header

اخلاق و مدیریت و نماز

نمونه برای تست

ارسال شده توسط در روز در دسته Uncategorized
تعداد بازديد: 198
0

ارسال شده توسط در روز در دسته Uncategorized

  پایان نامه : نقش و جایگاه نماز در سلوک اخلاقی از منظر قران و حدیث

سطح سه حوزه علمیه قم/ سال1394

 دانلود مقاله .pdf

 

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA

چکیده

سالکان اخلاقی دنبال وسیله ­ای مطمئن می­ گردند که در فرصت کمتر آنها را هر چه بیشتر به سعادت و تقرب الهی نائل گرداند. با توجه به سفارشات فراوان قرآن کریم و عترت طاهرین(علیهم­السلام) و علمای بزرگ در مورد نماز و از طرف دیگر سرگردانی بسیاری از سالکان اخلاقی و بی توجهی مسلمانان برخی از جوامع اسلامی در سهل انگاری نسبت به نماز ، بیشترین سعی در این رساله نشان دادن جایگاه واقعی نماز و نقش آن در سعادت انسان در دنیا و آخرت است.

 بعد از توضیح برخی مفاهیم کلیدی در بخش اول­، و آوردن برخی مسائل ضروری که دانستن آنها بر سالک لازم است در بخش دوم، سعی شده آیات و روایاتی که اهمیت نماز را در دین مبین اسلام بیان می‌کند را در بخش سوم بیاوریم. در این بخش؛ با آوردن آیات و روایات متعدد و همچنین کلام برخی بزرگان که حاصل یک عمر تحقیقات آنان در این موضوع است؛ ثابت کردیم که نماز از جایگاه ویژه‌ای در بین عبادات برخوردار است. از آنجایی که شریعت اسلام برای رساندن انسان به اوج کمال کافی است، وقتی جایگاه ویژه و فوق العادة نماز در شریعت روشن شد به تبع جایگاه آن در سلوک اخلاقی که همین هدف را دنبال می­ کند روشن می­ شود.

بعد از نشان دادن جایگاه اول و جامع داشتن نماز در میان عبادات به نقش نماز در سلوک اخلاقی پرداخته شد. از آنجایی که سالک نیازمند به بینش صحیح و رفتار درست و نیتی صادق و کامل است و همچنین نیازمند انگیزشی کافی برای تحقق آن بینش و رفتار و صفات برای سلوک اخلاقی دارد، نماز که به عنوان یک دستورالعمل جامع سلوکی در لسان اهل­بیت(علیهم­السَّلام) و علما معرفی شده باید جوابگوی تمام این مسائل باشد. در بخش چهارم به نقش نماز به این مسائل پرداخته شد و نشان داده شد که نماز می­تواند در تمام امور نمازگزار نقش ایفا نموده و انسان را تا قلّه­ های بلند سعادت در دنیا و آخرت برساند. بخش پایانی هم به نتیجه­ گیری و پیشنهادات اختصاص دارد.

 امید است خواننده محترم با خواندن این رساله، با یافتن جایگاه نماز به نقش نماز در تمام امور پی ببرد و امیدواریم که جزو نمازگزاران واقعی محشور شویم.

واژه­ های کلیدی 

 نماز ـ سلوک ـ اخلاق ـ سلوک اخلاقی ـ نقش نمازـ جایگاه نماز ـ اهمیت نماز

 

 

 

 

تعداد بازديد: 857
0

ارسال شده توسط در روز در دسته Uncategorized

بسم الله الرحمن الرحیم

اخلاق مدیریت در امت مهدوی (1)

محمود صفی ­پور

 

چکیده

نوشته حاضر اولین مقاله از سلسله مقالاتی است که در راستای بررسی اجتهادی موضوع انتخابی صورت می­گیرد که به بررسی اخلاق در مدیریت و اثر آن می­پردازد . از آنجایی که جهان امروز به صورت سازمانی اداره می­شود و به خصوص سازمانهای بسیار بزرگ جهانی وجود دارد نیاز به مدیریتی فراگیر به روش صحیح است تا خواسته­های مشروع بشر را بر آورده کرده و سعادت آنها را تأمین نماید. برای تأمین این خواسته در مرحله اول رابطه­ و ضابطه­ای نیاز است که از منبعی مطمئن برخواسته باشد. با بررسی روابط به دو رابطه آخرتی و الهی می­ رسیم که از منبع وحی الهی سرچشمه گرفته که در راستای مدیریت صحیح برای سعادت بشر از آنها می­ توان بهره برد. علاوه بر روابط ضوابط و قوانین لازم است که آنها را نیز در آینده باید بررسی کرد. امید است با ملموس کردن اخلاق مهدوی که وعده الهی است برای منتظران منجی در عالم هستی گامی به سوی ظهور برداریم. ما این ظهور را حتمی می­ دانیم هر چند یک عده آن را دور از ذهن بپندارند.  

کلیدواژه­ها: اخلاق، مدیریت، اخلاق مدیریت، امت، مهدوی، امت مهدوی،ا خلاق مهدوی، مدیریت مهدوی

مقدمه

یکی از مهمترین کارها در مقاله نویسی خصوصاً مقاله تخصصی انتخاب موضوعی است که کاربردی بوده و مسأله­ ای را بتواند حل کند. با وجود ادعای پیشرفت علم مدیریت و استفاده این علم از علوم گوناگون ولی همچنان که مشاهده می­ کنیم معزل بدبختی بشر وجود دارد. در این رهگذر مدیریت جهان عده­ ی اندکی ثروتهایی جمع کرده­ اند که شاید کمتر از ثروت قارون نباشد و یک عده یا بی­کار هستند و اگر کار می­کنند از لحاظ روحی در درد و رنج ­به­ سرمی­ برند و در تمام این انسانها هویت انسانی مرده است. اگر هویتی باقی مانده در پرتو این مدیریت جهانی نیست. البته در گوشه و کنار جهان افرادی سازمانی با هویت مدیریتی صحیح تشکیل دهند. ولی مدیریت ناصحیح جهانی در آنها نیز تأثیر گذاشته و به راحتی نمی­توانند به مقاصد خویش برسند از طرفی دیگر مدیریت ناصحیح مثل مدیریت سلطه و مدیریت زر و زور چون منافع خود را با وجود چنین سازمانهایی در تضاد می­بینند به مقابله و اذیت کردن آنها می­پردازند. این یک مسأله و مشکل است و دادن راه حل صحیح وظیفه مروجان دین است تا بینش صحیح حاصل شود امید است با بینشی صحیح، مدیریتی صحیح را اجرایی کرد یا اینکه اتمام حجت حاصل شود هر چند که وعده الهی و قدرت ازلی­اش بر این قرار گرفته که با بیداری جهانی و فهمیدن حقایق، قدرت زورگویان را بوسیله منتقم حقیقی در هم شکسته و مدیریت حقیقی را در امت واحده محقق سازد. با علم اخلاق اسلامی که بینش صحیح و عمل صحیح را برای سعادت بشر در همه­ی عرصه­ها به دنبال مدعی هستیم که تحولی همه جانبه را      می­توان در علم مدیریت به جهانیان نوید دهیم. بنابراین موضوعی که با مشورت استاد گرامی حاج آقای قوامی در نظر گرفته شد اخلاق مدیریت در امت مهدوی است اینکه مدیر و کارگزاران در سازمان چه نوع اخلاقی را باید رعایت کنند برای این کار با توجه به اطلاعاتی که از قرآن کریم و احادیث اهل بیت علیهم­السلام در زمینه مدیریت آمده را بررسی می­کنیم. علت اینکه اخلاق در مدیریت را در موضوع آوردیم این است که اخلاق دینی با فطرت و عقل سازگار است و برای تمام جهانیان قابل درک است و جز زورگویان نگون قلب همه آن را می­پذیرند. در ثانی اخلاق صحیح اعتقاد و احکام صحیح را نیز در بر خواهد داشت.         

