header

تفسیر ترتیبی با رویکرد مدیریت 93/11/1 درس 16


چهار شنبه 93/11/1-29ربيع الاول 1435 درس 16
سورة البقرة 2
ذَالِكَ الْكِتَبُ لَا رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِينَ (2)
"ذلك الكتاب "1  (آن كتاب)
آنقدر اين كتاب با عظمت است كه با اشاره به دور (ذلك) به آن توجه مي‌دهد در عرف سازماني وقتي در مقابل مقام بزرگي قرار مي گيرند مي‌گويند "آن مقام معظم" و در نامه به مديران عالي سازمان او هم همچنين است "از آن مقام تقاضا مي‌شود ....." لذا اين قرآن "عظيم2"  ، "كريم3"  و "عزيز4"  و "مجيد5" است و با اشاره دور به اين عظمت ، كرامت، عزت و مجد التفات داده مي‌شود و به همين علت در " لوح محفوظ"6  است و"مكنون"7  مي‌باشد.
در مديريت، ما هم ياد مي گيريم اسناد مهم را از دسترس دور نگاه داريم حراست وحفاظت كنيم و بايگاني محكمي داشته باشيم و هميشه برگردان (كپي) آن را در دسترس قرار دهيم و اصل آن را حفظ نماييم.
لَا رَيْبَ فيه8  شك در آن راه ندارد در ان ترديدي نيست كاملا برهاني،مستدل،مبين9  وروشنگر است در آن باطل راه ندارد10  بالا دستي ترين سند هستي است چگونه مي‌تواند مردد و مريب باشد مي‌خواهد هدايت كند چگونه مشوب به باطل و شك باشد .
در مديريت، ياد مي گيريم كه اسناد اساسي و بالادستي سازمان كه تكيه گاه ساير اسناد است آن چنان چكش كاري و كارشناسي شود تا ضريب ترديد و خطا در آن به حداقل برسد و چه بهتر كه از آيات قرآن و سبك آن در تدوين چنين اسنادي حد اكثر بهره برداري بشود .
هُدًى لِّلْمُتَّقِينَ11  و مايه هدايت پرهيزكاران است.
قرآن كتاب هدايت است و هدايت از وظائف بنيادين مدير است كه مديريت رحماني نيز هدايت بندگان تحت امر و مديريت را سر لوحه قرار داده است. كما اينكه در سوره فاتحه الكتاب نيز با دعاي " اهدنا الصراط المستقيم" مديران رحماني اصلي ترين مطالبه را از رب العالمين، هدايت خواهي در مسير مستقيم منتهي به سعادت را قرار دادند و اكنون در آغاز سوره بعدي اين كتاب به عنوان چراغ راه هدايت براي متقين معرفي مي‌شود كه اگر طالب هدايت هستيد در نور اين كتاب نوراني هدايت يابيد .
 همانطور كه گفته شد هدايت در كنار سازماندهي ، برنامه ريزي و كنترل و نظارت از وظائف اصل مدير است و در آغاز سوره بقره اين كتاب به عنوان كتاب هدايت و مديريت معرفي و اعلان مي‌شود و البته " هدايت " يكي از دو عنصر اصلي رهبري در مديريت نيز هست چراكه رهبري مركب و مرتب از دو عنصر " هدايت و نفوذ" نسبت به پيروان است لذا هدايت هم يك وظيفه است و هم عنصر مقوم رهبري است و در نتيجه "هدايت "در رهبري و مديريت هردو نقش آفرين است .و از آنجا كه هدايت به دو قسم "ارانه طريق " و " ايصال الي المطلوب" تقسيم مي‌گردد اولي با آيه " هدي للناس"12  و دومي با آيه " هدي للمتقين " بيان شده است كه دومي كيفي تر و هدايت رحيميه است و اولي كمي تر و هدايت رحمانيه است كه عام و فراگيرتر از هدايت رحيميه است و مخصوص متقين است كه استعداد آن را دارند و در آن از اين سوره بزرگ مدير هستي يعني رب العالمين هدايت رحيميه خاصه را برنامه اصلي خود قرار مي‌دهد كه وقتي همگان ارائه طريق شدند نخبگان آنها كه به وسيله تقوي خود را پيشتاز نموده‌اند به هدايت ويژه موفق مي‌شوند كه با امداد و الهام خاص به سمت مطلوب سازماني خود پيش مي‌روند و دائما از هدايت رحيمييه مبتني بر تقوي بهره مند مي‌گردند .
