header

تفسیر مدیریتی قرآن - جلسه 71 و 72 (13-03-1400)

درس تفسیر حضرت آیت الله قوامی (دامت برکاته)

جلسه 71 و 72 (پنجشنبه 1400/03/13) - 22 شوال 1442- (2021/06/03)

بسم الله الرحمن الرحیم

 

تفسیر ترتیبی مدیریتی قرآن کریم – سوره نساء آیات 11تا 15- تدبیر منزل -ارث[1]

ارث یک منبع مشروع ثروت است که از نسلی به نسلی و طبقه ای به طبقه ای میرسد  و یک حق و استحقاق است و اقتصاد خانواده را قویم میکند و مقررات تعدیل بخش خاص خود را دارد که در پاورقی آمده است نباید از ارث جلو گیری نمود  هر چند میتوان در حیات بین ورثه اموری را تقسیم نمود که به بعد از ممات کشیده نشود  ورضایت ورثه با عدالت  ووصیت درست حاصل است در مجموع ارث قابل مدیریت است  به اینکه به یک بحران تبدیل نشود مخصوصا اگر ماترک قابل توجه باشد که نیاز به مدیریت دارد که در خالا بحث به اصول این مدیریت  می پردازیم :

يُوصِيكُمُ اللَّهُ فِي أَوْلَادِكُمْ ۖ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ ۚ فَإِنْ كُنَّ نِسَاءً فَوْقَ اثْنَتَيْنِ فَلَهُنَّ ثُلُثَا مَا تَرَكَ ۖ وَإِنْ كَانَتْ وَاحِدَةً فَلَهَا النِّصْفُ ۚ وَلِأَبَوَيْهِ لِكُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا السُّدُسُ مِمَّا تَرَكَ إِنْ كَانَ لَهُ وَلَدٌ ۚ فَإِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلَدٌ وَوَرِثَهُ أَبَوَاهُ فَلِأُمِّهِ الثُّلُثُ ۚ فَإِنْ كَانَ لَهُ إِخْوَةٌ فَلِأُمِّهِ السُّدُسُ ۚ مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصِي بِهَا أَوْ دَيْنٍ ۗ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ لَا تَدْرُونَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ لَكُمْ نَفْعًا ۚ فَرِيضَةً مِنَ اللَّهِ ۗ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا ﴿١١﴾

خدا شما را درباره [ارث] فرزندانتان سفارش می کند که سهم پسر مانند سهم دو دختر است. و اگر [میراث برانِ میّت] دخترند و بیش از دو دختر باشند، سهم آنان دو سوم میراث است؛ و اگر یک دختر باشد، نصف میراث سهم اوست. و برای هر یک از پدر و مادر میّت چنانچه میّت فرزندی داشته باشد، یک ششم میراث است؛ و اگر فرزندی نداشته باشد، و [تنها] پدر و مادرش ارث می برند، برای مادرش یک سوم است [و باقی مانده میراث سهم پدر اوست] و اگر میّت برادرانی داشته باشد، سهم مادرش یک ششم است. [همه این سهام] پس از وصیتی است که [نسبت به مال خود] می کند، یا [پس از] دَیْنی است [که باید از اصل مال پرداخت شود.] شما نمی دانید پدران و فرزندانتان کدام یک برای شما سودمندترند [بنابراین اختلاف سهم ها، شما را نگران نکند و موجب اعتراض نشود]. [این تقسیم بندی] فریضه ای از سوی خداست؛ زیرا خدا همواره دانا و حکیم است. (۱۱)

 

وَلَكُمْ نِصْفُ مَا تَرَكَ أَزْوَاجُكُمْ إِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُنَّ وَلَدٌ ۚ فَإِنْ كَانَ لَهُنَّ وَلَدٌ فَلَكُمُ الرُّبُعُ مِمَّا تَرَكْنَ ۚ مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصِينَ بِهَا أَوْ دَيْنٍ ۚ وَلَهُنَّ الرُّبُعُ مِمَّا تَرَكْتُمْ إِنْ لَمْ يَكُنْ لَكُمْ وَلَدٌ ۚ فَإِنْ كَانَ لَكُمْ وَلَدٌ فَلَهُنَّ الثُّمُنُ مِمَّا تَرَكْتُمْ ۚ مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ تُوصُونَ بِهَا أَوْ دَيْنٍ ۗ وَإِنْ كَانَ رَجُلٌ يُورَثُ كَلَالَةً أَوِ امْرَأَةٌ وَلَهُ أَخٌ أَوْ أُخْتٌ فَلِكُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا السُّدُسُ ۚ فَإِنْ كَانُوا أَكْثَرَ مِنْ ذَٰلِكَ فَهُمْ شُرَكَاءُ فِي الثُّلُثِ ۚ مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصَىٰ بِهَا أَوْ دَيْنٍ غَيْرَ مُضَارٍّ ۚ وَصِيَّةً مِنَ اللَّهِ ۗ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَلِيمٌ ﴿١٢﴾

