header

اصول فقه الاداره - درس 61 (20-01-97)

درس خارج اصول فقه الاداره حضرت آیت الله قوامی (دامت برکاته)

درس 61 (دوشنبه 97/01/20) - 22 رجب 1439- (2018/04/09)

بسم الله الرحمن الرحیم

واجب تعبدی و توصلی2

اقول: در پاسخ شهید صدر تاملی در تشبیه واجب تعبدی به واجب مشروط وجود دارد. «تشبیه» قید «قصد امتثال به استطاعت» است. استطاعت لازم التحصیل نیست، ولی قصد امتثال لازم التحصیل است. نیز تاملی در تفکیک بین متعلق و موضوع است، که مثالها در مشبه و مشبه به فاقد شفافیت در واجب مشروط متعلق وجوب حج کافی است و موضوع وجوب فرد مستطیع است نه استطاعت؛ بلکه استطاعت عامل تحقق موضوع است نه خود موضوع. در واجب تعبدی متعلق وجوب نماز است و موضوع نمازگزاری است که قصد امتثال است نه اینکه قصد امتثال به تنهایی موضوع حکم باشد. اگر این شفافیت در بیان ایشان وجود یابد پاسخ خوبی به برهان اول استحاله داده شده است و ما هم موافق هستیم. (والله العالم)

برهان دوم استحاله به دوبیان

بیان 1 – مرحوم اصفهانی در منتهی الدرایه[1]

لازمه تعلق امر به «الصلاة المقیده بقید الامتثال» لازمه آن تبدیل امر به صلاة است به «محرکی به سوی محرکیت خودش» و این فساد است؛ زیرا معنای قصد امتثال امر نیست مگر «محرکیة الامر نحو الفعل». در نتیجه معنای «قصد امتثال الامر باصلاة» میشود «ان المحرک نحو الصلاة الامر بها» بر این اساس میتوان جمله «قصد امتثال الامر باصلاة» را به جمله «محرکیه الامر باصلاة نحو الصلاة» تبدیل نمود. در پرتو چنین تبدیلی اگر مولا فرمان دهد که «تجب الصلاة المقیده بقید الامتثال» یعنی امر به نماز به سمت دو چیز تحریک خواهد نمود نماز و قصد امتثال. از آنجا که معنای قصد امتثال «محرکیت امر» است؛ پس امر به نماز محرک میشود به سوی قصد امتثالش یعنی به سوی «محرکیت نفس امر به نماز» و این همان لازمهای است که ذکرکردیم یعنی «لزوم صیرورة الامر بالصلاة نحو محرکیه نفسه» که محال و غیرمعقول مینماید. معقول یعنی «التحریک نحو الفعل» نه «نحو محرکیه نفسه» و نه «نحو علیه نفسه» زیرا شیئ که قابلیت علیت برای خودش را ندارد به طریق اولی فاقد قابلیت علیت برای علیت خودش خواهد بود.

بیان 2[2]

قصد امتثال امر امکان تحقق ندارد، مگر زمانی که مکلف متعلق امر را به تمامه اتیان نماید.

وتمام متعلق امر هم عبارت است از نماز به قید امتثال نه نماز بدون قید.

پس باید قصد اتیان نماز با قصد امتثال نماید برای تحقق قصد امتثال و این باطل است.

زیرا لازمه آن تعلق قصد امتثال است به قصد امتثال یعنی تعلق شی بنفسه و محرکیه شی به سوی خودش

هیچ فقیهی احتمال لزوم این را نمیدهد تا چه رسد فتوی به لزوم آن دهد.

جواب –[3]

اگر متعلق امر «الصلاة المقیده بقصد الامتثال» باشد، پس امر منحل به دو امر میشود یکی متوجه نماز و دومی متوجه قصد امتثال میگردد.

با این انحلال هر دو بیان منتفی و مندفع می‏شود.

اما بیان اول منتفی است؛ زیرا امر اول ربطی به قصد امتثال ندارد تا محرکیه نحو محرکیه نفسه پدید آید. امر دوم به قصد امتثال متوجه میشود آن هم قصد امتثال امر اول نه امرخودش پس باز هم محرکیت به سوی محرکیت خود پدید نمی‌آید.

اما بیان دوم هم منتفی است زیرا ذات الصلاة یعنی نماز بی قید که جزء اول متعلق امر است قابلیت اتیان به قصد امتثال امر اول را دارد بدون اینکه «الاتیان بالصلاة المقیده بقصد الامتثال بقصد الامتثال» پیش آید و محذور «تعلق قصد الامتثال بقصد الامتثال» لازم آید.

اقول: نظر شهید صدر در این جا معلوم نیست که قائل به استحاله یا امکان است. ولی در بحث دلیل لفظی که گذراندیم قائل به استحاله بودند؛ هر چند همانجا سریعا استدراک کردند که با دقت فلسفی استحاله لازم میآید ولی موالی عرفیه که فلسفه و اصول نخوانده یا نمیدانند، اعتقادی به استحاله ندارند و امکان تقیید را در عالم ثبوت ممکن میدانند. شارع مقدس اگر چه دقیق است ولی در مقام تشریع تابع طریق عرفی است.

ما هم با این نظر شهید صدر موافقت داریم و در بحث اخذ علم در موضوع حکم در بحث سازمان به آن اشاره کردیم که شارع در تشریعات تابع عرف است و عرف هم دقت فلسفی مثل مرحوم اصفهانی ندارد، و این قاعده میتواند در اصولفقهالاداره راه گشا و گره گشا باشد.

به هرحال در تشریع واجب تعبدی در عالم جعل و مجعول هر دو هیچ استحالهای پدید نمیآید. شارع میگوید: من نماز را به قصد امتثال واجب میکنم و رد سلام را بدون قصد امتثال تا مرز بین دو واجب تعبدی و توصلی روشن شود. تعجب است که با وجود تحقق واجب تعبدی توسط شارع و اذعان اصولیین به آن صحبت از استحاله آن و درج آن در ذیل دلیل عقلی چه لزومی دارد.


[1]ج1ص132

[2]اصولیون این را بیان مستقل قرار داده اند نه بیان دوم برای برهان دوم

[3]این جواب را تعداد زیادی از اعلام داده اند

(دانلود فایل صوتی درس)