاتِهَا وَ رَفْضُ شَهَوَاتِهَا مَعَ رَفْضِ الرِّئَاسَةِ فَإِذَا حَصَلَتْ هَذِهِ الْخِصَالُ فِي نَفْسٍ وَاحِدَةٍ فَهُوَ مِنْ خَاصَّةِ اللَّهِ وَ عِبَادِهِ الْمُقَرَّبِينَ وَ أَوْلِيَائِهِ حَقّا[1]

[2] کلمه «تواضع» از ریشه «وضع»، در اصل به معنى فرونهادن است[۱] و به معنای خویشتن را کوچک نشان دادن،[۲] و در مقابل «تکبر» به معنای خود را بزرگ دانستن است.[۳] مرحوم ملا احمد نراقى در تعریف تواضع مى گوید: تواضع عبارت است از شکسته نفسى که نگذارد آدمى خود را بالاتر از دیگرى ببیند و لازمه آن، کردار و گفتاری است که دلالت بر تعظیم دیگران و اکرام ایشان مى کند.

[3] قال الباقر علیه‌السلام: اَلتَّواضُعُ الرِّضا بِالمَجلِسِ دُونَ شَرَفِهِ وأن تُسَلِّمَ عَلی مَن لَقیتَ وأن تَترُکَ ‏المِراءَ وإن کُنتَ مُحِقّاً؛

تواضع آن است که به کمتر از جایگاه شایسته خود در مجلس قانع باشی و هرگاه کسی را ملاقات کردی در سلام پیشی بگیری و جر و بحث را رها کنی هر چند حق با تو باشد.

منبع: بحارالانوار، جلد ۷۵، صفحه ۱۷۶

در حدیثی از امام علی بن ابی طالب(علیه السلام) می خوانیم: «ثَلَاثٌ هُنَّ رَأْسُ التَّوَاضُعِ: اَنْ یبْدَءَ بِالسَّلَامِ مَنْ لَقِیهُ، وَ یرْضَی بِالدُّونِ مِنْ شَرَفِ الَمجْلِسِ، وَ یکرَهُ الرِّیا وَ السُّمْعَةَ»[1]؛ (سه چیز است که سرآغاز تواضع است: نخست اینکه انسان هر کس را ببیند ابتدا به او سلام کند و در پایین مجلس بنشیند و تظاهر و ریا و سمعه را ناخوش دارد).

در بعضی از روایات نشانه های دیگری نیز بر آن افزوده شده است، از جمله: ترک «مراء» و «جدال» یعنی انسان به خاطر برتری جویی با دیگری بحث نکند و دیگر عدم علاقه به اینکه مردم او را بستایند.[2] [3]

پی نوشت ها:

[1] کنز العمال فی سنن الأقوال و الأفعال، المتقی الهندی، علاء الدین علی بن حسام الدین، محقق: بکری حیانی، صفوة السقا، مؤسسة الرسالة، بیروت، 1401 قمری / 1981 میلادی، چاپ: پنجم، ج 3، ص 1239، ح 8506.

[2] الکافی، کلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق، محقق / مصحح: غفاری، علی اکبر و آخوندی، محمد، دار الکتب الإسلامیة، تهران، 1407 قمری، چاپ: چهارم، ج 2، ص 122، باب (التواضع).

–         رسول خدا صلى الله علیه و آله می فرمایند: «إِنَّ مِنَ التَّوَاضُعِ أَنْ یرْضَى الرَّجُلُ بِالْمَجْلِسِ دُونَ شَرَفِ الْمَجْلِسِ

–         وَ أَنْ یسَلِّمَ عَلَى مَنْ لَقِىَ

–         وَ أَنْ یتْرُک الْمِرَاءَ و َإِنْ کانَ مُحِقّاً

–         و َأَنْ لَایحِبَّ أَنْ یحْمَدَ عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوَى»

–         ؛ همانا از نشانه هاى تواضع این است که، شخص در جایى از مجلس که در شأن او نیست، بنشیند و سلام کند با هرکس که برخورد مى کند، و بحث و جدال را ترک کند، هرچند حق با او باشد و دوست نداشته باشد در کارهاى خیر و تقوا، مورد ستایش و تعریف قرار گیرد.[۲۰]

