header

اصول فقه الاداره - درس 05 (16-07-96)

درس خارج اصول فقه الاداره حضرت آیت الله قوامی (دامت برکاته)

درس 05 (یکشنبه 96/07/16) - 17 محرم الحرام 1439- (2017/10/08)

بسم الله الرحمن الرحیم

حجیت ظهور (5)

تشخیص موضوع الحجیه(3)

کیفیت نفی قرینه بر مبنای شهید (ره) (2)

حال که مبنای شهید(ره) برتر شد سوالی را باید پاسخ دهیم. که چگونه ظهور تصدیقی را احراز می نماییم تا حجیت آن را اثبات کنیم؟

جواب : احتمال خفاء قرینه منفصله سه منشاء دارد :

الف:غفلت شنونده از التفات به آن موقع تکلّم متکلم.

ب: اسقاط ناقل موقع نقل قول.

ج: حذف از نوشته.

اما منشاء اول : با اصل عقلایی "عدم غفلت" که کارکرد اصل عدم قرینه را دارد خنثی میشود.

اما منشاء دوم : ظاهر حال راوی و ناقل همیشه نقل کلام کامل است وعدم نقل راوی شاهدی است از او بر عدم وجود قرینه.

اما منشاء سوم : امکان نفی به اصل یا ظاهر حال ندارد و لذا احتمال وجود قرینه به قوت خودش باقی می ماند.

نتیجه : فقط در منشاء سوم ظهور تصدیقی محرز نمیشود و حجیت آن معلق می ماند به خلاف دو منشاء دیگر.

   اجراء اصاله الظهور بعد اصاله عدم قرینه است یا بالعکس؟

شهید صدر(ره): مرحوم آخوند (ره) حق تقدم را به حجیت و اصالت ظهور میدهد. و بعد آن نوبت به اصل عدم قرینه میرسد. و شیخ انصاری بر عکس نظر میدهد. و جالب است که هر دو هم مشی خود را بنا ء عقلا میدانند. شهید صدر هر دو را قابل تامل میداند. زیرا مورد هر یک فرق میکند مورد اصل ظهور حالت احراز ظهور و مورد اصاله عدم قرینه شک در ظهور است از جهت احتمال غفلت. که با اجرا اصل عدم قرینه نفی غفلت و نهایتا ظهور محرز میشود.

با اختلاف مورد اصلا نزاع در مرجعیت هر اصل برای دیگری بی معنا خواهد بود . زیرا هر یک از دو اصل در مورد خاص خود اجراء میشود که به دیگری ربطی ندارد.

نظر مختار: حق با شیخ انصاری(ره) است زیرا تا عدم قرینه نزد عقلا حل نشود نمیتوانند ظهور را اثبات نموده و حجت بدانند و این با یک فحص عرفی و متعارف میسور است. زیرا بدون چنین فحص و یأسی طمانینه ای برای عقلا و با تبع فقهاء پیدا نمیشود. تا به ظهور کلام عمل نمایند و این امری وجدانی و بدیهی است. بویژه که ما خود از عقلاییم و این درک را به وضوح داریم. البته عدم علم به وجود قرینه کافی است. علم به عدم نه ضروری و نه ممکن است و این اکتفاء نیز خود بنایی عقلایی است. والله العالم .

اقسام ظهور:

ظهور ذاتی و ظهور موضوعی

ظهور ذاتی یا ظهور شخصی که ، مقابل ظهور موضوعی بوده و به ظهوری گفته می‌شود که در ذهن انسان معین نقش می‌بندد و تحت تأثیر عوامل و شرایط خاص ذهنی شخص شنونده قرار دارد و به همین دلیل در اشخاص مختلف، متفاوت می‌گردد. این نوع ظهور حجت نیست.

مثال : کسی که در کنار دجله و فرات زندگی کرده و میکند کلمه آب برایش ظهور در آب دجله و فرات دارد نه به سبب وضع کلمه آب برای چنین معنایی بلکه به سبب محیط محدود و انس ذهنی به آب دجله و فرات.

ظهور موضوعی، مقابل ظهور ذاتی بوده و عبارت است از ظهوری که ناشی از وضع و اسالیب و قواعد عمومی لغت زبان شناسی می‌باشد که همه عقلا آن را به کار گرفته‌اند و به خاطر انصراف و انس ذهنی در نزد شخص خاصی نیست. حجیت ظهور موضوعی در نزد عقلا اجماعی است.  

نکته: گاه ظهور موضوعی با ظهور ذاتی جمع می‌شود و گاهی آن دو از هم جدا هستند،ولی فایده ظهور ذاتی کشف از ظهور موضوعی است، درصورتی که قرینه‌ای بر خلاف آن نباشد.

(دانلود فایل صوتی درس)