فقه الروابط 62

موضوعات مطروحه در این درس:

متن درس

سه شنبه 2-1404/10/2رجب المرجب 13- 1447دسامبر -2025فقه معاصر- فقه مدیریت رفتار سازمانی – فقه روابط انسانی در سازمان – نقشه راه مصباح الشریعه – درس -62روابط اربعه – رابطه دوم – رابطه مدیر با خود – اصل ششم – اخراجها من محبوبها –4ویژگیهایکارکنان محبوب مدیر

 

مسئلهی :62مدیران باید نسبتکارکنان و کارگزاران واجد شرائط تحت امر خود محبت داشته باشند؛ با شرائط وحیانیکه عبارتند از: عدم خوی تجاوزگری، احسان، عدم فساد و تباهی، طهارت، شکر و نآلودگی، اعتقاد صحیح، عدم ظلم، تقوی، صب، توکل، عدم خیالات و قیافهگیی، عدم خیانت و بدباطنی، فریادگری زیر بار ظلم، قسط و عدالت اجتماعی، رعایتگری حق دیگران، عدم اسراف، عدم استکبار، شادیهای متعارف، نظم جدی جهادی

 

معلوم شد که جداسازی نفس از محبوبات او به عنوان اصل ششم مدیریت بر خویشتن استکه در حقیقت اصل مدیریت محبوبات و مکروهات نفس است که محبوب اول او، خدا و رسول او باشند و سایر محبوبات سازمانی با قوت در راستای محبوب اول و در خدمت او قرارگیرند. امتداد این مدیریت محبوبیت مدیر مافوق است که انگیزهی خدمت را بالا میبرد و باید به نفس آموخت که رهبران خود را دوست داشته باشد و بغض نداشته باشد.

 

در این درس به یک قاعدهی وحیانی دیگر میپردازیم با عنوان « ُیُح ُب ُهمُ ُوُُ ُیُح ُب ُوُن ُه»که از حب دوطرفه بین عبد و مولا و به تنقیح مناط بین هر رئیس و مرئوس دلالت میکند. نیروهای رویشی سازمان جایگزین نیروهای ریزشی ناسپاس و ناهمگون میشوند، لقوله تعالی: «م ْنُي ْرت َّدُم ْنك ْمُع ْنُدينهُفس ْوفُيْأتيُا َّللَُّبق ْوٍمُیحبه ْمُوُیحبون ُه» 1در حقیقت نیروهای ریزشی مشمول این قاعده نبودهاند که جایگزین آنها مشمول این قاعده میشود؛ یعنی اگر این محبت طرفینی نباشد، زمینهی ریزش و ارتداد فراهم میشود؛ پس نیروهای سازمان طبیعتا باید به چنین تعامل محبوبانهای موصوف شوند. یعنی باید مافوق هم مادون را دوست داشته باشد. این الزام را از فرمایش پیامبر اعظم متوجه میشویم که فرمود: «إَِّن ا َّللّه أههمهرِنِ ِبُِ ِب أهْربههعِة ِرهجاٍل ِم ْن أه ْص هحاِب-هو أه ْخههبرِنِ أهنَّهُ حِيُبُّحهم هو أهَّن ا ْلْهنَّةه ته ْشتها ُق إِلهْیِهْم». 2یعنی رسول خدا مأموریت دارد که چهار تن از اصحاب سازمانی خود را دوست داشته باشد، به علت اینکه خداوند هم «یحبهم». این تعلیل، حکم را تعمیم میدهد، یعنی هر مافوق ملزم است که زیردستان یا اصحاب خود را که محبوب خدا هستند دوست بدارد. پس فقط مادون ملزم

 