–         پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله فرمود: «مِنَ التَّوَاضُعِ أَنْ یشْرَبَ الرَّجُلُ مِنْ سُؤْرِ أَخِیهِ الْمُؤْمِنِ»؛ و از نشانه هاى تواضع این است که، شخص باقیمانده غذاى برادر مؤمنش را بخورد.[۲۱]

–         پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله مى فرماید: «مَنْ تَرَک الْجَمَالَ وَ هُوَ یقْدِرُ عَلَیهِ تَوَاضُعاً لِلَّهِ کسَاهُ اللَّهُ حُلَّةَ الْکرَامَةِ»؛ کسى که از پوشیدن لباسهاى فاخر، با وجود آن که قادر بر پوشیدن آنهاست، به خاطر خدا و از روى فروتنى و افتادگى صرف نظر نماید، خداوند او را رداى کرامت بپوشاند.[۲۲]

–         امام صادق و امام حسن عسکری علیماالسلام در دو تعبیر فرمودند: «من التّواضع أن تسلّم على من لقیتَ»؛ نشانه تواضع این است که به هر کس برخورد کردى سلام کنى.[۲۳]

[3] گردآوری از: اخلاق در قرآن، مکارم شیرازی، ناصر، تهیه و تنظیم: جمعی از فضلاء، مدرسه امام علی بن ابی طالب(علیه السلام)، قم، 1377 شمسی، چاپ: اول، ج 2، ص 76.

 

شبلی گفت: از یوسف اسباط پرسیدند که غایت تواضع چیست گفت: آنکه از خانه بیرون آئی هر کرا بینی چنان دانی که بهتر از تست.

و گفت: اندکی ورع را جزاء بسیار عمل دهند و اندکی تواضع را جزاء بسیار اجتهاد دهند.

و گفت: علامت تواضع آنست که سخن حق قبول کنی از هر که گوید و رفق کنی با کسی که فروتر بود و بزرگ داری آنرا که بالای تو بود در رتبت و اگر زلل بینی احتمال کنی و خشم فروخوری و هرجا که باشی رجوع به خدای کنی و بر توانگران تکبر کنی و هرچه بتو رسد شکر کنی.

 

از نشانه هاى تواضع این است که انسان در برابر مردم, خوش رو, خوش برخورد است, و هنگام معاشرت و جدا شدن از آنها, با روى باز و دل پذیر روبه رو یا جدا مى شود, و جداییش محبتآمیز است, نه از روى بى اعتنایى که موجب کینه و کدورت شده, و از نشانه هاى خصلت زشت تکبر و خود شیفتگى است.

 

[4] خطبه قاصعه (ویژه انذار متکبرین)

