فقه الروابط 24
- 27 مهر, 1404
- آیت الله سید صمصام الدین قوامی
یکشنبه 27/7/1404 – 26 ربیع الثانی 1404 – 19 اکتبر 2025 – فقه الاداره – فقه معاصر – فقه روابط انسانی در سازمان – درس 24 – رابطه مدیر با خود – اصل دوم خوف – حرمت خوف از خطرات و تهدیدات پیش آینده مقابل اقدامات سازمانی خطیر.
$ مسئلهی 24: مدیران سازمان در فرآیند تدبیر نفس و مدیریت بر خویشتن باید اهل ریسک و خطر باشند و نباید از تهدیدات و موانع کارهای بزرگ خوفی به خود راه دهند و با توکل بر خدا پروژههای عظیم را کلید بزنند تا مصداقی از اولیاء الهی قرار گیرند
معلوم شد خوف به عنوان اصل اول از اصول هفتگانهی رابطهی مدیر بر خویشتن[1] در عملیات تدبیر نفس[2] معانی مختلفی پیدا کرد که مورد استنباط قرار گرفت؛ خوف از مبدأ و معاد و پاسخگویی، خوف از هوای نفس، خوف از نفس اماره و خوف به معنای جنگ با نفس به عنوان اعدی عدو. حال مسئله این است که خوف منفی هم داریم به نفی جنس در آیات متعدد و متنوع با وصف «أَلَا إِنَّ أَوْلِيَاءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ».[3] و خوف منهی هم داریم: «قُلْنا لا تَخَفْ إِنَّكَ أَنْتَ الْأَعْلى»[4] و «وَ لا تَخافي وَ لا تَحْزَني».[5] مراد از خوف منفی و منهی چیست و چه نسبتی با خوف در رابطه با نفس (معاملة النفس) دارد؟ در پاسخ باید گفت که اولاً ویژهی اولیاء الله است که مصداق آن در آیهی «لا تخف» موسی G و در آیهی «لا تخافی» مادر او است که از اولیاء الهی هستند؛ اولیاء اهلی که در تقرب به خدا اوج گرفتهاند و ولی او شدهاندو ممکن است گفته شود اطلاق و عموم ندارد و شامل اولیاء خاص است، بر این مبنا که ولی خدا بودن مرتبهی خاصی است که هر کس نتواند برسد مگر رهبران عالیرتبهی دینی که تالیتلو معصومین هستند که در میان آنها مدیران ربوبی، برجسته و شایسته هم حضور دارند. اینان خوف از آینده ندارند، از حوادثی که در مسیر مردان بزرگ و طرحهای بزرگ و تحولآفرین وجود دارد، موانعی که در پیش است، چالشهایی که در راه است، هزینههای سنگین چشمانداز و اینکه چگونه زدوده میشوند، تهدیداتی که باید به فرصت تبدیل شوند و… . در نتیجه عدم خوف مقید به حوادث واقع اعم از مترقبه و غیرمترقبه و بحرانهای پیش رو و پیشبینینشده است. عدم خوف یعنی اینکه .وقتی با توکل و تدبیر، ربوبیت، مدیریت قوی و اثربخش، و با برنامههای متقن، منابع انسانی ماهر، منابع مادی وافر، حسابشده، سنجیده و دانشبنیان حرکت میکنیم و پروژههای بلند و بالا را کلید میزنیم، نباید خوف داشته باشیم، خوفی که ما را از حرکت بازمیدارد و مانع ریسک[6] و خطرپذیری است. اتفاقاً هر جا که خوف و خطر هست، یعنی کار بزرگ است، آنجاست که باید اقدام کرد و در آن امر مخوف واقع و وارد شد. کقوله G: إِذَا هِبْتَ أَمْراً فَقَعْ فِيهِ فَإِنَّ شِدَّةَ تَوَقِّيهِ أَشَدُّ مِنَ الْوُقُوعِ فِيهِ.[7] هرجا ترسیدی، در همان وارد شو که نتیجهی مثبت میگیری، همت بلند داشته و از موانع و تهدیدات خوف نداشته باش. این خوف منفی است و شیطان تخویف آن را به عهده دارد نسبت به اولیاء الله کما فی قوله تعالی: «إِنَّما ذلِكُمُ الشَّيْطانُ يُخَوِّفُ أَوْلِياءَهُ».[8] و نیز در این راه از لومة لائم خوف ندارند، یعنی حاشیهسازان در مسیر تحول لإطلاق قوله تعالی: «وَ لا يَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ»[9] و عدم خوف از شرکورزیهای رقیبان دینستیز لقوله تعالی حاکیا عن قول ابراهیم G: «وَ لا أَخافُ ما تُشْرِكُونَ بِهِ».[10] در آیات قرآن نفی جنس شده است؛ یعنی اصلاً نباید خوف داشت. اگر هم طبعاً در آغاز امری خوف از تهدید، ترور، خطف، خیانت، عیله[11] و عناصر ضدتحول هست، توسط خدا برطرف میشود: «تَخافُونَ أَنْ يَتَخـطَّفَكُمُ النَّاسُ فَآواكُمْ وَ أَيَّدَكُمْ بِنَصْرِهِ وَ رَزَقَكُمْ مِنَ الطَّيِّباتِ».[12] لذا چنین خوفی از دائرهب خوف در معاملة النفس خارج است؛ ضد تدبیر و مدیریت است و اصولاً مدیران و کارکنانی که اهل ریسک نیستند، پیشرفتی هم ندارند.