نصف میراثی که همسرانتان به جای می گذارند، اگر فرزندی نداشته باشند برای شماست، و اگر فرزندی داشته باشند یک چهارم میراث حقّ شماست، پس از وصیتی که نسبت به مال خود می کنند یا [پس از] دَینی [که باید از اصل مال پرداخت شود]. و برای زنانتان چنانچه فرزندی نداشته باشید یک چهارم میراثی است که از شما به جای می‌ماند، و اگر فرزندی داشته باشید یک هشتم میراث حقّ آنان است، پس از وصیتی که کرده اید یا [پس از] دینی [که باید از اصل مال پرداخت شود]. و اگر مرد یا زنی که از او ارث می برند، کلاله [یعنی بی اولاد و بدون پدر و مادر] باشد و دارای برادر و خواهری است، پس برای هر یک از آن دو نفر یک ششم میراث است؛ و اگر بیش از این باشند در یک سوم میراث شریک اند، پس از وصیتی که [نسبت به مال] شده یا پس از دینی [که باید از اصل مال پرداخت شود]. [همه اینها در صورتی است که با وصیت و اقرار به دین] در وصیتش به وارثان زیان نزند. این سفارشی است از سوی خدا، و خدا دانا و بردبار است. (۱۲)

تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ ۚ وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا ۚ وَذَٰلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ﴿١٣﴾

اینها حدود خداست، و هر که از خدا و رسولش اطاعت کند، خدا او را به بهشت هایی که از زیر [درختان] آن نهرها جاری است درآورد؛ در آن جاودانه اند، و آن است کامیابی بزرگ. (۱۳)

وَمَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَتَعَدَّ حُدُودَهُ يُدْخِلْهُ نَارًا خَالِدًا فِيهَا وَلَهُ عَذَابٌ مُهِينٌ ﴿١٤﴾

و هر که از خدا و رسولش نافرمانی کند و از حدود او تجاوز نماید، خدا او را در آتشی درآورد که در آن جاودانه است و برای او عذابی خوارکننده است. (۱۴)

[1] ارث به کلیه اموال، عناوین، بدهی‌ها، حقوق و وظایف شخص پس از مرگش گفته می‌شود که به شخص دیگری منتقل می‌گردد. ارث به مدت طولانی نقش اساسی در جوامع بشری داشته‌است. مجموعه قوانین انتقال ارث در جوامع مختلف متفاوت و در طول زمان تغییرات بسیاری کرده‌است.[۱]

در دوران حکومت فراعنه مصر، ثروت حاصل از کار افراد، ملک پادشاه بود و پس از مرگ هر انسان، تمام ثروت او در اختیار پادشاه قرار می‌گرفت و در یونان قدیم نیز، اموال و ثروت انسان‌ها ملک عموم جامعه بود و هر انسان نماینده جامعه در اداره آن‌ها تلقی می‌شد و لذا ارث او هم پس از مرگ در اختیار جامعه قرار می‌گرفت و «پسر ارشد» نمایندگی جامعه را در اداره میراث متعهد می‌شد. مصریان هم بمانند یونانیان در دوره دوم ارتقای فرهنگی خویش به این نتیجه رسیده بودند که نمی‌توان دل‌بستگی شدید هر انسان را به اموال و دست رنج خویش و فرزندان خود را نادیده گرفت. بی‌توجهی حکومت به این واقعیت انگیزه کار و تلاش را نابود ساخته و بذر خصومت و عناد را در قلوب مردم می‌کارد؛ لذا قانون انتقال میراث را به بزرگ‌ترین پسرِ میت را، تصویب و اجرا کردند. در نتیجه پادشاه باکوربوس در قرن هشتم ق. م قانون انتقال ارث به بزرگ‌ترین فرزند پسر را تصویب کرد و در نتیجه در مصر قدیم نیز، ترکه متوفی به پسر بزرگ‌تر منتقل می‌شد و برادران و خواهران دیگر، می‌بایست زندگی مشترکی را به ریاست برادر ارشد داشته باشند؛ ولی به‌هرحال در هردوی مصر و یونان، زنان از ارث بردن محروم بودند. در انگلستان نیز تا چندی قبل، تمامی ماترک پدر، تنها به پسر ارشد منتقل می‌شد و اگر متوفی فرزند ارشد پسر نداشت، ارث منحصر به فرزندان ذکور بود.[۲][۳][۴]در حال حاضر نیز متاسفانه در بعضی شهرستان ایران تیز مناطق روستایی هستند که هنوز قوانین برای خود وضع کردند که فرزند ذکور فقط ارث میبرند.در قانون کشور ما اگر فرزند، منحصر به یکی باشد پسر یا دختر تمام ترکه ‌به او می‌رسد. اگر اولاد متعدد باشندهمه پسر، یا همه دختر باشد، ترکه بین آنها بالسویه (مساوی) تقسیم می‌شود. اگر اولاد متعدد باشند و بعضی از آنها پسر وبعضی دختر، پسر دو برابر دختر می‌برد.[۵]