1تيُا َّللَُّبق ْوٍمُیحبه ْمُوُیحبونهُ ْيأ ياُأيُّاُاَّلذينُآمنواُم ْنُي ْرت َّدُم ْنك ْمُع ْنُدينهُفس ْوفُ ُأذَّل ٍةُعَلُا ْلْ ْؤمنينُأع َّز ٍةُعَلُاْلكافرينُیجاهدونُفيُُسبيلُا َّللَُّوُلاُیخافونُ ل ْومةُلائٍمُذلكُف ْضلُا َّللَُّي ْؤتيهُم ْنُيشاءُوُا َّللَُّواس ٌعُعل ٌيُ. (المائدة: )54 2 فههذهكهر قِ َّصة طهِویلهة فههقاهل: إِِنِ هِسَْع ُت هر ُسوهل ا َّللِّ یهُقوُل ِفِ هكهلٍَم طهِویٍل لههُ: إِ َّن ا َّللّه أههمهرِنِ ِبُِ ِب أهْربهعهِة ِرهجاٍل ِم ْن أه ْص هحاِب-هو أه ْخهبرهِنِ أهنَّهُ ُِیحبُُّهْم هو أهَّن ا ْلْهنَّةه ته ْشتها ُق إِلهیِْهْم. فهِقی هل: هم ْن ُه ْم هیا هر ُسوهل ا َّللِّ فههقاهل: «عهلِ ُّي بْ ُن أهِب طهالِ ٍب» ُثَُّ هس هك هت. فههقالُوا: هم ْن ُهْم هیا هر ُسوهل ا َّللِّ فههقاهل: «عهلِ ٌّي» ُثَُّ هس هك هت. فههقالُوا: هم ْن ُه ْم هیا هر ُسوهل ا َّللِّ فههقاهل: «عهلِ ٌّي هو ثههلَثهةٌ همعههُ، ُههو إِهماُمُهْم هو هدلِیلُُهْم هو ههاِدیِه ْم، هلا یهنْثهنُوهن هو هلا یه ِضلُّوهن هو هلا یهْرِجعُوهن هو هلا یهطُوُل عهلهیِْهُم اْلْههم ُد فهتهْق ُسهو قُلُوُبهُْم، هسلْ هما ُن هو أهبُو ذهٍر هو الِْمْق هداُد». بهشت مشتاق چهار محبوب خدا و رسولسلیم مىگوید: روزى امیر المؤمنین بعد از بازگشت از جنگ صفین و قبل از جنگ نهروان بیرون آمد در حالى كه ما در مسجد نشسته بودیم. حضرت نشست و ما اطراف او را گرفتیم. مردى عرض كرد: یا امیر المؤمنین، در باره اصحابت به ما خبر بده.فرمود: بپرس. حضرت جریان مفصلى را نقل كرد و سپس فرمود: من از پیامبر صلى ا َّللّ علیه و آله شنیدمكه ضمن سخنى طولانى مىفرمود: خداوند مرا به دوست داشتن چهار نفر از اصحابم دستور داده است و به من خبر دادهكه آنان را دوست دارد و بهشت مشتاق آنان است.پرسیده شد: یا رسول ا َّللّ، آنانكیانند؟ فرمود: «على بن ابى طالب» و سپس سكوتكرد.گفتند: یا رسول ا َّللّ، آنانكیانند؟ فرمود: «على» و سپس سكوتكرد.گفتند: یا رسول ا َّللّ، آنانكیانند؟ فرمود: على و سه نفر همراه او. على امام و راهنما و هدایتكننده آنان است. منحرف و گمراه نمىشوند و بر نمىگردند، و روزگار بر آنان طولانى نمىشود و قلبشان را قساوت نمىگیرد. آنان سلمان و ابو ذر و مقداد هستند. (سلیم بن قیس، كتاب سلیم بن قیس الهلَلي، ج. ،2ص. )941

 

