header

تفسیر مدیریتی قرآن - جلسه 61 و 62 (09-02-1400)

درس تفسیر حضرت آیت الله قوامی (دامت برکاته)

جلسه 61 و 62 (پنجشنبه 1400/02/09) - 16 رمضان المبارک 1442- (2021/04/29)

بسم الله الرحمن الرحیم

 تفسیر ترتیبی مدیریتی قرآن آیات 185 تا 190  سوره آل عمران 

كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ[1] ۗ وَإِنَّمَا تُوَفَّوْنَ أُجُورَكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ ۖ فَمَنْ زُحْزِحَ عَنِ النَّارِ وَأُدْخِلَ الْجَنَّةَ فَقَدْ فَازَ ۗ وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ ﴿١٨٥﴾[2]

هر کسی مرگ را می چشد؛ و بدون تردید روز قیامت پاداش هایتان به طور کامل به شما داده می شود. پس هر که را از آتش دور دارند و به بهشت درآورند مسلماً کامیاب شده است؛ و زندگی این دنیا جز کالای فریبنده نیست. (۱۸۵)

  • مرگ یک انتقال است همان سوخت است در فرآیند "سوخت وساز"
  • مرگ قابل مدیریت وچشیدن است مثل مدیریت تحول (ذائفه الموت)
  • نوزایی پس از مرک نمادی از بهبود مستمر در سازمان است
  • فوز به معنای دسترسی به خیر با سلامت کامل است زیرا کناره گیری از دوزخ و ورود به بهشت است
  • فوز به این است که پاداش کامل اعمال و رفتار خود را دریافت کنیم

لَتُبْلَوُنَّ فِي أَمْوَالِكُمْ وَأَنْفُسِكُمْ وَلَتَسْمَعُنَّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَمِنَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا أَذًى كَثِيرًا ۚ وَإِنْ تَصْبِرُوا وَتَتَّقُوا فَإِنَّ ذَٰلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ ﴿١٨٦﴾ [3]

یقیناً در اموال و جان هایتان امتحان خواهید شد، و مسلماً از کسانی که پیش از شما کتاب آسمانی به آنان داده شده و [نیز] از کسانی که شرک آوردند، سخنان رنج آور بسیاری خواهید شنید، و اگر [در برابر آزار اینان] شکیبایی ورزید و [از تجاوز از حدود الهی] بپرهیزید [سزاوارتر است.] این اموری است که ملازمت بر آن از واجبات است. (۱۸۶)

  • همت بلند و هدف والا و افق اعلی هزینه دارد  جنگ روانی و تبلیغی از ناحیه  مخالفین  از آن جمله است
  • مبتلا شدن به تبلیغات  روانی   که باصبر و تقوی میتوان آن را با قبولی گذراند و  ورزیده شد
  • مبادا در کوران و دوران سختی و اذیت از  حدود و عهود سازمانی  و خطوط قرمز عبور کنید  صبر و مقاومت یک تکلیف قطعی است

187

وَإِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ لَتُبَيِّنُنَّهُ لِلنَّاسِ وَلَا تَكْتُمُونَهُ فَنَبَذُوهُ وَرَاءَ ظُهُورِهِمْ وَاشْتَرَوْا بِهِ ثَمَنًا قَلِيلًا ۖ فَبِئْسَ مَا يَشْتَرُونَ ﴿١٨٧﴾ [4]

و [یاد کنید] هنگامی که خدا از کسانی که به آنان کتاب آسمانی داده شد، پیمان گرفت که حتماً باید [احکام و حقایق] آن را برای مردم بیان کنید و پنهانش ننمایید. پس آن [عهد و کتاب] را ترک کردند و به آن اعتنایی ننمودند، و در برابر ترک آن اندک بهایی به دست آوردند؛ و بد چیزی است آنچه به دست می آورند. (۱۸۷)[5]

  • نخبگان هر جمع میثاق و عهد محکم پاسداری و اعلام به موقع حقائق را دارند  این یک وظیفه نخبگانی است  فارغ از هر عقید و اندیشه ای
  • یکی از حقائق معرفی رهبری اصلح به مردم است که نباید اغراض سیاسی و شخصی و باندی مانع از ان شود
  • رهبری اصلح همواره محسود است و نخبگان مخالف حاضر به معرفی حقیقت او نیستند و این یک خیانت است  به بشریت و تاریخ و مدنیت
  • در هر سازمان هم نخبگان نباید از معرفی  رهبری اصلح که اسناد اصلحیت او نزدشان محفوظ است و به پندار های واهی خود دارای نمایند

لَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَفْرَحُونَ بِمَا أَتَوْا وَيُحِبُّونَ أَنْ يُحْمَدُوا بِمَا لَمْ يَفْعَلُوا فَلَا تَحْسَبَنَّهُمْ بِمَفَازَةٍ مِنَ الْعَذَابِ ۖ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ ﴿١٨٨﴾ [6]

البته مپندار کسانی که به آنچه [از پنهان داشتن حقایق و باز داشتن مردم از اسلام] انجام دادند، شادمانی می کنند، و دوست دارند به آنچه انجام نداده اند ستایش شوند [از عذاب خدا در امانند،] پس گمان مبر که برای آنان نجاتی از عذاب است، [بلکه] برای آنان عذابی دردناک خواهد بود. (۱۸۸

1-      کاتمان رهبری اصلح  از این جار منکر خود راضی وشادمان هستند      شادی که ناشی از تکبرآنها است

  • دوست دارند به جای اصلاح مکتوم از آنها که فاقد اصلحیت بلکه صلاحت هستند تعریف و تمجید شود در حالیکه عملی که شایستگی آنها را اثبات کند در کار ناه خود ندارند
  • این شیوه فرجامی دردناک برای کاتمین دارد و شادمانی آنها را پایدار نخواهد گذاشت
  • صلاح در معرفی اصلح است وصلاحی تکلیف ساز در سازمان

وَلِلَّهِ مُلْكُ[7] السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۗ وَاللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿١٨٩﴾

و مالکیّت و فرمانروایی آسمان ها و زمین فقط در سیطره خداست، و خدا بر هر کاری تواناست. (۱۸۹)

  • هستی یک مدیر دارد  یک سلطان دارد  (تقدیم ما حقه التاخیر تفید الحصر ) وحدت سلطنت در هستی
  • آسمانها و زمین نماد سازمان خدا است
  • آسمانها نشان ستاد و زمین به مثابه صف است و ستاد مقام بر صف ذکر شده است به تقدم رتبی
  • خداوند مدیر توانمندی است یعنی قدرت اداره هستی را با همه عرض و طول دارد  (اصل قدرت اداره)

إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ لَآيَاتٍ لِأُولِي الْأَلْبَابِ ﴿١٩٠﴾

یقیناً در آفرینش آسمان ها و زمین، و آمد و رفت شب و روز، نشانه هایی [بر توحید، ربوبیّت و قدرت خدا] برای خردمندان است. (۱۹۰)

الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَىٰ جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَٰذَا بَاطِلًا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ ﴿١٩١﴾

آنان که همواره خدا را ایستاده و نشسته و به پهلو آرمیده یاد می کنند، و پیوسته در آفرینش آسمان ها و زمین می اندیشند، [و از عمق قلب همراه با زبان می گویند:] پروردگارا! این [جهان با عظمت] را بیهوده نیافریدی، تو از هر عیب و نقصی منزّه و پاکی؛ پس ما را از عذاب آتش نگاهدار. (۱۹۱)

رَبَّنَا إِنَّكَ مَنْ تُدْخِلِ النَّارَ فَقَدْ أَخْزَيْتَهُ ۖ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصَارٍ ﴿١٩٢﴾

پروردگارا! بی تردید هر که را تو در آتش در آوری، قطعاً خوار و رسوایش کرده ای، و برای ستمکاران هیج یاری وجود ندارد. (۱۹۲)

رَبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِيًا يُنَادِي لِلْإِيمَانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا ۚ رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَكَفِّرْ عَنَّا سَيِّئَاتِنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ الْأَبْرَارِ ﴿١٩٣﴾

پروردگارا! بی تردید ما [صدای] ندا دهنده ای را شنیدیم [که مردم را] به ایمان فرا می خواند که به پروردگارتان ایمان آورید. پس ما ایمان آوردیم. پروردگارا! گناهان ما را بیامرز، و بدی هایمان را از ما محو کن، و ما را در زمره نیکوکاران بمیران. (۱۹۳)

رَبَّنَا وَآتِنَا مَا وَعَدْتَنَا عَلَىٰ رُسُلِكَ وَلَا تُخْزِنَا يَوْمَ الْقِيَامَةِ ۗ إِنَّكَ لَا تُخْلِفُ الْمِيعَادَ ﴿١٩٤﴾