                        

محوریت اخلاق در مدیریت اسلامی

نگرش فقهی به مسایل دو علم اخلاق و مدیریت یک نگرشی است در چند سال اخیر رونق گرفته است. البته اینجا دو نظریه مطرح است یکی اینکه ما مسایل اخلاق و مدیریت را به مثابه احکام تکلیفی بنگریم و احکام پنجگانه وجوب و حرمت و اباحه و استحباب و کراهت را بر آنها بار کنیم یا اینکه مانند فقها که در احکام در ابواب گوناگون فقهی روش خاصی را در استنباط احکام پیش     می­گیرند در اخلاق و مدیریت هم همان روش را در استخدام احکام پیش بگیریم. در اخلاق و در مدیریت تخصصی اسلامی که زیر نظر روحانیون اداره می­شود هر دو روش مطرح و در حال اجرا است. در این تحقیق هم که درباره اخلاق مدیریت مطرح است دو روش فوق قابل اجرا است. هر چند که پیوستگی اخلاق و فقه بحث مفصل دارد که در جایش قابل طرح است.

علم اخلاق که کارش نشان دادن فضایل و رذایل و روش آموختن چگونگی کسب فضایل و دفع رذایل است اگر سؤال شود که برای فرد یا جامعه؟ جواب داده می­شود هم برای فرد و هم برای جامعه. ما در علم اخلاق؛ اخلاق فردی و اجتماعی داریم. در اخلاق فردی صفات و رفتار شخصی فرد و چگونگی کسب فضایل و دفع رذایل شخصی مورد بررسی قرار می­گیرد ولی در اخلاق اجتماعی صفات و رفتار فرد با جامعه مورد بررسی قرار می­گیرد. یک نکته مهم رابطه­ی بین اخلاق فردی و اجتماعی هست. به عبارت دیگر چه رابطه­ی اخلاقی بین افراد یک جمعی باید وجود داشته باشد تا آن جمع را اخلاقی نماید. آیا صرف اینکه جمعیتی تکالیف اخلاقی فردی خود را انجام داده و بخواهند حقوق جمع را رعایت کنند سبب اخلاقی شدن آن اجتماع می­شود یا یک رابطه­ای نیاز دارد که آن باید اخلاقی باشد تا بتوانند آن وظایف اخلاقی را انجام دهند. و آیا آن رابطه ضابطه و قانونی هم دارد یا نه؟ آیا اصولاً بدون این رابطه و یا ضابطه می­شود جامعه اخلاقی بوجود آورد. اگر رابطه صحیح احتیاج به ضابطه و قانون هم دارد قانون صحیح چگونه تأمین می­شود. این بدیهی است که یک رابطه­ای صحیح و محکم بین افراد جامعه نباشد ایجاد جامعه­ای که افرادش بخواهند به وظیفه خود عمل کنند غیر ممکن است از آنجایی هواهای نفس و شیاطین نیز هستند تا وقتی که این رابطه بسیار قوی نباشد و دارای مبانی و اصولی محکم و قانونی جامع نباشد رابطه یا بوجود نمی­آید و اگر هم بوجود آمد به مرور زمان از هم گسسته خواهد شد. چه بسیار افرادی که خودشان هستند و کسی نیست آدم خوبی هستند ولی در بین افراد قرار می­گیرند نمی­توانند ارتباط صحیح داشته باشند. و افرادی هستند که در بین خود و جامعه کوچک آدم خوبی هستند ولی در جامعه افراد مؤثری نیستند و نمی­توانند ارتباط بزرگ اجتماعی داشته باشند.  

انسان موجودی اجتماعی است. کوچکترین جمع را دو نفر در نظر بگیریم باید رابطه­ای بین این دو برقرار باشد تا بتواند طولانی مدت ادامه داشته باشد. هر فردی معمولاً در نهادهای خرد با دیگران ارتباط دارد مانند نهاد خانواده و یا نهاد فامیلی و ایل و تبایر و یا در در روستا در مسئولیتی یا در سازمان کوچک با دیگران رابطه دارد. ولی در شهرها و استانها و کشورها علاوه بر این نهادها با سازمانها و پستهای سازمانی سر و کار دارد. در تعلیم و تربیت یکی از موئلفه­های بسیار تأثیر گذار جامعه است و در جامعه کنونی با وجود وسایل مدرن این تأثیر گذاری بیشتر شده است. چه رابطه­ای محکم بین اعضای نهادهای کوچک و سازمانهای بزرگ و نیز نهادها و سازمانها بین یکدیگر باید وجود داشته باشد که آن رابطه به صورت صحیح و واقعی و دائمی باشد. علاوه بر رابطه چه ضابطه­ای است که این رابطه را در طولانی مدت دچار چالش نکند.

شاید کسی بگوید اخلاقی با هم زندگی کنند. ولی باید گفت با کدام اخلاق و کدام رابطه و ضابطه اخلاقی؟ افرادی در جامعه از رفتار فردی و اجتماعی اخلاقی صحبت بکنند ولی ساختار و روابط ساختاری در نهادها و سازمانها را با اخلاق  صحیح درست نچینند این ساختار چندان ثمر بخش نیست. هر چند اساسی­ترین و بنیادیترین قدم اخلاقی شدن خودسازی فردی است ولی اگر خودسازی با بینش صحیح همراه نباشد و شخص نداند که برای خودسازی چگونه از جامعه بهره ببرد و چگونه به آن بهره برساند آن شخص انسان فرحیخته­ کامل نمی­شود و تا موقعی که روابط اجتماعی درست نشود انسانهای کمتری به قلّه خودسازی می­رسند و آنهایی که به کمال می­رسند دیر و با تحمل مشکلات جامعه به این کمال نایل می­آیند. و دایره نفع رسانی­شان هم محدود است.  افراد جامعه اگر با مسایل اخلاقی آشنا باشند ولی ساختار و روابط سازمانی بر پایه اخلاق چیده نشود کم کم اخلاق جای خود را از دست می­دهد. که این مدیریتی اخلاقی می­خواهد که در اخلاق مدیریت قابل بررسی است.