أصل جعفر بن محمد الحضرمى: جابر قال قال ابو جعفر قال رسول اللّ :اللهم انك امرتنى بِب على فاحب من یحبه و ابغض من ابغضه اللهم انك امرتنى ان اواخى علیا فاخیته فنعم الاخ وجدته اللهم انك جعلته وزیرى فنعم الوزیر وجدته اللهم انك جعلته الهادى معى فى طینتى فنعم الهادى و المتبع اللهم انك جعلته القائد و الداعى الى الْنة من صدقه و اتبع امره اللهم انت جعلته حجة على من عصاه و خالف امره اللهم انى قد بلغت ما امرتنى به فى على و بنیه اللهم انى لم اقل فى على الا ما امرتنى به اللهم فمن صدقنى فیما قلت فى على و اتبعنى علیه فهو منى اللهم و من كذب بما قلت فى على و ترك امرى فیه فلیس هو منى. (جمع نویسندگان، الْصول الستة عشر (ط دار الشبستري)، ص. )62

 

به دوست داشتن مافوق نیست، مافوق هم ملزم به حب مادون است، فافهم قاعدهی «یح ُبهمُوُیح ُبونهُ» را. اما اینکه خداوند چه کارکنانی را دوست دارد، باید از آیات زیر شاخصههای آنان را متوجه شد تا رهبران سازمانی بدانند که چه کارکنانی را واجب است دوست داشته باشند. فهرست «یحبهم» عبارت است از: -1معتد و تجاوزگر به حقوق سازمانی همکاران نباشد؛3

 

-2محسن باشد، یعنی اهل اقامهی داوطلبانه امور زمینماندهی سازمان باشد؛4

 

-3اهل فساد و تباهی نباشد مطلقا؛5

 

-4پاک باشد از لحاظ دامن و دست و چشم و…؛6

 

-5ناشکر و غیر بهرهور و گناهکار نباشد؛7

 

-6مبانی اعتقادی ناصحیح نداشته و اهل کفر نباشد؛8

 

-7اهل ظلم نباشد، یعنی جابهجایی حق و باطل نکند؛9

 

-8باتقوا و قانونمند باشد؛10

 

-9اهل صبر و مقاومت باشد و میدان مسئولیت را زود خالی نکند؛11

 

3وُقاتلواُفيُسبيلُا َّللَُّا َّلذينُيقاتلونك ْمُوُلاُت ْعتدواُإ َّنُا َّللَُّلاُیحبُا ْلْ ْعتدين ُ. (البقرة: )190

 

ُين ْعتد ْلْ ا ْدعواُر َّب ْكُُتضرع ًاُوُخ ْفي ًةُإ َّنهُلاُیحبُا . (الْعراف: )55

 

4وُأ ْنفقواُفيُسبيلُا َّللَّ ُ محْسنين ُ ْ ل ُ

ولات ْلقواب . (البقرة: )195
ْسنينحم ْ ل فآتاهُا َّللَّثوابالد ْنياوح ْسنثوابا ْلْخرةوا َّللَّیحبا . (آلعمران: )148 فبِمن ْقضه ْمميثاقه ْملع َّنا ْهُوجع ْلناقلو ْبَهقاسي ًةیح ِّرفونا ْلكلِع ْنمواضعهونسواح ًّظاَّمِاذ ِّكِّوابهولاتزالت َّطلععَلخائن ٍةم ْ ْنْهإ َّلاقلي ًلام ْ ْنْهفا ْعفع ْ ْنْهوْسحم ْ ل ا ْصف ْحإ َّنا َّللَّیحبا نين . (المائدة: )13 ل ْيسعَلا َّلذينآمنواوعملواال َّصالحاتجنا ٌحفيماطعمواإذاماا َّتق ْواوآمنواوعملواال َّصال محْسنين ْ ل حاتَّثُا َّتق ْواوآمنواَّثُا َّتق ْواوأ ْحسنواوا َّللَّیحبا . (المائدة:
)93 ْ

