header

محمود صفی پور

محمود صفی پور

بسم الله الرحمن الرحیم

آشنایی اجمالی با جناب حجت الاسلام و المسلمین محمود صفی پور

بنده بعد از اخذ دیپلم در رشته ریاضی و فیزیک در شهرستان سوادکوه از توابع استان مازندران با علاقه وافری که نسبت به کسب علوم دینی پیدا کرده به حوزه علمیه رفتم. این در حالی بود که با داشتن دیپلم ریاضی در آن زمان دانشگاه و شغل برایم مهیا بود. این که چگونه به حوزه علمیه رفتم علت اصلی عشق و علاقه­ای بود که مرا به این راه عزیز کشاند. ولی این عشق از کجا پدید آمد در اصل خدا می­داند. چند عامل ممکن است زمینه ساز این علاقه باشد. الگو پذیری از بزرگان دین چون امام خمینی; و دیگر عالمان دینی که می­دیدم اقشار گوناگون و دانشمندان مختلف پای حرف این بزرگواران می­نشینند و از آنها بهره      می­برند در آن زمان با خود می­اندیشیدم پس آنها چیزهایی دارند که همه اقشار محتاج آن هستند. عامل دیگر رسیدن به جوابهای پرسشهای دینی خودم که معلمان تحصیل کرده دانشگاهی در مدرسه که با آنها درس داشتم قادر به اینکه کاملاً بنده را اقناع کنند نبودند. عامل دیگر وجود روحانیون مبلغ در ایام محرم که به محله­مان می­آمدند بود هر چند به علت جو نامناسب تبلیغ بیشتر ارتباطها گوش دادن سخنرانی بود ولی همان هم بی­تأثیر نبود. عامل دیگر وجود پدر بزرگی که در حد خود پایبند به مسایل شرعی بود. یکی از علتها ساده و پاک اندیشی آن دوران و در جستجوی حقیقت بودن را    می­شود برشمرد. شاید همه این عاملها و پدر و مادر که در حد خود به حلال و حرام مقید بوده­اند زمینه ساز رفتن به حوزه علمیه بوده است. کدام عامل اصلی بود نمی­دانم ولی محبت به رفتن به حوزه و طلبه شدن در بنده ایجاد شد با آنکه منطقه ما در آن زمان برای شناخت روحانیت منطقه محروم بود. و بنده هم کم رو بوده ولی محبت رفتن به حوزه، دوستی را در سال اول دبیرستان جلوی راه ما گذاشت که ایشان سال بعد به حوزه رفته و بنده به علت ممانعت برخی نزدیکان در آن وقت تا دیپلم نتوانستم به حوزه بروم ولی با مکاتبات آن دوستم بعد از دیپلم توفیق به راه­یابی به حوزه را یافتم. با وجود موانع زیاد و اکراه برخی اطرافیان که شیفته مدارک دانشگاهی بودند چون خودم این راه را با اختیار و عشق قبول کردم توانستم در این راه ادامه تحصیل بدهم. فقر مادی و یک سری قوانیین دست و پا گیر بی­فایده حوزوی که متأسفانه بدنه حوزه را آلوده کرده بود مقداری در روند تحصیلات ایجاد کندی کرد. هر چند سختی­های زیادی را برای باقی ماندن در راه حوزه قبول کردم و بدیهای سیستم اداری حوزه در آن زمان را پشت سر گذاشتم ولی الآن برای کسانی که اول راهند می­گویم که اگر تحمل و استقامتم بیشتر از این بود پیشرفتم حتماً بهتر از این می­بود چرا که چند سالی در کنار درس کار می­کردم و اگر به نان خشک برای خودم و خانواده قانع بودم وتحمل می­کردم در درس توفیقم بیشتر می­شد. انسان برای رسیدن به هدف گاهی مجبور است به برخی قوانیین بشری که نویسندگانشان ممکن است توجیهاتی نیز برای آن داشته باشند تن دهد. البته بسیاری از این قوانین نشانه وجود عدم تقوی و اعتماد و گزینش و پرورش ناصحیح است که خشک و تر را کنار هم      می­سوزاند. در دوران غیبت به علت دوری از امام معصوم علیه­السّلام همه باید تاوان بی­توجهی احاد جامعه نسبت به حضرت ولی عصر عجل­الله­فرجه­الشریف را بپردازیم. توفیق بزرگی که برای بنده حاصل شد همنشینی با فرزند آیت الله­ کوهستانی1 در دوران اول طلبگی بود که حدود پنج سال در درس ایشان شرکت جسته و خیلی از ساعات این درسها به صورت خصوصی و تک نفره بوده است. بیشتر درسهای ایشان دید اخلاقی داشته است. با آمدن به قم و پایان سطوح درسی الآن چند سالی است که در درس خارج علما شرکت کرده­ام. در کنار آن سطح سه رشته تخصصی اخلاق را از بنیاد هاد زیر نظر استاد عظیم الشأن حاج شیخ جعفر ناصری اخذ نمودم. در حال حاضر با آن مؤسسه ارتباط پژوهشی داشته و در درس خارج فقه و اصول با رویکرد مدیریت در مرکز بنیاد اجتهاد فقهی مدیریت با استادی حضرت استاد سید صمصام الدین قوامی مشغول تحصیل و پژوهش هستم در کنار آن از کلاسهای مدیریت این مرکز نیز بهره­مند می­شوم.