از طرفی دیگر همه ادیان و به خصوص مسلمانان در انتظار منجی هستند که همه بشر را تحت عدالت اجتماعی اداره کند. با تشکیل امت واحده این انتظار محقق خواهد شد. امت واحده نیازمند پیوندی واحد و منسجم هستند. در این مقاله می­خواهیم به روش فقهی که در اخلاق مهدوی مطرح شده است نگرشی صحیح در مدیریت بدست آوریم تا بتوانیم نهادها و سازمانها جامعه را که خواستار رشد هستند مهدوی کرده و یا انگیزه لازم برای پذیرش امت مهدوی بدست آوریم. لفظ امت برای آن است که امت شامل همه انسانها است که حکومت یکپارچه جهانی لازم دارند.

مراتب ارتباطات بین افراد

قبل از آنکه وارد روابط در سازمانها و نهادها شویم باید ببینیم که برای ارتباط افراد جامعه با یکدیگر چه نوع رابطه­ای بین افراد آن برقرار می­گردد تا بتوانیم با بررسی نقاط مثبت و منفی در بین آنها رابطه برتر را یافته و معرفی کنیم.

1.ارتباط مادی

ارتباط مادی خود به مراتبی گوناگون تقسیم می­شود

الف. شهوات حیوانی 

انسان دارای قوای گوناگون است. دو تا از آنها  قوه شهویه و غضبیه است. اگر این دو قوه تحت فرمان عقل قرار نگیرد و آنها بر انسان حکومت کنند انسان که فطرتا دنبال نفع و دوری از ضرر است ارتباط با دیگران را برطبق همانها قرار می­دهد. گاهی ارتباط بین افراد فقط به خاطر شهوات حیوانی مانند خوردن و شهوات جنسی و راحت­طلبی است. عقد دوستی بین این شخص با دیگران و ازدواجش با همسران در دایره قوا و شهوات صرف است. این امور در حیوانات دیده می­شود. شخصی که در زمان گذشته فروشنده نفت بود می­گوید وقتی گاز شهری آمد دیگر کمتر کسی به او سلام می­کرد ایشان فهمید که آن سلامها به خاطر نفت بود. به قول خودش آن سلامها بوی نفت می­داد. در روایات آمده که در آخر الزمان مردم به خاطر مال دنیا به شخصی احترام می­کنند. بچه که عقلش کامل نیست برای زنده ماندن که قوه شهوت است با دیگران دوست می­شود و بیشتر از همه مادرش را دوست دارد. همین که خوردنش دیر می­شود چون وابسطه به خوردن است شروع به گریه و ناله می­کند. برخی انسانها با آنکه سن آنها زیاد می­شود ولی عقل آنها رشد ندارد. از بس به شکم و راحتی ­می­اندیشند که همه هم و غمشان همان شکم یا مسایل جنسی است و خود را وابسطه به آن دانسته و با کمترین مشکلی در این راه جزع و فزع می­کنند و ارتباطشان با دیگران در همین محدوده می­گردد.   

ب: شهوات شیطانی

علاوه بر شهوات حیوانی انسان دارای قوه خیال و وهم هست که در اجنه و شیاطین نیز است. بسیاری از ارتباطها با دیگران علاوه بر امور شهوانی حیوانی تحت امور خیالی و واهی صرف است که اگر آن موهومات واهی نباشد این ارتباطها نیست. خیلی انسانها برای رسیدن به پست و مقام مادی با افراد پست و فرومایه همنشینی می­کنند. این مقامات نیاز بشر نیست بلکه موهوماتی است که شخص برای خود تصور کرده و برای رسیدن به آن با هر کسی ارتباط برقرار می­کند. برخی معاصی مانند کبر و غرور و حسد و تهت و دخالت در زندگی دیگران از این گونه معاصی هستند. در کل محبت دنیا چه محبت صرف مادی باشد یا امور واهی باشد که به محبت مادی می­انجامد مذمت دارد در روایتی داریم.    

 سُئِلَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ ع أَيُّ الْأَعْمَالِ أَفْضَلُ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَقَالَ مَا مِنْ عَمَلٍ بَعْدَ مَعْرِفَةِ اللَّهِ جَلَّ وَ عَزَّ وَ مَعْرِفَةِ رَسُولِهِ ص أَفْضَلَ مِنْ بُغْضِ الدُّنْيَا وَ إِنَّ لِذَلِكَ لَشُعَباً كَثِيرَةً وَ لِلْمَعَاصِي شُعَباً فَأَوَّلُ مَا عُصِيَ اللَّهُ بِهِ الْكِبْرُ وَ هِيَ مَعْصِيَةُ إِبْلِيسَ حِينَ‏ أَبى‏ وَ اسْتَكْبَرَ وَ كانَ مِنَ الْكافِرِينَ‏ وَ الْحِرْصُ وَ هِيَ‏ مَعْصِيَةُ آدَمَ وَ حَوَّاءَ حِينَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُمَا- فَكُلا مِنْ حَيْثُ شِئْتُما وَ لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونا مِنَ الظَّالِمِينَ‏ فَأَخَذَا مَا لَا حَاجَةَ بِهِمَا إِلَيْهِ فَدَخَلَ ذَلِكَ‏ عَلَى ذُرِّيَّتِهِمَا إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَ ذَلِكَ أَنَّ أَكْثَرَ مَا يَطْلُبُ ابْنُ آدَمَ مَا لَا حَاجَةَ بِهِ إِلَيْهِ ثُمَّ الْحَسَدُ وَ هِيَ مَعْصِيَةُ ابْنِ آدَمَ حَيْثُ حَسَدَ أَخَاهُ فَقَتَلَهُ فَتَشَعَّبَ مِنْ ذَلِكَ حُبُ‏ النِّسَاءِ وَ حُبُّ الدُّنْيَا وَ حُبُّ الرِّئَاسَةِ وَ حُبُّ الرَّاحَةِ وَ حُبُّ الْكَلَامِ وَ حُبُّ الْعُلُوِّ وَ الثَّرْوَةِ فَصِرْنَ سَبْعَ خِصَالٍ فَاجْتَمَعْنَ كُلُّهُنَّ فِي حُبِّ الدُّنْيَا فَقَالَ الْأَنْبِيَاءُ وَ الْعُلَمَاءُ بَعْدَ مَعْرِفَةِ ذَلِكَ حُبُّ الدُّنْيَا رَأْسُ كُلِّ خَطِيئَةٍ وَ الدُّنْيَا دُنْيَاءَانِ دُنْيَا بَلَاغٌ‏ وَ دُنْيَا مَلْعُونَةٌ. (کلینی, 1407).