تفقه: خوف منفی در لاخوف و منهی در لاتخف هر دو مطلوب شارع نیست. لاتخف ظهور در حرمت خوف دارد، لذا در حیات مدیریتی اولیاء الله نفی شده، یعنی جایی ندارد و نوعی ریسکپذیری[13] است که در تدابیر عقلائی رائج است، از شایستگیهای مدیران حساب میشود و منافاتی هم با حکم عقل به پرهیز از مضرات محتمله ندارد. ظاهراً دو موضوع هستند. عقل حسابگر است، اهل تهور نیست و تهور را قبیح میشمارد، کما اینکه جبن را تقبیح میکند، ولی شجاعت را تحسین میکند که نقطهی اعتدال بین جبن و تهور است. مدیران و رهبران شجاع اهل ریسک هستند و حرکت، اما حسابشده طی طریق میکنند، زیرا هیچ حرکتی نیست مگر اینکه حامل خطراتی است. جبن مانع هر حرکتی است و تهور ورود به عرصههای خطر بدون اقدامات تأمینی است و شجاعت ورود به همهی عرصهها با سنجیدگی، حساب و اقدامات بازدارنده، بزرگ و مخوف است. لذا عقل و عقلاء و شرع آن را تحسین و تجویز کرده و ترس بیمورد را تقبیح و تحریم میکنند، والله العالم.
فتحصل که مدیران سازمان در فرآیند تدبیر نفس و مدیریت بر خویشتن باید اهل ریسک و خطر باشند و نباید از تهدیدات و موانع کارهای بزرگ خوفی به خود راه دهند و با توکل بر خدا پروژههای عظیم را کلید بزنند تا مصداقی از اولیاء الهی قرار گیرند.[14]
[1] پاول هرسی و کنث بلانچارد: «کسانی که از کارها نتیجهی خوب میگیرند، از خویشتن احساس خوبی دارند». خویشتن هر انسان، یگانهای است که با هر انسان دیگر و با هر قرابتی متفاوت است و چنانچه انسانی از انسانها کم شود، دیگر کسی نیست که جای او را بگیرد و اصطلاحاً هر فرد، انسانی منحصربهفرد است. مدیریت خویشتن موضوعی است که اخیراً در ادبیات مدیریت مدنظر علمای این رشته قرارگرفته است. نقطه قوت این سبک مدیریتی، خود انسان است که میخواهد مدیریت کردن را از خودش شروع کند و در جامعه به اوج برساند. یقیناً راز موفقیت انسانها در پیچیدگیهای هزارهی سوم، مدیریت خویشتن خواهد بود. حفظ ارزشها و آزادیهای فردی و تحصیل استقلال فردی مهمترین نتیجه است که انسانها از فعالیتهای خود انتظار دارند. مدیریت خویشتن مقولهای است که در ایجاد قدرت افراد برای مدیریت بر رفتار و عملکردشان در حیطه فردی و سازمانی و در جهت ارتقای بهرهوری نقش مهمی را ایفا میکند.