سوابق

تدریس دروس مقدمات و عقاید و احکام در حوزه آیت الله کوهستانی.

تبلیغ در امور دینی از اویل طلبگی و داشتن سوابق تبلیغی در سازمان و دفتر تبلیغات اسلامی و سپاه و اوقاف و ارشاد اسلامی.

روحانی مستقر از طرف سازمان تبلیغات راه آهن شمال در منطقه فیروزکوه و از طرف سازمان تبلیغات اسلامی حدود سه سال در اطراف قم.

تحصیل در رشته تخصصی اخلاق اسلامی و اخذ مدرک سطح سه از مؤسسه دارالهدی، تحت بنیاد اخلاقی هاد.

موضوع رساله نقش و جایگاه نماز در سلوک اخلاقی از منظر قرآن و حدیث.

شرکت در دروس خارج فقه مقارن آیت الله سید محمد قزوینی به مدت پنج سال و شرکت در کلاسهای پاسخ به شبهات ایشان.

شرکت در دروس خارج آیات عظام جوادی آملی، مکارم شیرازی، وحید خراسانی، سید صمصام الدین قوامی، حیدری فسایی.

نوشتن چند تحقیق و مقاله علمی در رشته اخلاق.

چگونگی آشنایی با این بنیاد فقهی مدیریت اسلامی

آشنایی با یکی از دانش آموختگان این بنیاد در حرم مطهر حضرت معصومه به نام حجت الاسلام حامدنیا و راهنمایی ایشان و بعد با تحقیق نزدیک از این بنیاد به علاقه­ام برای شرکت در دروس آن افزوده شد. با شرکت در چند جلسه درس خارج حضرت استاد صمصام الدین قوامی جذب موضوعات علمی و اخلاق خوب آن جناب شده و فعلاً سال سوم است که در درس خارج فقه و اصول آن بزرگوار و دروس مدیریتی این مؤسسه شرکت می­کنم.

شناخت از بنیاد فقهی مدیریت اسلامی

از شناختی که بنده در طی دو سال تحصیل در این بنیاد به دست آوردم از آنجایی که استاد سید قوامی مدیر مدارس علمیه امام محمد باقر(علیه­السّلام) و معصومیه(سلام­الله­علیها) بودند طی صحبتها و طرح مسایل پیرامون مدیریت اسلامی سبب ایجاد کلاس و بعد مؤسسه­ای با محوریت اجتهاد در فقه و اصول مدیریت اسلامی شدند. از آنجایی که بسیاری از دانشگاهها و مؤسسات که بحث اسلامی می­کنند بیشتر هدفشان اسلامی نمودن مدیریت غربی است و سعی می­شود حرفهای اسلام نیز در کنار نظریات غربی ملاحضه شود ولی نگاه اجتهادی و کنجکاوانه در متون اسلامی و ارایه طرحی نوین و نظریه پردازی در این زمینه کمتر دیده می­شود. کشور جمهوری اسلامی ایران که از حدود سی و هشت سال پیش تأسیس گردیده است با آنکه تا حدی سعی شده احکام اسلام در ادارات و سیستم اجرا شود ولی از آنجا که خود سیستم معمولاً از شیوه غربی در اداره کلان و نیز جزئی کشور استفاده نموده بنابراین هر چه که از نظام می­گذرد و کارشناسان احکام و فروعات بیشتر می­شوند و مطالعات دینی بیشتر شده و به بدنه کلی و جزئی سیستم وارد می­شود ولی نتیجه کافی گرفته      نمی­شود. اگر واقع بینانه به سیستمهای اداری و مدیریت کشور نگاه کنیم آن رضایت لازم به چشم نمی­خورد علت اصلی آن نبودِ سیستمی اسلامی با دیدگاه قرآن و سنت اهل بیت علیهم­السّلام است. استفاده از روش غربی و تزریق چند حکم شرعی یک سنت شده و شکستن این سنت بسیار کار    می­خواهد ولی استاد بزرگ این بنیاد و شاگردان آن در پی ارایه الگویی اسلامی از سیستم و سازمان مدیریت با محوریت اجتهاد هستند. البته استاد عظیم الشأن حاج آقای قوامی قایل هستند که مدیریت آکادمیک نیز ملاحضه شود تا بتوان دیدگاه آنان را نقد کرد. نظرات آنها در برخی جاها مطابق با اسلام و گاهی مغایر و گاهی با اصلاح و ارتقاء قابل دفاع است ولی اصل کار نگاه اجتهادی و پیدا کردن نظر ناب الهی است. از آنجایی که اصل برتری دین اسلام عقلا و نقلا بیان شده است نظریات اسلام هم بر نظرات غربی به اصطلاح اصولی حکومت یا ورود دارد.