ُُُأ ْيدي ْكُُإلَُال َّت ْهلكةُوُأ ْحسنواُإ َّنُا َّللَُّیحبُا ُُُُُُُُُُُُُ ُ ُ ُ ُ ُ ُ ُ ُ ُ ُ ُ ُ ُ ُ ُ ُ ُ ُ ُ ُ ُ ُ ُُُ ُ ُ ُ ُ ُ ُ ُ ُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُ ُ ُ ُُُُ ُُُُُُُُل ا َّلذينُي ْنفقونُفيُال َّس َّراءُوُال َّض َّراءُوُا ْلكاظمينُا ْلغ ْيظُوُا ْلعافينُعنُال َّناسُوُا َّللَُّیحبُا محْسنين ُ. (آلعمران: )134 5 ُسعى َّ لَ وُإذاُتَ ُفيُا ْلْ ْرضُلي ْفسدُفيهاُوُ ْيُّلكُا ْلح ْرثُوُال َّن ْسلُوُا َّللَُّلاُیُحبُا ْلفساد ُ. (البقرة: )205

 

ُفقُك ْ ين وُ قالتُ ا ْليهودُ يدُ ا َّللَُّ م ْغلول ٌةُ غ َّل ْتُ أ ْيد ْيهُِ وُ لعنواُ بِاُ قالواُ ب ْلُ يداهُ م ْبسوطتانُ ْيفُ يشاءُ وُ ليزيد َّنُ كثير ًاُ م ْ ْنْهُ ماُ أ ْنزلُ إل ْيكُ م ْنُ ر ِّبكُ ط ْغيان ًاُ وُ ك ْفر ًاُُوُ أ ْلق ْيناُ ْبَنْهُ

ب ْغضاءإ لَ ْ ل عداوةوا ْ ل ا ح ْربأ ْطفأهاا َّللَّوي ْسع ْونفيا ْلْ ْرضفساد ًاوا َّللَّلا
وأ ْحس ْنكماأ ْحسنا َّللَّإل ْيكولات ْبغا ْلفسادفيا ْلْ ْرضإ َّنا َّللَّلایحبا ْلْ ْفسدين . (القصص: )77
6ْ ل وي ْسئلونكعنا محيضولات ْقربُه َّنح َّتَّي ْطه ْرنْ ل واال ِّنساءفيا فإذاتط َّه ْرنف ْأتَه َّنم ْنح ْيثأمركُا َّللَّإ َّنا َّللَّیحبال َّت َّوابينویحب

ُُُُُُُُُُُُُُُ ْ لل ًُرا ْيَمُا ْلقيامةُك َّلماُأ ْوقدواُنا یحبُا ْلْ ْفسدين ُ. (المائدة: )64

 

ُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُ محيضُق ْلُهوُأذ ًىُفا ْعتزلُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُ ُرين ِّ تطه ْلْ ا . (البقرة: )222 لاُتق ْمُفيهُأبد ًاُلْ ْسج ٌدُأ ِّسسُعَلُال َّت ْقو ُىُم ْنُأ َّولُ ْيَ ٍمُأحقُأ ْنُتقومُفيهُفيهُرجا ٌلُیحبونُأ ْنُيَط َّهرواُوُا َّللَُّیحبُا ْلْ َّط ِّهرين ُ. (التوبة: )108

 

ُ 7 ٍ ثي ُأ ٍر ي ْمحقُا َّللَُّال ِّرباُوُي ْربُِال َّصدقاتُوُا َّللَُّلاُیحبُك َّلُك َّفا . (البقرة: )276 8ق ْلُأطيعواُا َّللَُّوُال َّرسولُفإ ْنُتَ َّل ْواُفإ َّنُا َّللَُّلاُیحبُا ْلكافرين ُ. (آلعمران: )32

 

وُا ْبتغُفيماُآتاكُا َّللَُّال َّدارُا ْلْخرةُوُلاُت ْنسُنَيبكُمنُالد ْنياُوُأ ْحس ْنُكماُأ ْحسنُا َّللَّ ُ. (القصص: )77

 