دنیا و امور دنیایی پست هستند گرایش به دنیا انسان را به پستی می­کشاند.

2. ارتباط وجدانی و شعوری

گاهی ارتباط صرف مادی و شیطانی نیست. در انسان علاوه بر قوای سه گانه میلهای دیگری چون وجدان و زیبایی دوستی، بزرگی دوستی و... است. برخی از انسانها با مراجعه به وجدان می­یابند که در صورتی می­توان روانی راحت داشت و به بزرگی رسید که به دیگران ظلم نکنند و گاهی      می­یابند که حتی نباید بگذارند که دیگران زیر بار ظلم بروند. هر چند این گونه ارتباط خوب است ولی از آنجایی که ضمانت اجرایی چندانی ندارد و از طرف دیگر قانون ثابت دائمی ندارد چندان نمی­شود به آن تکیه کرد. این همان تشفی دل است و انسانهایی که وجدانشان نمرده است و مقداری آزادی دارند می­یابند که در سایه صفات اخلاقی مثبت خوشحال می­شوند و از صفات اخلاقی منفی منضجر می­شوند و این افراد گاهی در این راه مادیات حتی جان خود را به خطر می­اندازند تا وجدانی راحت داشته باشند. این نوع ارتباط خوب در برخی حیوانات نجیب نیز دیده می­شود. عقل هم اینگونه ارتباط را بهتر می­داند ولی اشکال به این روش از ارتباط این است که در کلیات عقل وجدان بشر را راهنمایی می­کند ولی در جزئیات و نحوه برخورد اختلاف نظر سبب می­شود که در اجرا به خصوص در معیار وسیع انسان دچار سر در گمی و اختلاف شود. وعقل هم امکان اشتباه است و برای عقل نقطه اتکای محکمی برای تأیید فهمش نیست.    

3. ارتباط آخرتی

انسانی که قوه عقل خود را حاکم بر قوای دیگر کرد سود و زیان بالاتر و دائمی را بر سود و زیان کم و زودگذر و امیال بالاتر را بر امیال پست­تر ترجیح می­دهد. انسان عاقل با این کار به شرع واقعی دست می­یابد اینچنین شخصی خدای متعال را دوست دارد دوستانش را هم می­شناسد ولی شناختش چندان بالا نیست و یا اهل عمل خالصانه نیست بنابراین اعمالش برای کسب بهشت و فرار از جهنم است ارتباطش با دیگران را بر همین مبنا تعریف می­کند و اعمالش هم بر همین مبنا است چنین شخصی در حیطه قانون الهی است و امیال درونی خود را با چیزهای ابدی ارضا می­کند. در این دنیا برای رسیدن به لذات ابدی حاضر است از امیال دنیوی دست بکشد. برای رسیدن به حور و قصور یا ترس از آتش انسان اخلاقی است. هر چند نمی­توان همه افراد را یکسان فرض کرد بستگی به شناخت و سعی خود انسان است ولی هرگز به کسانی که به محبت واقعی الهی رسیده­اند نمی­رسند.

4. ارتباط الهی

انسانی که خداوند متعال را با صفات واقعی­اش شناخت. و پی به عدل و رحمت خداوند متعال برد. 

در کنار آن اولیای حق را آن گونه که شایسته هست شناخت. اینچنین شخصی یک دیدی به نظام و هستی و موجودات آن پیدا می­کند که قابل وصف نیست. می­توان گفت دیدش دید الهی و توحیدی می­شود. و ارتباطی که با دیگران برقرار می­کند ارتباطی است که در مسیر رضای خداوند رحمان است. در این دیدگاه ملک و ملکوت را از آن او می­داند و برای چیزی جز در راه او قدم نمی­نهد. همچین شخصی با تمام وجود سر تسلیم به قانون الهی می­نهد. او برای لذت شهوانی آخرت دست از لذت دنیا نمی­کشد بلکه لذتش رضایت خداوند متعال است. کار اخلاقی را به راحتی و به سرعت انجام می­دهد. سرزنش دیگران و پست و مقام برایش مهم نیست. این چنین شخصی در عین اینکه ممکن است ضررهای دنیوی زیادی را متحمل شود ولی این ضررها را برای کسب رضای الهی و دوستانش با جان خریدار است. اگر شخصی با دیگران ارتباط حقیقی برقرار نمود اگر دیگران نیز مثل او عمل کردند این ارتباط ابدی به نفع همه­شان می­شود ولی اگر دیگران بد یا ضعیف عمل کردند این شخص خود ابدی و پایدار خواهد ماند.

 جمعی که روابط بین آنها الهی شد آن جمع با عشق و محبت با یکدیگر زندگی می­کنند و هیچ نوع کدورتی بوجود نمی­آید. این نوع ارتباط را در تاریخ بین اصحاب خاص پیامبران و اهل بیت(علیهم­السلام) به خصوص یاران آقا اباعبدالله الحسین(علیه­السّلام) می­توان مشاهده کرد. آقا امام حسین(علیه­السّلام) یک رابطه الهی با دیگران برقرار نمود و این رابطه در برخی انسانها اثر گذاشته و ارتباط دو طرفه شد آن وقت جمعی را بوجود آوردند که در تاریخ مثال زدنی شدند. در این رابطه چون مالک هستی در میان است چنان صفا و صمیمیت بوجود می­آید که مال و جان در مقابل آن ناچیز است. در روایات مردم حکومت آقا امام زمان را اینگونه معرفی می­نماید که اگر کسی دست در جیب دیگری بگذارد و پول بگیرد طرف مقابل از این صمیمت لذت می­برد. در جنگ صدر اسلام می­بینیم که شخصی وقتی به مجروهی می­خواهد آب دهد او می­گوید به فرد کنار دستی­ام آب بده. او هم به فرد دیگر تا اینکه تا نه نفر همین مسأله اتفاق می­افتد نفر نهمی اشاره به نفر اول می­کند وقتی سر بالین اولین نفر می­رود می­بیند او شهید شده تا بالین تک­تک نه نفر می­رود می­بیند همه نه نفر شهید شده­اند. شیخ رجبعلی برای مستأجری که صاحب فرزند می­شود سال بعد اجاره را پایین می­­آورد و   می­گوید خرج شما بیشتر شده است. چون خداوند ابدی و ازلی است این نوع ارتباط نیز ابدی و ازلی خواهد بود. در ساختار سازمانی که ساختار بزرگ جامعه است رییس باید سعی کند خودش ارتباط اخلاقی با دید الهی داشته باشد.