 معلوم مي‌شود كه تقوي وسيله ويژه است كه امام المتقين ع در كتاب تقوي يعني نهج البلاغه خود آن را به مركب رهوار و رام تشبيه ميكند (مطايا ذلل)13  كه صاحب خود را به سمت مطلوب مي كشاند حق الله است14  رييس اخلاق مي باشد15 عزتي بالاتر از آن نيست16   قلعه اي مقاوم و نفوذ نا پذير است17  و تقوي سپري از آتش است و بهترين توشه راه است18  هر چه بر پايه تقوي بنا شود نابود نمي شود19  از تاثير شبهه مانع ميگردد20 توشه مرگ است21  و باعث موفقيتهاي غير مترقبه است و مايه خروج از بحرانها است و در حقيقت به مديريت بحران كمك مي‌كند ودر نظام شايستگي و كرامت اصلي تري شاخص است و با كرامت ترين بندگان نزد خدا با تقوا ترين آنها است من جمله مديران و كارگزاران با تقوي كه از هدايت ويژه الهي در سازمان و برنامه و بهره وري و اثر بخشي و كار آمدي و بهبود مستمر بهره مند ميشويم پس راهبرد مديرت رحماني اين شد كه تقوي مديران مايه هدايت خاصه رحيميه آنان است و انس با اين كتاب اين هدايت را تامين وتضمين مي‌نمايد.
 بنابراين در مديريت :
1-    بايد فرهنگ تقوي را در سازمان حاكم كرد تا از هدايت خاصه بهره وري شود.
2-    كتاب قرآن كه كتاب هدايت است عالي ترين و راقي ترين سند هر سازمان نهادينه شود و در تدوين و تنظيم برنامه هاي راهبردي و كاربردي از آن بهره برده شود و به هدايت اين كتاب اعتقاد كامل داشته باشيم.
3-    اين كتاب را كتاب هدايت يعني مديريت بدانيم كتاب مديريت رحماني و رباني .
4-    هرگاه در مسئله اي گير كرديم حل مساله را از درون اين كتاب بجوييم.
5-    از الگوهاي مديريتي اين كتاب مانند پيامبران و صالحان درس بگيريم.
6-    بدانيم تا مديري با تقوي نباشيم نمي توانيم از هدايت اين كتاب به نفع سازمان خويش بهره ببريم زيرا مثل كوري مي‌شويم كه از نور خورشيد به بهره است.
-----------------------------------------------------------------------------
1 ترجمه مجمع البيان في تفسير القرآن، ج‏1، ص: 58
. شرح لغات
ذلك (آن) اشاره بدور زمانى و يا مكانى و يا مقامى.
ريب- بدگمانى و سلب اطمينان.
هدى- دلالت و راهنمايى.
متقين- (اصلش موتقين) از اتّقاء بمعناى وقاية گرفتن و وقايه وسيله نگهدارى است مانند سپر و لباس زمستانى.
تفسير
مقصود از كتاب قرآن است اخفش ميگويد كلمه ذلك در اينجا بمعناى «هذا» (اين) است زيرا قرآن حاضر و مورد اشاره قرار گرفته است و در اشعار و ادبيات عرب نظير دارد («اقول له و الرمح يأطر متنه تأمل خفافاً اننى انا ذلكا»
 وقتى او را نيزه زدم و پشتش خم شد با نيزه خودم را باو معرفى كردم شاهد در كلمه «ذلكا» است كه بمعناى «اين» آمده است.)
فرّاء و ابو على جبائى ميگويند چون خدا به پيامبرش وعده داده بود كه بر او كتابى نازل كند كه آب آن را محو نكند و حوادث ايام از بينش نبرد و كهنه‏اش نگرداند پس از نازل كردن قرآن فرمود اين همان كتابى است كه بتو وعده داده بوديم.
مبرّد ميگويد: معناى «ذلك» اينست كه اين همان كتابى است كه ما در كتابهاى آسمانى قبلى وعده داده بوديم.
بعضى گفته‏اند منظور از كتاب تورات و يا انجيل است ولى با توجه بصفاتى كه قرآن براى اين كتاب ذكر ميكند مانند «لا رَيْبَ فِيهِ هُدىً لِلْمُتَّقِينَ» (بى شك راهنماى پرهيز كاران است) و نيز با توجه به تحريف تورات و انجيل بقول خود قرآن: «يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ» آيه 45 از سوره نساء » يعنى (گروهى از يهود كلمات خدا را از محل خود تغيير ميدهند).اين قول كه منظور از «كتاب» تورات و يا انجيل باشد باطل است.