پروردگارا! آنچه را که به وسیله فرستادگانت به ما وعده داده ای به ما عطا فرما و روز قیامت، ما را رسوا و خوار مکن؛ زیرا تو خلف وعده نمی کنی؟ (۱۹۴)

فَاسْتَجَابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أَنِّي لَا أُضِيعُ عَمَلَ عَامِلٍ مِنْكُمْ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَىٰ ۖ بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ ۖ فَالَّذِينَ هَاجَرُوا وَأُخْرِجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ وَأُوذُوا فِي سَبِيلِي وَقَاتَلُوا وَقُتِلُوا لَأُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَلَأُدْخِلَنَّهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ ثَوَابًا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ ۗ وَاللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الثَّوَابِ ﴿١٩٥﴾

پس پروردگارشان دعای آنان را اجابت کرد [که] یقیناً من عمل هیچ عمل کننده ای از شما را از مرد یا زن که همه از یکدیگرند تباه نمی کنم؛ پس کسانی که [برای خدا] هجرت کردند، و از خانه هایشان رانده شدند، و در راه من آزار دیدند، و جنگیدند و کشته شدند، قطعاً بدی هایشان را محو خواهم کرد و آنان را به بهشت هایی که از زیرِ [درختانِ] آن نهرها جاری است، وارد می کنم [که] پاداشی است از سوی خدا و خداست که پاداش نیکو نزد اوست. (۱۹۵)

لَا يَغُرَّنَّكَ تَقَلُّبُ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي الْبِلَادِ ﴿١٩٦﴾

رفت و آمد کافران در شهرها [با وسایل و ابزار فراوان و شوکت ظاهری] تو را به طمع نیندازد. (۱۹۶)

مَتَاعٌ قَلِيلٌ ثُمَّ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ ۚ وَبِئْسَ الْمِهَادُ ﴿١٩٧﴾

[این] برخورداری اندک [و ناچیزی از زندگی زود گذر دنیا] است؛ سپس جایگاهشان دوزخ است، و آن بد آرامگاهی است. (۱۹۷)

لَٰكِنِ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا نُزُلًا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ ۗ وَمَا عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ لِلْأَبْرَارِ ﴿١٩٨﴾

کسانی که از پروردگارشان پروا کردند [و فریفته زرق و برق زندگی مادی نشدند] برای آنان بهشت هایی است که از زیرِ [درختانِ] آن نهرها جاری است، در آنجا جاودانه اند. [این به عنوان آغاز] پذیرایی از سوی خداست، و آنچه [غیر از بهشت و نعمت هایش] نزد خداست، برای نیکوکاران بهتر است. (۱۹۸)

وَإِنَّ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَمَنْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِمْ خَاشِعِينَ لِلَّهِ لَا يَشْتَرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ ثَمَنًا قَلِيلًا ۗ أُولَٰئِكَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ ۗ إِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ ﴿١٩٩﴾

بی تردید از اهل کتاب کسانی هستند که به خدا و آنچه به سوی شما نازل شده و آنچه به سوی خودشان فرود آمده ایمان می آورند، در حالی که در برابر خدا فروتن و خاکسار بوده، آیات خدا را به بهای اندک نمی فروشند. برای آنان نزد پروردگارشان پاداشی شایسته و مناسب است؛ یقیناً خدا حسابرسی سریع است. (۱۹۹)

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَصَابِرُوا وَرَابِطُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ﴿٢٠٠﴾

ای اهل ایمان! [در برابر حوادث] شکیبایی کنید، و دیگران را هم به شکیبایی وادارید، و با یکدیگر [چه در حال آسایش چه در بلا و گرفتاری] پیوند و ارتباط برقرار کنید و از خدا پروا نمایید تا رستگار شوید. (۲۰۰)

[1] امام صادق عليه السلام درباره‌ى‌ «كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ» فرمودند: همه‌ى اهل زمين و آسمان مى‌ميرند و فقط فرشته مرگ (ملك‌الموت) و فرشتگان حاملان عرش و جبرئيل و ميكائيل باقى مى‌مانند، سپس ملك الموت مأمور مى‌شود كه روح آنان را نيز بگيرد و تنها خود باقى مى‌ماند و خداوند به او خطاب مى‌كند كه بمير، او نيز مى‌ميرد. «1تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی»

[2] زحزح: تزحزح: كنار شدن و كنار كردن است، لازم و متعدى هر دو آيد.