قوانین یهودمیزان ارث هر یک از وراث و به صورت خاص ارث زن جنبه توافقی دارد و هر پدری قبل از مرگ می‌تواند با تنظیم وصیت‌نامه سهم ارث هر یک از وراث را با شرایطی تعیین نماید ملاک ارث در ایران امروز به دنبال اصلاحیه سال ۱۳۵۶ می‌باشد؛ که با خواست یهودیان ایران و تأیید ریشون لصیون اجرا می‌گردد که البته قابل تغییر است.[۶] در ایران سهم الارث دختر نصف پسر می‌باشد.[۷]

قوانین اسلامدنیای قبل از اسلام، برای زن حقوق ارثی مستقل و مسلّمی قائل نبودند، یا اصلاً به او ارث نمی‌دادند یا اگر می‌دادند به‌صورت سهم قطعی و مفروض نبود؛ بلکه احتمال داشت که به‌عنوان وصیت، مالی را برای زن بگذارند. به دیگر عبارت، محرومیت زن از ارث، سنت رایج و حاکم بر ادیان قبل از اسلام بود.[۲] مطابق با قوانین اسلامی، ارث بین فرزندان پسر و دختر به صورت ۲ سهم برای پسر و یک سهم برای دختر تقسیم می‌شود. چنانچه پدر و مادر وارث باشند سهم آن‌ها نیز به صورت ۲ به ۱ خواهد بود. در صورت مرگ پدر و وجود فرزندان و مادر، ارث مادر ۱ قسمت از ۸ قسمت کل دارایی‌ها خواهد بود.[۸]

ارث زن در قانونمطابق ماده 946 قانون مدنی که در مورخ 87/11/6 اصلاح شده‌است زن متوفی هم از قیمت عرصه و هم از قیمت اعیان مال غیر منقول (زمین خانه مغازه) ارث می برد[۹]

ارث شوهر از زن طبق قانونبراساس قانون در صورت فوت زن اموال به ورثه وی می رسد. شوهر یا زوج نیز جزو ورثه زن محسوب می شود. در صورتی که متوفی فرزندی داشته باشد یک چهارم اموال به زوج می رسد و در صورتی که فرزند نداشته باشد نصف ارث به زوج می رسد.[۱۰] اِرث استحقاق مال یا حقی است که با مرگ یا حکم به موت دیگری برای وارث حاصل می‌شود. وارثان پس از ادای حقوق و دیون متوفّی، طبق طبقات ارث سهم الارث‌ خود را مالک می‌شوند. در فقه دو عامل نسب (رابطه از طریق ولادت) و سبب (رابطه بر اساس ازدواج و ولاء) از موجبات ارث معرفی شده است. کفر، قتل، بردگی، لعان، حمل، غایب بودن و زنا طبق شرایطی از موانع ارث هستند. زوج و زوجه از یکدیگر ارث می‌برند، با دیگر وارثان شریکند و طبق موارد مختلف، سهم الارث متفاوتی دارند.

قرآن در آیات ارث با رویکردهای مختلف اعتقادی، اخلاقی و آیات الاحکام به موضوع ارث پرداخته و بخشی از قوانین مهم ارث در اسلام را (مانند طبقات وراث و سهم الارث آنها و کلاله) بیان کرده است. جزئیات بیشتر قانون ارث در روایات فقهی آمده است.

یکی از ویژگی‌های احکام ارث در اسلام، دوبرابری سهم ارث پسر نسبت به ارث دختر است.