ُفرين كا ْ ل ل ْيجزيُا َّلذينُآمنواُوُعملواُال َّصالحاتُم ْنُف ْضلهُإ َّنهُلاُیحبُا . (الروم: )45

 

9وُأ َّماُا َّلذينُآمنواُوُعملواُال َّصالحاتُفيو ِّف ْيهُِأجور ْهُُوُا َّللَُّلاُیحبُال َّظالْين ُ. (آلعمران: )57 إ ْنُ ْيَس ْسك ْمُق ْر ٌحُفق ْدُم َّسُا ْلق ْومُق ْر ٌحُم ْثلهُوُت ْلكُا ْلْ َّيامُنداولُاُب ْينُال َّناسُوُلي ْعلُِا َّللَُّا َّلذينُآمنواُوُي َّتخذُم ْنك ْمُشهداءُوُا َّللَُّلاُیحبُال َّظالْين ُ. (آلعمران: )140

 

ُلْين وُجزاءُس ِّيئ ٍةُس ِّيئ ٌةُم ْثلهاُفم ْنُعفاُوُأ ْصلحُفأ ْجرهُعَلُا َّللَُّإ َّنهُلاُیحبُال َّظا . (الشورى: )40

 

10 بلىُم ْنُأ ْوفىُُبع ْهدُِوُا َّتقىُفإ َّنُا َّللَُّیحبُا ْلْ َّتقين ُ. (آلعمران: )76

 

إ َّلاُا َّلذينُعاه ْد ْتُُمنُا ْلْ ْشركينُ َّثُُ ْلَُي ْنقصو ْكُُش ْيئ ًاُوُ ْلَُيظاهرواُعل ْيك ْمُأحد ًاُفأ ُتواُإل ْ ْيهُِع ْهد ْهُُإ ُلَُم َّد ْتِهُإ َّنُا َّللَُّیحبُا ْلْ َّتقين ُ. (التوبة: )4

 

ُْكي حرامُ ْ ل ُا جد ْ س ْلْ فُيكونُ ْلِم ْشركينُع ْه ٌدُع ْندُا َّللَُّوُع ْندُرسولهُإ َّلاُا َّلذينُعاه ْد ْتُُع ْندُا فماُا ْستقامواُلك ْمُفا ْستقيمواُلُ ْمُإ َّنُا َّللَُّیحبُا ْلْ َّتقين ُ. (التوبة: )7 11وُكأ ِّي ْنُم ْنُن ٍّبُِقاتلُمعهُر ِّبيونُكث ٌيرُفماُوهنواُلْاُأصا ْبَهُفيُسبيلُا َّللَُّوُماُضعفواُوُماُا ْستكانُاُوُا َّللَُّیحبُال َّصابرين ُ. (آلعمران: )146

 

-10اهل توکل بر خدا باشد و به هرکس و گروه و سازمانی متکی نشود؛12 -11خیالاتی و قیافهگیر نباشد؛13

 

-12خیانتکار و بدباطن نباشد؛14 -13زیر بار ظلم فریادگر باشد؛15

 

-14اهل قسط و عدالت اجتماعی باشد و حق کسی را نخورد؛16 -15اهل اسراف در منابع نباشد (با کمبود بازدهی)؛17

 

-16مستکبر نباشد؛18 -17اهل شادیهای غیرمتعارف نباشد؛19

 