 

بررسی روابط در مدیریت  برای نهادها و سازمان

 در علم مدیریت جهانی در اویل که تدوین شد بر حسب مدیریت بر مبانی که شامل سازماندهی و برنامه ریزی و نظارت و کنترل می­شد تنظیم می­گردید در مدیریت علمی به عامل انسانی توجه چندانی نمی­شد تا جایی که تا چندی پیش مدیریت منابع انسانی جزو وظایف عمومی مدیریت به  شمار می­رفت.  رفته رفته عامل انسانی مهم جلوه­گر شد و نگرش جدیدی پدید آمد تا آنجایی که به انسان به عنان گریلی با هوش نمی­نگریستند وبا برداشته شدن یک گام انسانی در جهان مدیریت، مدیریت منابع انسانی از وظایف عمومی خارج و به عنوان یک مبحث مهم ، به صورت مجزا مطرح شد و وظیفه­ای جداگانه را تشکیل داد. ولی هنوز مشکل کاملا حل نشده بود چرا که مبحث جدید منحصرا به موارد مادی انسان می­شد امری چون استخدام، آموزش، حقوق دستمزد ارزیابی، عملکرد، انتصاب و... این امر پاسخ کافی و مناسبی به ابعاد اصلی و ارزشمند انسان نبود؛ چرا که روح و جان انسان، مهمتر از ابعاد مادی اوست و از تأثیر بیشتری بر خوردار است. در ادامه این دگرریسی زمینه جدایی و استقلال مدیریت رفتار سازمانی پدید آمد که به علت رفتارهای انسانها می­پرداخت و به رویکردی روانشناسانه به تشخص علت رفتارهای انسان از قبیل تمرد، تملق، انزوا، خشونت و کسالت و... می­پرداخت و بر راه درمان اینکه چگونه می­توان یک انسان افسرده را برانگیخت و انگیزش داد بررسی کرده و دقت نظر داشت. از این رو به رفتارهای سازمانی بیشتر اهمیت داد. در این میان مدیریت رفتار سازمانی در دل خود فرهنگ سازمانی را نیز حمل می­کرد و تا چندی پیش فرهنگ سازمانی جزئی از رفتار سازمانی به حساب می­آمد. ولی در آخرین متابولیسم و توالد مدیریت فرهنگ سازمانی با ماهیت جامعه شناسانه برای اصلاح فرهنگ هر سازمان خود را از مدیریت رفتار سازمانی جدا کرد و نیاز به معنویت سازمانی و اینکه فضای غالب و حاکم بر سازمان باید معنوی باشد، در ادبیات نوین مدیریت جایگاه شایسته­ای یافت و جدایی رفتار از فرهنگ به خاطر این است که یکی ماهیت روانشناسانه و دیگری ماهیت جامعه شناسانه به انسان دارد. در سیر مدیریت توجه به انسان و کرامتهای او روز به روز بیشتر شد و علم مدیریت که علم چند رشته­ای است از علوم دیگر استفاده کرد و سه محور بر محور مبانی مدیریت افزود. بر طبق توضیحات صدر محور مدیریت به چهار محور اصلی تقسیم شد مبانی مدیریت، منابع انسانی، رفتار سازمانی، فرهنگ سازمانی.رک (قوامی, 1392, ص. 1:38)

 در اینجا سؤالی مهم مطرح می­شود که آیا با بیشتر نمودن توجه به انسان در علم مدیریت جهان مشکل انسانها حل شد. اگر دقت کنیم در برخی سازمانها انسان محوری جای سود محوری را گرفت و این مشکل را نه تنها حل نکرد بلکه جامعه را از آن موقعی که بشر را مانند ابزار                       می­نگریستند بدتر شد.

در اینجا ما متوجه می شویم که محوری دیگر لازم است به چهار محور اضافه شود تا آنها را متحول کند و رابطه صحیح را در کل اجزای مدیریت ارتقاء بخشیده یا اصلاح کند.

این محور را باید از منبعی مطمئن جستجو کرد. با نگاهی گذرا به جوامع می­بینیم جهان امروزی بر طبق سازمانها اداره می­شود. و سازمانها با سرمایه­هایی که دارند نهادها را تحت سیطره خود قرار داده­اند. بشر با مدیریت خودش در سازمانها مدعی است می­خواهد مشکل جهان را حل کند آیا با علوم بشری و جدای از خالق بشر و انسانهای مؤثری که خالق آنها را واسطه قرار داده                      می­شود جهان را مدیریت کرد. بشر با تمام علوم بشری جز اینکه در باطلاق فرو رود کار دیگری نمی­کند.

 علمی که مدعی است بشر را به سعادت می­رساند علم اخلاق است. اما چه علم اخلاقی اگر علم اخلاقی که فقط بر گرفته از عقل بشری باشد آیا می­تواند جهان را اداره کند؟ این علم اخلاق که جزو فرهنگ می­شمارندش اگر چه به ظاهر و به صورت موقت بتواند مرهمی بر زخم مشکلات بشر امروزی باشد ولی از آنجایی که علم بشری است و احتمال خطا دارد و احتمال در نظر گرفتن برخی هواها است و از طرف دیگر ضمانت اجرایی نداشته و از طرفی دیگر نمی­تواند رابطه­ای واقعی و حقیقی ایجاد کند بنابراین در تداوم دچار چالش خواهد شد. ما اگر بخواهیم علم واقعی را جستجو کنیم چاره­ای نداریم جز اینکه این علم را منبع الهی که خالق بشر است جستجو کنیم. علم اخلاق الهی تضمین کننده سعادت بشر است. بنابراین جایگاه علم اخلاق در مدیریت به عنوان یک محور اساسی محوری است که بر تمام محورها حاکم است.   

 

بررسی اخلاق در ساختار نهادها و سازمانها

جامعه که متشکل از نهادها و سازمانها تشکیل یافته است هرچه این نهادها و سازمانها بهتر عمل کنند آن جامعه بالنده­تر خواهد شد یکی از نکات بسیار مهم بحث نوع ارتباط است. هر چند که نهاد و یا سازمانی برای یک مسئولیتی بوجود آمده که اخلاقی نیست و ممکن است برای تولید امکانات مادی و اقتصادی بوجود آید ولی روابط بین انسانها باید اخلاقی باشد تا یک رابطه روحی و روانی پایدار بوجود آید. اقسام روابط در بالا بررسی شد. و در علم مدیریت جهانی نیز متوجه شدیم که توجه به انسان با علم روانشناسی و جامعه شناسی چندان دردی را دوا ننمود رابطه­ای صحیح و پایدار که جهانی باشد و بدرد نهادها و سازمانهای جهان بخورد نیاز است.