[2] self control
[3] الَّذينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ في سَبيلِ اللَّهِ ثُمَّ لا يُتْبِعُونَ ما أَنْفَقُوا مَنًّا وَ لا أَذىً لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ. (البقرة: 262)
الَّذينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ بِاللَّيْلِ وَ النَّهارِ سِرًّا وَ عَلانِيَةً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ. (البقرة: 274)
إِنَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ. (البقرة: 277)
فَرِحينَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ يَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلاَّ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ. (آلعمران: 170)
[4] قالَ خُذْها وَ لا تَخَفْ سَنُعيدُها سيرَتَهَا الْأُولى. (طه: 21) قالا رَبَّنا إِنَّنا نَخافُ أَنْ يَفْرُطَ عَلَيْنا أَوْ أَنْ يَطْغى. (طه: 45)
قالَ لا تَخافا إِنَّني مَعَكُما أَسْمَعُ وَ أَرى. (طه: 46)
فَأَوْجَسَ في نَفْسِهِ خيفَةً مُوسى. (طه: 67)
لَمْ يُوجِسْ مُوسَى ع خِيفَةً عَلَى نَفْسِهِ بَلْ أَشْفَقَ مِنْ غَلَبَةِ الْجُهَّالِ وَ دُوَلِ الضَّلَالِ. ترس موسی که بعد از رسالت واقع شده است بر جان خود نبود بلکه از غلبهی جاهلان و دولت گمراهان میترسید. (نهج البلاغة (للصبحي صالح)، ص. 51)
قُلْنا لا تَخَفْ إِنَّكَ أَنْتَ الْأَعْلى. (طه: 68)
وَ لَقَدْ أَوْحَيْنا إِلى مُوسى أَنْ أَسْرِ بِعِبادي فَاضْرِبْ لَهُمْ طَريقاً فِي الْبَحْرِ يَبَساً لا تَخافُ دَرَكاً وَ لا تَخْشى. (طه: 77)
قالَ رَبِّ إِنِّي أَخافُ أَنْ يُكَذِّبُونِ. (الشعراء: 12)
وَ لَهُمْ عَلَيَّ ذَنْبٌ فَأَخافُ أَنْ يَقْتُلُونِ. (الشعراء: 14)
فَجاءَتْهُ إِحْداهُما تَمْشي عَلَى اسْتِحْياءٍ قالَتْ إِنَّ أَبي يَدْعُوكَ لِيَجْزِيَكَ أَجْرَ ما سَقَيْتَ لَنا فَلَمَّا جاءَهُ وَ قَصَّ عَلَيْهِ الْقَصَصَ قالَ لا تَخَفْ نَجَوْتَ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمينَ. (القصص: 25)
وَ أَنْ أَلْقِ عَصاكَ فَلَمَّا رَآها تَهْتَزُّ كَأَنَّها جَانٌّ وَلَّى مُدْبِراً وَ لَمْ يُعَقِّبْ يا مُوسى أَقْبِلْ وَ لا تَخَفْ إِنَّكَ مِنَ الْآمِنينَ. (القصص: 31)
قالَ رَبِّ إِنِّي قَتَلْتُ مِنْهُمْ نَفْساً فَأَخافُ أَنْ يَقْتُلُونِ. (القصص: 33)
وَ أَخي هارُونُ هُوَ أَفْصَحُ مِنِّي لِساناً فَأَرْسِلْهُ مَعي رِدْءاً يُصَدِّقُني إِنِّي أَخافُ أَنْ يُكَذِّبُونِ. (القصص: 34)
إِذْ دَخَلُوا عَلى داوُدَ فَفَزِعَ مِنْهُمْ قالُوا لا تَخَفْ خَصْمانِ بَغى بَعْضُنا عَلى بَعْضٍ فَاحْكُمْ بَيْنَنا بِالْحَقِّ وَ لا تُشْطِطْ وَ اهْدِنا إِلى سَواءِ الصِّراطِ. (ص: 22)
أَ لَيْسَ اللَّهُ بِكافٍ عَبْدَهُ وَ يُخَوِّفُونَكَ بِالَّذينَ مِنْ دُونِهِ وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ هادٍ. (الزمر: 36)
[5] وَ أَوْحَيْنا إِلى أُمِّ مُوسى أَنْ أَرْضِعيهِ فَإِذا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقيهِ فِي الْيَمِّ وَ لا تَخافي وَ لا تَحْزَني إِنَّا رَادُّوهُ إِلَيْكِ وَجاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلينَ. (القصص: 7)