-18اهل نظم جدی در جهاد باشد.20 این هیجده شاخص و شرط وحیانی برای محبوبین و غیرمحبوبین نزد خداست به عنوان حکم وضعیکه علت الزام و امر الزامی به مدیرانی مانند رسول خدا میباشد که اصحاب و کادر اداری خود را دوست داشته باشند یا نداشته باشند. تمامی شاخصهاکاملَ مدیریتی و قابل احراز است. فتحصلکه مدیران باید نسبتکارکنان و کارگزاران واجد شرائط تحت امر خود محبت داشته باشند. این شرائط عبارتند از: معتد و تجاوزگر به حقوق سازمانی همکاران نباشد، محسن باشد، یعنی اهل اقامهی داوطلبانهی امور زمینماندهی سازمان باشد، اهل فساد و تباهی نباشد، مطلقا پاک باشد از لحاظ دامن و دست و چشم و…، ناشکر و غیربهرهور و گناهکار نباشد، مبانی اعتقادی ناصحیح نداشته باشد، اهل کفر نباشد، اهل ظلم نباشد، یعنی جابهجایی حق و باطل نکند، باتقوا و قانونمند باشد، اهل صبر و مقاومت باشد، میدان مسئولیت را زود خالی نکند، اهل توکل بر خدا باشد،

 

12فبِمُر ْحْ ٍةُمنُا َّللَُّل ْنتُلُ ْمُوُل ْوُك ْنتُف ًّظاُغليظُا ْلق ْلبُلا ُ ْنفضواُم ْنُح ْولكُفا ْعفُع ْ ْنْهُوُا ْست ْغف ْرُلُ ْمُوُ شاو ْر ْهُُفيُا ْلْ ْمرُفإذاُعز ْمتُفتو َّك ْلُعَلُا َّللَُّإ َّنُا َّللَُّیحبُ ُلين ا ْلْتو ِّك . (آلعمران: )159

 

13والد ْي ُ ْ ل با وُا ْعبدواُا َّللَُّوُلاُت ْشركواُبهُش ْيئ ًاُوُ نُإ ْحسان ًاُوُبذيُا ْلق ْربىُُوُا ْليتامىُُوُا ْلْساكينُوُا ْلجارُذيُا ْلق ْر ُبىُُوُا ْلجارُا ْلجنبُوُال َّصاحبُبا ْلج ْنبُوُا ْبنُال َّسبيلُوُماُ ًُرا ُوفخ ًلا تا ْ مخ ملك ْتُأْيَانك ْمُإ َّنُا َّللَُّلاُیحبُم ْنُكانُ . (النساء: )36 وُلاُت ُ ُ ٍر ُوفخ ٍ ل تا ْ مخ ِّع ْرُخ َّدكُلل َّناسُوُلاُ ْتشُفيُا ْلْ ْرضُمرح ًاُإ َّنُا َّللَُّلاُیحبُك َّلُ . (لقمان: )18

 

14وُلاُتجاد ْلُعنُا َّلذينُ ْیختانُنُأ ْنفسه ْمُإ َّنُا َّللَُّلاُیحبُم ْنُكانُخ َّوان ًاُأث ًيما ُ. (النساء: )107

 

وُإ َّماُتخاف َّنُم ْنُق ْو ٍمُخيان ًةُفا ْنب ْذُإل ْ ْيهُِعَلُسوا ٍءُإ َّنُا َّللَُّلاُیحبُا ْلخائنين ُ. (الْنفال: )58

 

ٍُر ُكفو ٍ ن إ َّنُا َّللَُّيدافعُعنُا َّلذينُآمنواُإ َّنُا َّللَُّلاُیحبُك َّلُخ َّوا . (الحج: )38

 

15لاُیحبُا َّللَُّا ْلج ْهرُبالسوءُمنُا ْلق ْولُإ َّلاُم ْنُظلُِوُكانُا َّللَُّسَيع ًاُعل ًيما ُ. (النساء: )148

 

َّ 16سَاعونُ ْلِكذبُأ َّكالونُللسحْتُفإ ْنُجاؤكُفا ْح ْكُُ ْبَ ْنْهُأ ْوُأ ْعر ْضُع ْ ْنْهُوُإ ْنُت ْعر ْضُع ْ ْنْهُفل ْنُيَروكُُش ْيئ ًاُوُإ ْنُحك ْمتُفا ْح ْكُُ ْبَ ْنْهُبا ْلق ْسطُإ َّنُا َّللَُّ ُسطين ْق ْلْ یحبُا . (المائدة: )42

 

