header

اصول فقه الاداره - درس 06 (17-07-96)

درس خارج اصول فقه الاداره حضرت آیت الله قوامی (دامت برکاته)

درس 06 (دوشنبه 96/07/17) - 18 محرم الحرام 1439- (2017/10/09)

بسم الله الرحمن الرحیم

حجیت ظهور موضوعی در عصر نص

مقدمه

سه شکل از استصحاب تعریف شده است

1-استصحاب قهقری 2- استصحاب استقبالی 3- استصحاب متداول

متداول = یقین سابق + شک لاحق

مثال : یقیین دیروز به طهارت لباس و شک امروز در بقاء طهارت دیروز.

استقبالی= یقین فعلی + شک آینده

مثال: نیت وجوب در رکعت اول مشروط به بقاء شرائط نمازگزار تا پایان نماز است{مثل هر عبادت دیگر} در رکعت اول یقین به وجود شرائط دارد ولی نسبت به بقاء شرائط در آینده شک دارد، استصحاب بقاء شرائط را تا زمان آینده میکند و در نتیجه نیت وجوب از اول عمل میکند و این استصحاب استقبالی، حجت است به دلیل سیره عقلاییه.

قهقرایی = شک سابق + یقین لاحق

مثال: یقین به تبادر وجوب از صیغه افعل در زمان حال و شک به وجود همین تبادر در زمان صدور نص {صدر اسلام}. نتیجه: استصحاب میکنیم یقین حاضر را به زمان نص و حکم میکنیم به وجود چنین تبادری در آن زمان و اینکه ثبات در لغت وجود دارد و نقلی و تغییری از معنای آن زمان به این زمان رخ نداده است.

نامه های دیگر استصحاب قهقرایی = اصل عدم نقل+ اصاله ثبات در لغت

سوال:آیا ظهور موضوعی که حجت است ظهور زمان صدور نص است یا ظهور زمان ما (ممکن است تغییر رخ داده باشد مثل کلمه شک که در زمان ما در تساوی طرفین ظهور دارد ولی در زمان صدور نص در عدم علم ظهور موضوعی داشته است و شامل معنای ظن هم می شده است)؟

جواب : به کمک استصحاب قهقرایی ثابت میشود که ظهور موضوعی کلام در یک معنا در زمان ما، عیناً در زمان صدور کلام هم وجود داشته است و نقلی رخ نداده و ثبات در لغت باقی است. زیرا اصل عدم نقل است و اصل ثبات در لغت است. زیرا ظاهر حال متکلم اراده معنی ظاهر است حین صدور کلام از او. و نه معنایی که بعداً ثابت میشود.

س: مدرک اصل عدم نقل چیست؟

ج: سیره عقلا

توصیح:تغییر، تدریجی و زمان بر است مثلا صد سال. و انسان عادی صد سال را درک نمی کند. لذا تغییری در زمان هر انسان رخ نمیدهد و خیال میکند تغییری رخ نداده است و این خیال مبنایی میشود تا موقع شک در تغییر، اصل را در عدم تغییر بگذارد. این بنای عقلایی هر چند باطل است ولی ردع شرعی نشده پس حجت است. البته عدم ردع در اصل بنا نیست، بلکه در نتیجه آن است که حکم به عدم تغییر است.

موید و موکد: اصحاب امامین عسکریین علیهما السلام به ظواهر حادیث واصله به آنها از پیامبر عمل میکردند و احتمال تغییر در این ظهور نمیدادند به علت همین اصل عقلایی. یعنی عدم نقل و ثبات در لغت که همان عمل به استصحاب قهقرایی است. و اصولا بدون این اصل، امکان اثبات مقصود از نصی که با آن مواجه میشویم وجود نخواهد داشت.

استثنا ء در اصل عدم نقل :

1-    اگر به تغییر یقین باشد و زمان تغییر مشکوک باشد عقلا اصل عدم نقل را جاری نمی کنند. مثلا میدانند که کلمه " شک" تفییر معنا یافته از عدم علم به تساوی. ولی نمیدانند این تغییر زمان ائمه علیهم السلام رخ داده که در نتیجه این کلمه بر معنی جدید حمل شود یا بعد آنان، که بر معنی قدیم حمل گردد؟ این جا حکم به تغییر میکنند و ظهور موضوعی را در معنی جدید می پذیرند. زیرا در اصل تغییر شک ندارند.

اگر علم داشته باشیم که شرائط و عواملی برای تغییر وجود داشته است. عقلا بنایی بر اجراء اصل عدم نقل ندارند.

(دانلود فایل صوتی درس)