[6] ریسک اقدام به کاری است که نتیجهی آن معلوم نبوده و احتمال خطر یا ضرر وجود داشته باشد. آنتونی گیدنز جامعهشناس برجستهی معاصر، بر این باور است که واژهی «ریسک» احتمالاً ریشه در زبانهای اسپانیایی یا پرتغالی دارد؛ بهویژه از واژگان ریسگو ((Riesgo یا ریسکو ( (Riscoکه در اصل به معنای قایقرانی در آبهای ناآرام و بالقوه خطرناک بودهاند. در سوی دیگر، انجمن پزشکی بریتانیا منشأ این اصطلاح را در واژهی یونانی ریزا ( (Rhizaمیداند؛ واژهای که به خطرهای ناشی از نزدیکی بیش از حد به صخرهها در شرایط نامساعد دریانوردی اشاره دارد. این ریشههای معنایی که با مفاهیم نااطمینانی، خطر و مواجهه با ناشناختهها پیوند خوردهاند، نهتنها در گفتمان علمی بلکه در فرهنگ عامه نیز انعکاس یافتهاند. علاوه بر اصطلاح فارسی «دل به دریا زدن»، از منظر روانشناسی، ریسک به موقعیتی اطلاق میشود که در آن پیشبینی دقیق پیامدهای یک اقدام ممکن نیست. چنین اقداماتی، در صورت موفقیت میتوانند سودآور، و در صورت شکست، زیانبار باشند. انسانها بهطور طبیعی برای حفظ بقا تمایل دارند از موقعیتهای نامطمئن دوری کنند، اما همزمان انگیزههایی مانند کسب پاداش، تحقق اهداف، یا تأیید اجتماعی میتواند آنها را به سمت پذیرش ریسک سوق دهد. در ادبیات مالی ریسک را میتوان به صورت رویدادهای غیرمنتظره که معمولاً به صورت تغییر در ارزش داراییها یا بدهیها میباشد، تعریف کرد. بنگاهها در معرض انواع مختلف ریسک قرار دارند که بهطور کلی میتوان به دو دسته ریسکهای تجاری و ریسکهای غیرتجاری تقسیم کرد.
[7] وَ قَالَ G إِذَا هِبْتَ أَمْراً فَقَعْ فِيهِ فَإِنَّ شِدَّةَ تَوَقِّيهِ أَعْظَمُ مِمَّا تَخَافُ مِنْهُ. (نهج البلاغة (للصبحي صالح)، ص. 501؛ لیثی، عيون الحكم و المواعظ، ص. 132؛ مجلسی، بحار الأنوار (ط بيروت)، ج. 72، ص. 357) این بیان امام G هشدار به کسانی است که برای کارهای منطقی و اصولی جرات شروع ندارند و دو دلی می کنند مثلا می خواهند حرفه و یا فنی را بیاموزند و یا تشکیل خانواده بدهند امروز و فردا م یکنند بی شک این ترس بی جاست. از کلام امام علیه السلام سوء برداشت هم نشود ک از هر کاری خلاف شرع و عرف و عقل اگر ترسی خود را در آن بینداز قطعاً منظور حضرت کارهایی است که سعادت و تعالی انسان را در دنیا و آخرت تأمین میکند. دست از دودلی بردار و خود را در معرض آن کار قرار بده، خواهی دید که ترس بیمورد بوده است و از عذاب خود نگه داشتن و سرگردانی رهایی خواهی یافت.
امام G با بیان خود به مخاطب روحیه میدهد و اعتماد به نفس را در وی تقویت میکند و شعر ما میتوانیم را برای ملت های مستقل تقویت مینماید. کسی که میخواهد کار خداپسندانه انجام دهد هراسی ندار. در نهایت با شهامت و شجاعت آغاز کار میکند و همیشه موفق و پیروز است. بَلَی مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِنْدَ رَبِّهِ وَلَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ.