وُإ ْنُطائفتانُمنُا ْلْ ْؤمنينُا ْقتتلواُفأ ْصلحواُ ْبَنهماُفإ ْنُبغ ْتُإ ْحداهُاُعَلُا ْلْ ْخر ُىُفقات ُلواُا َّلتيُت ْبغيُح َّتَُّتفيءُإ ُلَُأ ْمرُا َّللَُّفإ ْنُفاء ْتُفأ ْصلحواُ ْبَنهماُبا ْلع ْدلُوُأ ْقسطواُ ُسطين ْق ْلْ إ َّنُا َّللَُّیحبُا . (الحجرات: )9

 

س ْواُعَل ُ ْتأ لك ْيلاُ ماُفاتك ْمُوُلاُت ْفرحواُبِاُآتاك ْمُوُا َّللَُّلاُیحبُك َّلُ ْمختا ٍلُفخو ٍر ُ. (الحدید: )23

 

لاُي ْنهاكمُا َّللَُّعنُا َّلذينُ ْلَُيقاتلو ْكُُفيُال ِّدينُوُ ْلَُ ْیخرجو ْكُُم ْنُديار ْكُُأ ْنُتبَو ْهُُوُت ْقسطواُإل ْ ْيهُِإ َّنُا َّللَُّیحبُا ْلْ ْقسطين ُ. (الممتحنة: )8 17 ذي َّ ل وُهوُا ُُأنْشأُج َّنا ٍتُم ْعروشا ٍتُوُغ ْيرُم ْعروشا ٍتُوُال َّ ْنخلُوُال َّز ْرعُ ْمختلف ًاُأكلهُوُال َّز ْيَونُوُالر َّم ُانُمتشابِ ًاُوُغ ْيرُمتشاب ٍهُكلواُم ْنُثَرهُإذاُأ ْثَرُوُآتَاُح َّقهُ ْيَمُ ُه َّ ن حصادهُوُلاُت ْسرفواُإ لاُیحبُا ْلْ ْسرفين ُ. (الْنعام: )141

 

ياُبَيُآدمُخذواُزينتك ْمُع ْندُك ِّلُم ْسج ٍدُوُكلواُوُا ْشربُاُوُلاُت ْسرفواُإ َّنهُلاُیحبُا ْلْ ْسرفين ُ. (الْعراف: )31 18لاُجرمُأ َّنُا َّللَُّي ْعلُِماُيسرونُوُماُي ْعلنونُإ َّنهُلاُیحبُا ْلْ ْست ْكبَين ُ. (النحل: )23 19إ َّنُقارونُكانُم ْنُق ْومُمو ُسُُفبغىُُعل ْ ْيهُِوُآ ْتَناهُمنُا ْلكنوزُماُإ َّنُمفاتحهُلتنوأُبا ْلع ْصبةُأولُِا ْلق َّوةُإ ْذُقالُلهُق ْومهُُلاُت ْفر ْحُإ َّنُا َّللَُّلاُیحبُا ْلفر ُحين ُ. (القصص: )76 20ذينُيقاتلونُفي َّ ل إ َّنُا َّللَُّیحبُا ُسبيلهُص ًّفاُكأ َّ ْنَّهُبُْيا ٌنُم ْرصو ٌص ُ. (الصف: )4

 

به هرکس و گروه و سازمانی متکی نشود، خیالاتی و قیافهگیر نباشد، خیانتکار و بدباطن نباشد، زیر بار ظلم فریادگر باشد، اهل قسط و عدالت اجتماعی باشد حق کسی را نخورد، اهل اسراف در منابع نباشد (با کمبود بازدهی)، مستکبر نباشد، اهل شادیهای غیرمتعارف نباشد، اهل نظم جدی در جهاد باشد.21

 

21 درس 62فقه الروابط از سلسلهی فقه الاداره، 2شهر رجب المرجب .1447

پاورقی ها:

دیدگاهتان را بنویسید