«ارث» در تعریف فقهی به معنای استحقاق مال (دارایی) یا حقی (مانند حق خیار و شفعه) است که با مرگ دیگری یا آنچه در حکم مرگ است (موت فرضی) حاصل می‌شود.[۱] شخصی را که مستحق ارث است «وارث» و کسی را که از او ارث باقی مانده است «مورِّث» می‌نامند و به مال و حقی که از میت باقی مانده است «تَرَکِه» یا «میراث» می‌گویند.[۲] در فقه به پیروی از قرآن کریم از ارث به «فرض» و «فریضه» تعبیر شده است.[۳]

مالکیت ورثه نسبت به ترکه متوفّی، پس از ادای حقوق و دیونی که به میراث تعلق گرفته است، مستقر می‌شود؛ مانند تجهیز و تکفین، دیون و واجبات مالی، وصایای میت در یک سوم مالش بدون اجازه ورثه و زیادتر از یک سوم مال با اجازه آن‌ها، آنچه به فرزند بزرگ‌تر می‌رسد (حبوه).[۴]

در قرآن به صورت مستقیم یا غیر مستقیم و نیز با رویکردهای مختلف اعتقادی، اخلاقی و آیات الاحکام به موضوع ارث پرداخته شده است. بخشی از آیات ارث (به ویژه در سوره نساء) قوانین مهم ارث در اسلام را بیان کرده است و جزئیات بیشتر آن در روایات فقهی آمده است.[نیازمند منبع]

دو عامل، موجب ارث بردن هستند:

  • نسب (وارثان نَسَبی): ارتباط و اتصال دو طرف ارث از طریق ولادت؛ مانند پدری و فرزندی و خواهر و برادری.[۵]
  • سبب (وارثان سَبَبی): پیوند و قرابت میان دو طرف ارث از طریق غیر نسبی که به دو گونه است:

الف. ازدواج: ازدواج دائم، یا ازدواج موقت با شرط ارث بردن (بنا بر نظر مشهور).

ب. وِلاء: پیوندی غیر از تولد و ازدواج که سه نوع است و ارث بردنشان شرایط خاصی دارد: ۱. ولاء عتق (مربوط به احکام بردگی و کنیزی)، ۲. ولاء ضمان جریره (قرارداد ضمان با شرط ارث)، ۳. ولاء امامت (ارث بردن امام معصوم در صورت نبود هیچ وارثی).[۶]

طبقات ارث وارثان نسبی به سه طبقه اصلی تقسیم می‌شوند و به طور کلی هر طبقه پایین‌تر وقتی ارث می‌برد که در طبقه بالاترش وارثی نباشد؛ هر یک از این طبقات نیز مسائل و درجه‌بندی‌هخاص خود را دارند:

  • طبقه اول: پدر، مادر، فرزند، نوه (در صورت نبودن و فوت فرزند).
  • طبقه دوم: پدر بزرگ و مادربزرگ پدری و مادری و هرچه بالاتر برود، برادر و خواهر (پدری) یا (مادری) یا (پدری و مادری) و فرزندان آنان در صورت نبودنشان.
  • طبقه سوم: عمو، عمه، دایی و خاله و فرزندان ایشان در صورت نبودنشان؛ در صورت نبودن موارد پیشین، عمو،‌ عمه، دایی و خاله پدرِ میت‌ ارث می‌برند.[۷]

سهم ارثگفته شده استحقاق ارث، گاهی به فرض و تسمیه است؛ یعنی در قرآن[۸] بدان تصریح شده است و گاهی به قرابت است که در قرآن، برای آن سهمی مشخص نشده است و تحت عنوان «اولو الارحام»[۹] از آن یاد می‌شود مانند سهم عمو و عمه.[۱۰] سهام نام برده شده در قرآن عبارتند از:

  • نصف: دختر اگر یکی باشد و برادری نداشته باشد، نصف ارث می‌برد. همچنین اگر خواهر پدری یا پدر و مادری تنها باشد و نیز شوهر در صورتی که از همسرش فرزندی نداشته باشد، نصف ارث می‌برند.
  • دو سوم: دو دختر یا بیشتر در صورت نداشتن برادر، دو سوم ارث می‌برند. همچنین ارث دو خواهر پدری یا پدر و مادری در صورتی که برادر نداشته باشند،‌ دو سوم است.
  • یک سوم: مادر در صورتی که متوفی، فرزند و برادر نداشته باشد و نیز خواهر و برادر مادری در صورت تعدد یک سوم ارث می‌برند.
  • یک چهارم: سهم زن در صورتی که همسرش فرزندی نداشته باشد و نیز شوهر در صورتی که همسرش از وی یا شوهر دیگری فرزند نداشته باشد، یک چهارم است.
  • یک ششم: پدر و مادر در صورتی که متوفی دارای فرزند باشد و نیز مادر با وجود برداران متوفی، یک ششم ارث می‌برند. سهم برادر یا خواهر مادری نیز در صورت تنها بودن، یک ششم است.
  • یک هشتم: سهم زن در صورتی که شوهرش دارای فرزند باشد، یک هشتم است.[۱۱]