و أما قوله: وَ أَوْحَيْنا إِلى أُمِّ مُوسى أَنْ أَرْضِعِيهِ فَإِذا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقِيهِ فِي الْيَمِّ وَ لا تَخافِي وَ لا تَحْزَنِي إِنَّا رَادُّوهُ إِلَيْكِ وَ جاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِينَ. (قمی، تفسير القمي، ج. 2، ص. 135)
[8] إِنَّما ذلِكُمُ الشَّيْطانُ يُخَوِّفُ أَوْلِياءَهُ فَلا تَخافُوهُمْ وَ خافُونِ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنينَ. (آل عمران: 175)
تفسير نمونه ج3 178اين آيه دنباله آياتى است كه در باره غزوه حمراء الاسد نازل گرديد و ذلكم اشاره به كسانى است كه مسلمانان را از قدرت لشكر قريش مىترسانيدند تا روحيه آنها را تضعيف كنند بنا بر اين معنى آيه چنين است: عمل نعيم بن مسعود و يا كاروان عبد القيس فقط يك عمل شيطانى است كه براى ترساندن دوستان شيطان صورت گرفته، يعنى اين گونه وسوسهها تنها در كسانى اثر ميگذارد كه از اولياء و دوستان شيطان باشند و اما افراد با ايمان و ثابت قدم هيچگاه تحت تاثير اين وسوسهها واقع نمىشوند، بنا بر اين شما كه از پيروان شيطان نيستيد، نبايد از اين وسوسهها متزلزل شويد.تعبير از نعيم بن مسعود و يا كاروان عبد القيس به شيطان، يا بخاطر ايناست كه عمل آنها براستى عمل شيطانى بود و با الهام او صورت گرفت
[9] يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكافِرينَ يُجاهِدُونَ في سَبيلِ اللَّهِ وَ لا يَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَليمٌ. (المائدة: 54)
[10] وَ حاجَّهُ قَوْمُهُ قالَ أَ تُحاجُّونِّي فِي اللَّهِ وَ قَدْ هَدانِ وَ لا أَخافُ ما تُشْرِكُونَ بِهِ إِلاَّ أَنْ يَشاءَ رَبِّي شَيْئاً وَسِعَ رَبِّي كُلَّ شَيْءٍ عِلْماً أَ فَلا تَتَذَكَّرُونَ. (الأنعام: 80)
وَ كَيْفَ أَخافُ ما أَشْرَكْتُمْ وَ لا تَخافُونَ أَنَّكُمْ أَشْرَكْتُمْ بِاللَّهِ ما لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ عَلَيْكُمْ سُلْطاناً فَأَيُّ الْفَريقَيْنِ أَحَقُّ بِالْأَمْنِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ. (الأنعام: 81)
فَمَنْ تَبِعَ هُدايَ فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ. لَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ حِينَ يَخَافُ الْمُخَالِفُونَ، وَ لَا هُمْ يَحْزَنُونَ إِذَا يَحْزَنُونَ. (امام حسن بن علی G، التفسير المنسوب إلى الإمام الحسن العسكري G، ص. 225)
[11] يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ فَلا يَقْرَبُوا الْمَسْجِدَ الْحَرامَ بَعْدَ عامِهِمْ هذا وَ إِنْ خِفْتُمْ عَيْلَةً فَسَوْفَ يُغْنيكُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ إِنْ شاءَ إِنَّ اللَّهَ عَليمٌ حَكيمٌ. (التوبة: 28) عَيْل به معنای فقر است. عَالَ يَعِيلُ عَيْلًا: افْتَقَرَ.
[12] وَ اذْكُرُوا إِذْ أَنْتُمْ قَليلٌ مُسْتَضْعَفُونَ فِي الْأَرْضِ تَخافُونَ أَنْ يَتَخَطَّفَكُمُ النَّاسُ فَآواكُمْ وَ أَيَّدَكُمْ بِنَصْرِهِ وَ رَزَقَكُمْ مِنَ الطَّيِّباتِ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ. (الأنفال: 58)
وَ إِمَّا تَخافَنَّ مِنْ قَوْمٍ خِيانَةً فَانْبِذْ إِلَيْهِمْ عَلى سَواءٍ إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْخائِنينَ. (الأنفال: 26)
[13] ریسکپذیری (risk taking) یکی از مفاهیم کلیدی در زندگی و تصمیمگیریهای ماست که تأثیر قابل توجهی در سیر زندگی و موفقیتهای فردی و سازمانی دارد. این مفهوم ارتباط بین تصمیمگیری و نتیجهی آن را به صورت بسیار دقیقتری به ما نشان میدهد. اگرچه این مفهوم ممکن است به نظر یک قاعدهی ریاضی ساده به نظر برسد که خطر بیشتر، سود بیشتر به همراه دارد، اما در عمل، ریسکپذیری یک هنر است که نیاز به توازن و درک عمیق از شرایط و پیشامدها دارد.
[14] درس 24 فقه الروابط از سلسلهی فقه الاداره، 26 شهر ربیع الثانی 1447.