اگر از هر کس سؤال کنیم کدام علم که می­تواند رابطه­ای بین افراد یک جمع ایجاد کند تا  رابطه­ای صحیح باشد. خواهند گفت علم اخلاق با رابطه اخلاقی. علت این است که همه­ی انسانها فطرتا میل به صفات نیک داشته و صفات نیک را می­ستایند و از صفات بد منضجر هستند. به عنوان نمونه همه خیانت را دانسته و بدشان می­آید.

سؤال مهمتر این است چه کسی علم اخلاق را تدوین می­کند و رابطه­ی اخلاقی را چه کس تعیین می­کند. خیلی خواهند گفت عقل به عبارت دیگر یعنی خود انسان. ولی اگر دقت کنیم این نوع اخلاق همانا نوعی علم است که می­توان جزو فرهنگ آنرا می­شمارند. علم اخلاق بشری دارای ضمانت اجرایی محکمی ندارد. هر چند وجدان محکمه خوبی است ولی هوی و هوسها آنرا پوشانده و افراد شیطان صفت از اخلاق در را منویات منفی خود سوء استفاده می­کنند و همین امر سبب سستی دیگران می­شود.

علاوه بر این اخلاق بشری قانون چندانی ندارد و کلیات آن مثل ظلم نکردن پشتوانه وجدانی و فکری دارد ولی کدام عمل مصداق ظلم است نمی­شود به حکم معینی رسید و نمی­شود به اطمینان دست یافت. از آنجایی که اخلاق بشری برای راحتی وجدان بشری است کمتر کسی می­تواند از هوی و هوس که لذت زودگذر دارد بگذرد این لذات هم وجدان را از تحت سیطره خود قرار می­دهد.  

اخلاق بشری رابطه­ای وجدانی بین افراد جامعه ایجاد می­کند. البته عقل سلیم برای بهتر زیستن در دنیا این را می­پسندد ولی وقتی سودش فقط دنیایی باشد آن وقت آنهایی که سطح فکر پایینی دارند و تابع هوی و هوس هستند و زور کافی دارند این راحتی دنیا را در ظلم کردن جستجو             می­کنند. اگر هم عقلای عالم جمع شوند تا جلوی این افراد را بگیرند آن وقت یا باید مبنای قوی داشته باشند و این امکان ندارد زیرا اخلاق مادی فقط در فکر آبادی دنیا است و این را برخی در زورگویی می­یابند و اگر بخواهند با زور جلو ظلم این افراد را گرفت این هم مشکلش زیاد است زیرا اولا ممکن است افراد زورگو با اتحاد بیشتر جلوی این افراد را بگیرند و اگر هم افراد اخلاقی اتحادشان بیشتر شد تا جلوی این افراد را بگیرند جامعه می­شود جامعه پلیسی تا جایی که پلیس و دوربین است جرم صورت نمی­گیرد.

در اصل اخلاق را باید از خالق بشر گرفت. واقعیت این است که اخلاق الهی وجود دارد. 

اولین انسان در زمین یعنی حضرت آدم7 خود پیامبر بوده و صدو بیست و چهار هزار پیامبر در طول تاریخ داشته­ایم که دین الهی را ترویج کرده و آنها هم وزیران و جانشینانی به حق داشته­اند. آخرین پیامبر9 هدف بعثت خویش را اتمام مکارم اخلاق می­نامد. او دارای کتابی جاوید است که پر از مسایل اخلاقی است و جانشینانی دارد که اخلاقی زیسته و مسایل اخلاقی را تبیین کرده­اند.

رابطه اخلاقی که دین الهی ایجاد می­کند در سطوح مختلف است. رابطه مادی در دین اسلام که کاملترین دین است مورد تأیید است ولی این یک مسأله کوچک است. رابطه عاطفی نیز در علم اخلاق که جزو اصلی دین اسلام است رد نشده ولی آنچه در در دین اسلام است و رابطه را برقرار می­کند دو سطح بالاتر است. یکی رابطه آخرتی و دیگری رابطه الهی است.

کودکان و دیوانگان رابطه­شان در دایره مادیات و شهوات مادی دور می­زند. چون سود را در لذات زودگذر مادی می­یابند. کمی که عقلشان رشد کرد رابطه وجدانی و عاطفی را می­فهمند و اگر شیطان و شیطان صفتان آنها را نربایند رفتار اخلاقی عاطفی را بر صفات بد ترجیح می­دهند. علت این است که سودش که همان تشفی دل و راحتی وجدان و خوب انگاشته شدن در بین مردم است را با صفات اخلاقی می­یابد. وقتی عقل انسان رشد کرد و با خالق هستی و جهان پس از این دنیا و نظام جزا و پاداش آن آشنا شد آن وقت اگر عقل خود را بکار انداخت سودش را در تبعیت از دین الهی جستجو می­کند. از آنجایی که پاداش آخرت بر حسب سعی و تلاش بوده و رتبه­ها بر حسب اعمال اختیاری انسانها تعیین می­شود بنابراین انسان عاقل سعی می­کند با عالم پس از مرگ آشنا شود تا سود بیشتری عاید خویش نماید. و زیرکترین انسانها کسی است که بیشتر به یاد مرگ و جهان پس از آن بوده و خود را برای آن جهان آماده کرده باشد. عن رسول الله(صلّی­الله­علیه­وآله) أَنَّهُ قَالَ‏: أَكْثِرُوا مِنْ ذِكْرِ هَاذِمِ اللَّذَّات. فَقِيلَ يَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَا هَاذِمُ اللَّذَّاتِ قَالَ الْمَوْتُ فَإِنَّ أَكْيَسَ الْمُؤْمِنِينَ أَكْثَرُهُمْ لِلْمَوْتِ ذِكْراً وَ أَشَدُّهُمْ لَهُ اسْتِعْدَاداً ( ابن حيون‏, 1385 ق‏, ص. 1:222) چنین انسانی که آخرت و محاکمه سخت آن را شناخت و همچنین پی به پاداشهای عظیم آن برد آن وقت است که دیدش آخرتی ­شود و ارتباطش با دیگران بر همین دیدگاه تعریف می­شود. از آنجایی که خالق هستی عظیم است شناسایی­اش کار هر کس نیست هر چند همه­ی انسانهای مسلمان تا حدی او را می­شناسند ولی آن مقدار بشناسند تا بتوانند رابطه­ها را فقط برای رضای او قرار دهند کار هر کس نیست. در هر حال هر دو دیدگاه اخلاقی یعنی دید آخرتی و دید الهی در همه ادیان به خصوص دین جاوید اسلام وجود دارد.