[5] آیه ای برای اهل تواضع می گویند در ایامی که شیخ بهایی رحمه الله برای زیارت حرم امیرالمؤمنین علی علیه السلام به نجف اشرف وارد شد، روزی در درس مولانا احمد مقدس اردبیلی حاضر شد. وی دید که مقدس اردبیلی به دلیل تواضع و فروتنی به گونه ای در میان شاگردان نشسته است کسی بین استاد و شاگرد فرق نمی گذارد و صدر مجلس از وجود ایشان خالی است. شیخ بهایی از این همه تواضع و شکسته نفسی در شگفت شد. با اصرار و خواهش، استاد را آورد و در صدر مجلس نشانید. در این اثنا شنیدند کسی با صدای بلند، این آیه ی شریفه را می خواند: تلک الدار الأخره نجعلها للذین لا یریدون علوا فی الأرض و لا فسادا و العاقبه للمتقین این سرای آخرت را (تنها) برای کسانی قرار می دهیم که اراده ی برتری جویی در زمین و فساد را ندارند. و عاقبت نیک برای پرهیزکاران است. 1 پس از پایان این آیه، هر چه گشتند، شخص گوینده را نیافتند. از شنیدن آیه، لرزه بر اندام مقدس اردبیلی افتاد و رنگش متغیر شد. گریه کنان و با ناراحتی برخاست و دوباره در میان شاگردان خود نشست و به درس و بحث مشغول شد. 2 تـــواضــع سر رفـعـــت انــــدازدت تـکــبــــر بـــــه خــــــاک انـــدر انــدازدت تواضع است دلیل رسیدن به کمال سواره چون که به مقصد رسد پیاده شود علی علیه السلام در هنگام خلافت، در بازارها قدم می زد، گم شده ها را راهنمایی می کرد، به یاری ضعیفان می شتافت و هنگامی که از کنار فروشندگان و کسبه می گذشت، همین آیه را برای آنان می خواند، سپس می فرمود: نزلت هذه الآیه فی اهل العدل و التواضع من الولاه، و اهل القدره من الناس این آیه درباره ی زمام داران عادل و متواضع و هم چنین دیگر قدرت مندان از توده های مردم نازل شده است تفسیر آیه خداوند در این آیه می فرماید که نعمت های جهان آخرت برای کسانی است که این دو صفت زشت در آنان نباشد: 1- برتری جویی؛ 2- فساد در زمین. آن چه انسان را از مواهب سرای آخرت محروم می کند و همه ی گناهان در آن جمع است، همین دو ویژگی است؛ زیرا هر آن چه را خدا نهی کند، حتما برخلاف نظام آفرینش انسان و تکامل وجود او بوده است. بنابراین ارتکاب آن، نظام زندگی او را بر هم می زند و مایه ی فساد در زمین است. امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرموده اند: ان الرجل لیعجبه ان یکون شراک نعله اجود من شراک نعل صاحبه فیدخل تحتها گاه می شود که انسان از این لذت می برد که بند کفش او از بند کفش دوستش بهتر باشد و به خاطر همین مشمول این آیه می شود، (زیرا این هم شاخه ی کوچکی از برتری جویی است! ) 3 هم چنین نقل شده است که علی علیه السلام در هنگام خلافت، در بازارها قدم می زد، گم شده ها را راهنمایی می کرد، به یاری ضعیفان می شتافت و هنگامی که از کنار فروشندگان و کسبه می گذشت، همین آیه را برای آنان می خواند، سپس می فرمود: نزلت هذه الآیه فی اهل العدل و التواضع من الولاه، و اهل القدره من الناس این آیه درباره ی زمام داران عادل و متواضع و هم چنین دیگر قدرت مندان از توده های مردم نازل شده است. 4 یعنی همان گونه که من حکومت را وسیله برتری جویی خویش قرار نداده ام، شما نیز نباید قدرت مالی خود را وسیله ی سلطه بر دیگران قرار دهید؛ زیرا سرانجام و عاقبت نیک برای کسانی است که اهل برتری جویی و فساد نیستند. منبع:مجله ی نور هدایت شکوری-دین و اندیشه تبیان پی نوشت ها: 1- قصص، 83. که خود ملک عقبی کسی را سزد که او از فساد و علو دم نزد کسی را نکو گشت فرجام کار که همواره او بود پرهیزکار 2- وقایع الایام، خیام، به نقل از تأثیر قرآن در جسم و جان، ص 302. 3- تفسیر «جوامع الجامع» ، ذیل همین آیه، به نقل از : نمونه، ج16، ص178. 4- نمونه، ج16، ص 179، به نقل از: مجمع البیان، ذیل همین آیه.

[6] از امیرمؤمنان على(علیه السلام) چنین آمده که به هنگام خلافتِ ظاهرى، شخصاً در بازارها قدم مى زد، گم شده ها را راهنمائى مى کرد، ضعیفان را کمک مى نمود، و از کنار فروشندگان و کسبه رد مى شد و این آیه را براى آنها مى خواند: «تِلْکَ الدّارُ الآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِینَ لایُرِیدُونَ عُلُوّاً فِی الأَرْضِ وَ لا فَساداً»، سپس مى فرمود: نُزِلَتْ هذِهِ الآیَةُ فِى أَهْلِ الْعَدْلِ وَ التَّواضُعِ مِنَ الْوُلاةَ، وَ أَهْلِ الْقُدْرَةِ مِنْ سائِرِ النّاسِ: «این آیه درباره زمامداران عادل و متواضع، و همچنین سایر قدرتمندان از توده هاى مردم نازل شده است تفسیر «فخر رازى»، جلد 25، صفحه 20، ذیل آیه مورد بحث.