غرور: غرور (بضم- غ): فريب دادن (و بفتح- غ): فريب دهنده، در اين آيه به معنى فريبنده (مصدر از براى فاعل) يا فريفتن آمده است

[3] شأن نزول:

«شیخ طوسى» گوید: عكرمة و ديگران گويند كه اين آيات درباره فنحاص يهودى سيد بنى قينقاع نازل شده هنگامى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله به وى نامه نوشت و از او استمداد كرد. فنحاص گفت: خداى شما از ما كمك مي‌خواهد و چنين گفت: همانا خداوند فقير است و ما از بى‌نيازان مى باشيم و باز هم درباره او آيه «لايَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَبْخَلُونَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ» آيه 180 همين سوره نازل شده است. ·  ·  ·  صاحب مجمع البيان بنا به نقل از زهرى چنين گويد: در قبال هجوكردن كعب از رسول خدا صلی الله علیه و آله و مؤمنين و تحريك او مشركين را بر ضد مؤمنين، پيامبر فرمود: كيست كه كار ابن الاشرف را يكسره كند. محمد بن مسلمة گفت: يا رسول اللَه من اين كار را انجام خواهم داد سپس با ابونائله و جماعتى بر سر او ريختند و او را كشته سرش را براى پيامبر آوردند. موقعى كه سر او را آورده بودند اواخر شب بود و رسول خدا به نماز ايستاده بود.

·  محمدباقر محقق،‌ نمونه بينات در شأن نزول آيات از نظر شيخ طوسي و ساير مفسرين خاصه و عامه، ص 169.

زهرى گويد: اين آية درباره كعب بن الاشرف نازل گرديده كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و مؤمنين را هجو مي‌نمود،[۲] و مشركين را بر ضد مسلمين تحريك مي‌كرد تا اين كه محمد بن مسلمة او را غفلة به قتل رسانيد.[۳]

[4] ميثاق: پيمان اكيد. ماده وثاق (بفتح و كسر واو) به معنى بستن و آنچه با آن مى بندند آمده است.

نبذوه: نبذ: انداختن و ترك كردن چيزى از روى بى اعتنايى است.

وراء: به معنى «پس» و «پيش» هر دو آيد. در آيه به معنى «پس» است.

ظهورهم: ظهر: پشت. جمع آن ظهور است.[۱]

[5] امام باقر عليه السلام درباره اين آيه فرمودند: خداوند از اهل كتاب پيمان گرفت كه آنچه درباره‌ى حضرت محمّد صلى الله عليه و آله در تورات و انجيل آمده است براى مردم بگويند و كتمان نكنند. «1»

اگر امروز ميليون‌ها اهل كتاب (مسيحى، يهودى و زرتشتى) در دنيا هست، همه به سبب سكوت نابجاى دانشمندان آنهاست. به گفته‌ى تفسير اطيب‌البيان، بيش از شصت مورد بشارت اسلام و پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله در كتاب عهدين آمده است، ولى دانشمندان اهل كتاب همه را رها كرده‌اند.

[6] يفرحون: فرح: شادى توأم با تكبر. لذا گويند در شادى مذموم بكار مى رود.

يحمدوا: يعنى: ستايش شده و ستوده شوند.

مفازه: نجات و محل نجات. مصدر و اسم مكان است . در آيه ظاهرا مكان مراد است.

ملك: (بر وزن قفل): در استعمال قرآن به معنى حكومت و اداره امور است.[۱]

نزول

محل نزول:

اين آيه همچون ديگر آيات سوره آل عمران در مدينه بر پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله نازل گرديده است. [۲]

شأن نزول:

«شیخ طوسى» گوید: از ابن عباس و سعيد روايت شده كه اين آيه درباره يهوديان است كه دوست مي‌داشتند مردم به آن‌ها احترام بگذارند و آنان را به علم و دانشى كه ندارند، نسبت بدهند.

ضحاك و سدى گويند: اين آيه درباره يهود است كه دوست مي‌داشتند. از اين كه رسول خدا صلى الله عليه و آله را تكذيب نمايند[۳][۴].[۵]

[7] «مُلْک»: سلطنت و شاهی. کشور.

( 61 دانلود فایل صوتی درس )

( 62 دانلود فایل صوتی درس )