این دید اخلاقی دارای قانون است. قانونش از طرف خالق هستی  است. پشتوانه فکری و ضمانت اجرایی صد در صد دارد. تنها مسأله­ای که هست آن است که انسانها باید کمی تعقل و تدبر کنند یعنی کمی عقل خود را بکار بیاندازند. و عاقلان عالم وظیفه دارند مردم را به اندیشیدن سوق دهند یا در دام تبلیغات و شبهات واهی شیاطین نیافتند. اگر به قرآن کریم ننگریم آیات فراوانی انسان را به تعقل و تفکر دعوت کرده و با طرح مسایل مختلف انسان را تفکر وادار سوق می­دهد و راوایات در مورد تفکر فراوان است در روایتی یک ساعت تفکر را بالاتر از هفتاد سال عبادت می­داند.

    در برهه­ای از زمان که مدت آن هم کم نبود شیاطین با تبلیغات واهی برادیان تسلط یافته­اند.  جالب است که ادیان الهی به خصوص دین مبین اسلام را تا حدی منزوی کرده­ و بشر و جوامع بشر را در لجنزار مادی فرو برد­ه­اند. الآن که بشر در فساد فرو رفته دنبال راه نجات است اینجا است که بر پیرو ادیان به خصوص مسلمانان که منتظر منجی هستند با اخلاق اسلامی که بالاترین برهان را دارد به نجات بشر برخیزند. 

 

بررسی اثر اخلاق در نهادها و سازمانها

با دقت در علم مدیریت به این نکته می­رسیم با اضافه کردن منابع انسانی و رفتار سازمانی و فرهنگ سازمانی به مبانی مدیریت که از علوم مختلف مثل روانشناسی و جامعه شناسی استفاده نموده باز هم مشکل بشر حل نشده است. از آنجایی که در امور اجتماعی رابطه­ای نیاز است که افراد را در کنار هم به صورت صحیح قرار دهد و قانونی که این رابطه را مستدام بکند بنابراین این ارتباط باید یک ارتباط صحیح و از جای مطمئن صادر شود و دارای پشتوانه محکم باشد. به این نتیجه رسیدیم که این رابطه را باید از علم اخلاق بگیریم. در مورد اخلاق به این نتیجه رسیدیم که اخلاقی که برخاسته از دین الهی باشد دارای پشتوانه محکم فکری است و ضمانت اجرای بالایی دارد و اخلاق دیگر که عبارت است از اخلاق وجدانی را در بر می­گیرد و به نیاز مادی به صورت صحیح پاسخ داده و علاوه براین سبب ترقی بشر شده و آخرت انسانها را نیز تأمین می­کند. با توجه به آیات و روایات خواهیم دید که اخلاق اسلامی به عنوان احسان اخلاقی به آبادی دنیا و به تعالی اخلاقی به عنوان مکارم اخلاقی برای ترقی روحی و آخرتی بشر توجه شده است.

اگر جامعه را به مثابه تن بدانیم اخلاق چون روح در کالبد است. همچنان که همین نقش را اخلاق در خود دین ایفا می­کند. احکام و حتی اعتقادات را اگر با دید اخلاقی ننگریم خشک و بی روح است. در دین اسلام برای جمع قانون دارد حتی برای دو نفر به جایی می­روند حکم دارد که یکی رئیس باشد. در امور نهاد خانواده مرد را رییس خانواده معرفی نموده است و نحوه کار را بین مرد و زن مشخص کرده است. اخلاق اسلامی اگر خوب تحلیل نشود و کسانی که خود تهذیب نفس نکردند بخواهند در مورد اخلاق نظر بدهند آنرا شخص سالارانه می­بینند یکی بالا و دیگری پایین دست و بالایی بر پایینی زور بگوید و پایینی عمل کند. ولی اگر با دقت به دستورات الهی که از سوی خالقی حکیم صادر گردیده بنگریم خواهیم دید که کسی که اخلاق اسلامی را پذیرفت رابطه و علقه­ای بین او و دیگران ایجاد می­شود که آن رابطه آن شخص را به اوج کمال می­رساند چون رابطه­ای واقعی و حقیقی و بر گرفته از خالقی ابدی است. و اگر این رابطه تسری پیدا کند و دیگران نیز به آن ملزم باشند آنها نیز به راحتی و سعادت می­رسند. و بشر برای سعادت چاره­ای جز این رابطه نیست. اخلاق اسلامی با داشتن احسان اخلاقی برای آبادی دنیا و مکارم اخلاقی برای آزادی روح و آبادی آخرت و ایجاد رایطه وجدانی و آخرتی و الهی می­تواند مشکل بشر را کاملاً حل نماید. تنها چیزی که هست آن است که مسایل اخلاقی باید به دست عالمان مهذب تبیین شده و مدیریریت جامعه در سطح تمام نهادها به وسیله آنها راهنمایی شود تا سیطره انسانهای شیطان صفت را بشود از بین برد از آنجایی که بشر در حال غرق شدن در باطلاق پر زرق و برق مادی چشم امیدش بیشتر شده بنابراین ما نیز امید داریم با ارایه اخلاق اسلامی و پاسخ به شبهات شیاطین که در راه اخلاق سنگ اندازی می­کنند بتوانیم قدمی در این راه بنهیم و جامعه را در راه تحقق حکومت حقه الهی آماده کنیم.

اگر به خالق هستی و جهان هستی و نظام آفرینش و دستورات الهی با دید اخلاقی آن گونه که قرآن و عترت نشان داده­اند بنگریم و بتوانیم به زبان روز آنها را ارائه کنیم و علاوه بر فطرت به آیات و روایات در تشکیل امت واحده مهدوی بنگریم تحقق این امید دور نیست. انشاءالله  

 