امام صادق(علیه السلام): هنگامى که امام(علیه السلام) این آیه را تلاوت نمود، شروع به گریه کرد فرمود: ذَهَبَتْ وَ اللّه الاَمانِىُّ عِنْدَ هذِهِ الآیَةِ: «با وجود این آیه، همه آرزوها بر باد رفته است»! و دسترسى به سراى آخرت مشکل است!.

ـ تفسیر «على بن ابراهیم»، جلد 2، صفحه 146، ذیل آیه مورد بحث.

ـ تفسیر «جوامع الجامع»، ذیل آیه مورد بحث.

ـ این روایت را «زاذان» از امیرمؤمنان «على»(علیه السلام) مجمع البیان»، ذیل آیه مورد بحث).

 

[7] کل معروف صدقه ومنه التواضع

اندکی تواضع را جزاء بسیار اجتهاد دهند.(یوسف اسباط )

[8] التَّوَاضُعُ‏ أَصْلُ كُلِّ شَرَفٍ نَفِيسٍ وَ مَرْتَبَةٍ رَفِيعَةٍ وَ مَنْ تَوَاضَعَ‏ لِلَّهِ شَرَّفَهُ اللَّهُ عَلَى كَثِيرٍ مِنْ عِبَادِهِ (مصباح الشریعه)

[9] رضی لهم التواضع(خطبه قاصعه)

[10] خطبه قاصعه

[11] النحل : 23 لا جَرَمَ أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ ما يُسِرُّونَ وَ ما يُعْلِنُونَ إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْتَكْبِرينَ

[12] وَ لَوْ كَانَ لِلتَّوَاضُعِ‏ لُغَةٌ يَفْهَمُهَا الْخَلْقُ لَنَطَقَ عَنْ حَقَائِقِ مَا فِي مَخْفِيَّاتِ الْعَوَاقِبِ (مصباح الشریعه)

[13] وَ لِأَهْلِ التَّوَاضُعِ‏ سِيمَاءُ يَعْرِفُهَا أَهْلُ السَّمَاوَاتِ مِنَ الْمَلَائِكَةِ وَ أَهْلُ الْأَرْضِ مِنَ الْعَارِفِينَ قَالَ اللَّهُ تَعَالَى‏ وَ عَلَى الْأَعْرافِ رِجالٌ يَعْرِفُونَ كُلًّا بِسِيماهُمْ‏ وَ قَالَ تَعَالَى أَيْضاً مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكافِرِينَ‏ وَ قَالَ تَعَالَى أَيْضاً إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ‏ وَ قَالَ تَعَالَى‏ فَلا تُزَكُّوا أَنْفُسَكُمْ

[14] (نظامی گنجوی)

[15] همچنین در روایات اهل بیت علیهم السلام صفت تواضع از کمال عقل و نشانه دانایی انسان دانسته شده است. امام على علیه السلام می فرمایند: «إذا تَفَقَّهَ الرَّفیعُ تَواضَعَ»؛ انسان بلند مرتبه چون به فهم و دانایى رسد، فروتن شود.[۸]

[16] امام رضا علیه السلام : اَلتَّواضُعُ دَرَجاتٌ: مِنْها أَنْ یَعْرِفَ الْمَرْءُ قَدْرَ نَفْسِهِ فَیُنْزِلَها مَنْزِلَتَهابِقَلْبٍ سَلیمٍ، لایُحِبُّ أَنْ یَأْتیَ إِلی أَحَدٍ إِلاّ مِثْلَ مایُؤْتی إِلَیْهِ، إِنْ رَأی سَیِّئَةً دَرَأَهابِالْحَسَنَةِ، کاظِمُ الْغَیْظِ عافٍ عَنِ النّاسِ، وَاللّه ُ یُحِبُّ الْمُحْسِنینَ؛”اصول کافی، جلد2، صفحه 124″

 

پاورقی ها:

دیدگاهتان را بنویسید