میراث زوج و زوجه: زوج و زوجه از یکدیگر ارث می‌برند و با دیگر وارثان شریکند. هیچ کدام از آن‌ها همه اموال دیگری را ارث نمی‌برد مگر زمانی که وارث زوجه در زوج منحصر باشد که زوج همه اموال را به ارث می‌برد.[۱۲]

فقهای امامیه و اهل سنت در بعضی از احکام فقهی ارث اختلاف نظر دارند؛ مانند تفاوت ارث کلاله در آیات ۱۲ و ۱۷۶ سوره نساء[نیازمند منبع] و مسئله عَول و تَعصیب[یادداشت ۱] که برخلاف اهل سنت، در میان شیعه باطل است.[۱۳]

موانع ارث بردن عبارت‌اند از:

  • کفر: به اجماع مسلمانان، کافر از مسلمان ارث نمی‌برد؛ اما به اجماع فقهای امامیه، مسلمان از کافر ارث می‌برد.[۱۴] گفته شده میت مرتد در حکم مسلمان است و کافر از او ارث نمی‌برد.[۱۵]
  • قتل: اگر وارث، قاتل عمدی و ظالمانه مورِّث (مقتول) باشد، از ارث او محروم است و اگر قتل خطایی باشد، فقط از دیه ارث نمی‌برد. اولاد و اقوام قاتل از ارث محروم نمی‌شوند.[۱۶]
  • بردگی: برده از کسی ارث نمی‌برد ولو اینکه میت هم برده باشد. برده اگر بمیرد اموالش به شخص حر(غیربرده) می‌رسد.[۱۷]
  • لِعان: اگر میان زن و شوهری لعان واقع شود، از آنجا که لعان باعث قطع پیوند ازدواج و جدایی زن و شوهر می‌شود، ازاین‌رو، آن زن و شوهر از یکدیگر ارث نمی‌برند؛[۱۸] اما فرزندی که لعان به خاطر او واقع شده، از مادرش ارث می‌برد؛ اما از پدر ارث نمی‌برد.[۱۹]
  • حَمل: فرزندی که در شکم مادر است وقتی ارث می‌برد که در زمان فوت مورث، منعقد شده باشد و زنده به دنیا بیاید؛ هرچند پس از تولد فوراً بمیرد.[۲۰] فرزند مادامی که در شکم مادر است، ارث نمی‌برد، اما مانع از ارث بردن طبقه و مرتبه بعدی می‌شود.[۲۱]
  • مفقود الاثر: کسی که غایب و مفقودالاثر است، از دیگران ارث می‌برد و به اموالش اضافه می‌شود و با معلوم شدن فوتش یا حکم دادن به مرگش، اموالش به ورثه‌اش می‌رسد. اگر معلوم شود مفقود الاثر قبل از مورّث مرده بوده است، اموالی که از این بابت ارث برده، به سایر ورثه برمی‌گردد.[نیازمند منبع]
  • زنا: فرزند حاصل از زنا از پدر و مادرش ارث نمی‌برد و پدر و مادر و نزدیکان ولدالزنا نیز از او ارث نمی‌برند.[۲۲]
  • دین(قرض): برخی قرضی را که همه اموال میت را شامل شود، جزو موانع ارث شمرده‌اند.[۲۳]
  • حَجْب: حجب در ارث به معنای این است که وارثی به دلیل بودن وارث دیگر، از کل یا بخشی از ارث محروم می‌شود. از اولی به حجب حرمان و دومی به حجب نقصان تعبیر می‌شود.[۲۴] وجود هر طبقه پیشین از طبقات سه‌گانه ارث، مانع ارث بردن طبقه بعدی است.[۲۵]

قانون مدنی کشورهای اسلامی

در قانون مدنی جمهوری اسلامی ایران که از ماده ۸۶۱ تا ماده ۹۴۹ درباره ارث است، مباحث مختلف ارث همچون طبقات، اسباب و موانع ارث براساس فقه شیعه آمده است.[۲۶] در قانون مدنی افغانستان که براساس فقه حنفی تنظیم و تدوین شده است، نیز از ماده ۱۹۹۳ - ۲۱۰۲، در چند فرع به مباحث گوناگون ارث همچون احکام عمومی، اسباب و موانع و حجب ارث پرداخته شده است.[۲۷]

( 72 -   71 دانلود فایل صوتی درس )