اخلاق و مدیریت و سازماندهی

جایگاه مدیریت خصوصا سازماندهی در اجتماع است. اگر ملاحضه دقیق نماییم مکاتب اصیل اخلاقی ظهور واقعی آنها در تحقق اجتماع محقق می­شود. پایه اخلاق بر اساس عقاید بنا شده است و اساس عقاید توحیدی ـ غیر آن عقاید نیست بلکه فریبکاری است ـ شامل توحید و نبوت و معاد است؛ بدون اجتماع قابل تصور نیست. احکام و مقرراتی که در جامعه با این بینش تصور می­شود همه را می­توان با دید اخلاقی نگریست. مؤاخذه و تنبیه هم در این دیدگاه جنبه اخلاقی دارد. فرد در جامعه معنی دارد و فردی مخل جامعه شد اگر قابل اصلاح است اصلاح وگرنه حتی اگر شد باید از بینش برد. حذف عنصر ناپاک هم جنبه اخلاقی دارد. تمام مکاتب توحیدی اخلاق را بر پایه اخلاق اجتماعی بنیانگذاری می­کنند و اخلاق فردی در کنار اخلاق اجتماعی و یا زمینه ساز آن می­باشد. انگار اخلاق می­خواهد اجتماع را سازماندهی کند در دیدگاه توحیدی اخلاق خود سازنده مدیریت و سازماندهی جامعه را بر عهده دارد. از آنجایی که در کتابهای عقاید کاملا بحث و اثبات گردیده تنها دینی که دارای آثری غیر دستکاری شده دارد دین اسلام خاتم الانبیاء است. این دین کتابی جاودانه دارد به نام قرآن کریم که معجزه جاویید الهی است. این دین هم فرقه­های گوناگون دارد که بسیاری از آنها حتی به آیات روشن الهی و دستورات رسول خود عمل نمی­کنند بلکه تابع علمای فاسد خویش هستند و تنها فرقه­ای که به آیات الهی عمل می­کنند شیعه اثنی عشری هستد که در عمل هم تایع آنها هستند. روایتی این گفتار ما را روشن می­کند­. (عیاشی, 1380ق, ص. 2:42) (کلینی, 1407, ص. 8:220). وقتی کسی به مکتب اهل بیت علیهم­السّلام نگاه کند خواهد دید اخلاق است که سازمان جامعه را تشکیل می­دهد در مکتب اهل بیت علیهم­السّلام  علم به سه دسته اصلی تقسیم می­شود علم اصول دین و اخلاق و فروع دین و این علوم از آنجایی که از منبع توحیدی صادر گردیده بنابراین با هم منطبق و تلازم دارند. عمل انسانها از علم آنها منشق می­گردد وقتی علم توحیدی شد وقتی بخواهیم با آن جامعه را بسازیم باید توحیدی شود. اخلاق هم که شالوده و پالوده این علم است. پس جامعه توحیدی که بر پایه مکتب اهل بیت علیهم­السّلام است آن جامعه­ای است که بر اساس اخلاق بنا شده است. اخلاق الهی که با صفات الهی در آیات قرآن کریم متصور است و از رحمن و رحیم بسم الله اول این کتاب تا پناه بردن از شر اخلاق ذمیممه جن و انس پایان می ­یابد همه باید در جامعه تحقق یابد. در جامعه نبوی این الگو داشت پیاده  می­شد که توسط خلفای خود ساخته بشری با احادیث جعلی این آرمان کند شد هر چند گاهی این آرمان توسط اهل بیت­ علیهم­السّلام و علماء گاهی مقداری تحقق یافت که از جمله آن انقلاب اسلامی ایران است. این انقلاب با رهبری مرجعیت علیقدر امام خمینی1 شروع شد و با رهبری نایب ایشان ادامه دارد هر چند در دوران اولیه اسلام شناسان آگاه و متعهد در قوای سه گانه حضور داشتند و در پی بر آمدن جامعه­ای با مکتب اهل     بیت ­علیم­السّلام بودند و با ترور بسیاری ازآنها توسط دشمنان نانجیب اندک اندک افرادی سر کار آمدند که چندان آشنایی با مکتب توحیدی ندارند و یا تصفیه نفس لازم را نداشته بنابراین این انقلاب مقداری از آرمان اهل بیت فاصله گرفته است. هر کجا انسان متعهدی است مقداری از آرمانها اجرا و هر کجا انسانهای غیر متعهد هستند اسلام اجرا نمی­شود. از آنجایی این انسانها در رده­های بالا رسوخ پیدا کردند این مشکل برای همه محسس است. باید سیستم و مدیریتی را بر مبنای اهل بیت    علیهم­السّلام و روش آنها تعریف کرد که هر گاه اسم اسلام بر حکومتی نهاده می­شود سرتاسرش الهی و اخلاقی اشد ما که طلیه داران حکومت مهدوی هستیم.

 

نتیجه      

انسان خلیفه خدا در زمین است این جانشینی در اداره و مدیریت این جهان بروز می­کند. اداره کل جهان به سازمان و سازماندهی به وسیله مدیری مقتدر نیاز دارد. از آنجایی که مدیریت بزرگترین نقش انسان در اداره جهان است باید این مسئولیت را برترین انسانها بر عهده داشته باشند. برترین انسانها دانشمندترین انسانها هستند. در سازمانهای تابعه که مانند اجزای سازمان جهانی هستند نیز باید انسانهای دانشمند به عنوان مدیر این سازمانها باشند. از آنجایی که  مالک تمام هستی خداوند متعال است و دلها همه بدست او است در مدیریت کل جهان و سازمانهای تابعه نیاز به علوم الهی است. اگر تمام علوم دنیایی باشد ولی علوم الهی نباشد اگر چه بشر به ظاهر پیشرفت کند ولی از لحاظ معرفتی و معنویت پیشرفت نخواهد نمود و تجربه نشان داده انسانهای بی­دین و بدون دانش الهی بشر را به سوی بهره وری و اسارت خود برده و هر کجا که منافع آنها نباشد آنها را رها می­کنند و در اصل بشر را به سوی برده­داری می­برند. علم اخلاق الهی به عنوان علمی که برای سعادت بشر است در مدیریت به عنوان علمی که حاکم بر تمام قوانین و علوم بشری است می­تواند نقش خود را خوب ایفا نماید. برای ایجاد روابط سالم و ضوابطی صحیح برای این روابط یک مدیر و اعضای سازمان نیاز به علم اخلاقی که منشا الهی دارد هستند. در این مقاله به شمه­ای از ضرورت علم اخلاق پرداخته شد و در شماره­های بعد انشاألله به ابعاد گوناگون و آثار آن پرداخته خواهد شد.    


منابع و مأخذ:

نعمان بن محمد مغربى ابن حيون‏. (1385 ق‏). دعائم الإسلام‏. قم: مؤسسة آل البيت عليهم السلام‏.

سید صمصام الدّین قوامی. (1392). فقه الاداره. قم: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.

عبد الله بن جعفر حمیری. (1413ق). قرب الاسناد. قم: مؤسسة آل البيت عليهم السلام‏.

حمد بن مسعود عیاشی. (1380ق). تفسیر عیاشی (الإصدار اول). تهران: المطبعة العلمية.

محمد بن يعقوب بن اسحاق‏ کلینی. (1407). الکافی. تهران: دارالکتب الاسلامیه.

تعداد بازديد: 664
0