2 ص : 67 قُلْ هُوَ نَبَأٌ عَظيمٌ - الواقعة : 76 وَ إِنَّهُ لَقَسَمٌ لَوْ تَعْلَمُونَ عَظيمٌ
3 الواقعة : 77 إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَريمٌ
4 إِنَّهُ لَكِتَابٌ عَزِيز(فصلت 41)
5 البروج : 21 بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَجيدٌ
6 البروج : 22 في‏ لَوْحٍ مَحْفُوظٍ
7 الواقعة : 78 في‏ كِتابٍ مَكْنُونٍ
8 «لا رَيْبَ فِيهِ» يعنى اين كتاب بيان و هدايت و حق و معجزه است و از اين جهات سزاوار است كه در آن بد گمانى راه نيابد و منظور، خبر دادن به اينكه كسى در آن بدگمانى و شك ندارد نيست چه، پيداست كه بسيارى از مخالفين اسلام در آن ترديد كردند.
بعضى گفته‏اند در اين آيه چيزى تقدير شده است و آن: «لا سبب ريب فيه» يعنى چيزى كه سبب شك و بد گمانى شده چون تناقض گويى و پيچيدگى كلمات و ادّعاهاى بدون برهان در اين كتاب وجود ندارد.
برخى ديگر كلمه «لا رَيْبَ» را بمعناى نهى گرفته ميگويند معناى آيه اينست:كه شك و بد بينى نداشته باشيد مانند آيه كريمه «فَلا رَفَثَ وَ لا فُسُوقَ» آيه 196 از سوره بقره يعنى آنچه ميان زن و شوهر در مواقع عادى رواست و نيز كارهاى ناروا را در ايّام حج ترك كنيد.
9 الحجر : 1 الر تِلْكَ آياتُ الْكِتابِ وَ قُرْآنٍ مُبينٍ الر، اين آيات كتاب، و قرآن مبين است.
10 فصلت : 42 لا يَأْتيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزيلٌ مِنْ حَكيمٍ حَميدٍ
كه هيچ گونه باطلى، نه از پيش رو و نه از پشت سر، به سراغ آن نمى‏آيد چرا كه از سوى خداوند حكيم و شايسته ستايش نازل شده است!
11 ترجمه مجمع البيان في تفسير القرآن، ج‏1، ص: 60
چرا فقط متقين؟
با اينكه قرآن هدايت براى همه مردم است علت اينكه تنها پرهيز كاران را ذكر ميكند اينست كه آنان از اين كتاب استفاده كرده بنور آن هدايت شده‏اند مانند آيه كريمه: «إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرُ مَنْ يَخْشاها» آيه 44 از سوره نازعات (فقط تو كسى را كه از رستاخيز مى‏ترسد بيم ميدهى) با اينكه رسول اكرم براى انذار و ترساندن و بشارت بهمه مردم آمده بود ولى انذار آن حضرت در باره كسانى مؤثر افتاد كه خوف از قيامت و رستاخيز داشتند با آنچه گفتيم، هدايت بودن قرآن براى متقين، منافات ندارد با اينكه براى همه مردم نيز راهنما باشد همانطور كه در آيه كريمه ديگر در باره قرآن ميفرمايد:
 «هُدىً لِلنَّاسِ» آيه 185 از سوره بقره (اين قرآن هدايت براى همه مردم است).
تقوى چيست؟
كلمه تقوى از واژه‏هاى مخصوص قرآن و آئين ما است و رسول اكرم آن راجع بين عدل و احسان معرفى ميكند.
بعضى گفته‏اند شخص با تقوى كسى است كه از گناهان پروا داشته باشد و واجبات را انجام دهد برخى ديگر ميگويند: چون پرهيز كار با اعمال نيك، خود را از آتش جهنم و عذاب الهى نگاه ميدارد باو متّقى و خود دار گفته شده است.
عمر بن الخطاب از كعب الاحبار راجع به تقوى پرسيد او در جواب گفت آيا راهى خار دار رفته‏اى؟
عمر گفت: آرى، كعب پرسيد: در اين راه چه ميكنى؟
عمر جواب داد دامن را بالا ميزنم و با احتياط قدم بر ميدارم.كعب گفت: تقوى همين است
از رسول اكرم نقل شده است كه فرمود: بمردم پرهيز كار بدين جهت متقين (خويش دار) گفته‏اند كه آنان از انجام كارى كه خود گناه ندارد ولى ممكن است سبب ارتكاب گناه گردد خود دارى ميكنند.
عمر بن عبد العزيز ميگويد همانطور كه شخص محرم در حرم از انجام پاره‏اى امور خوددار است همچنين شخص با تقوى خود را كنترل ميكند.
بعض گفته‏اند تقوى آنست كه خدا تو را گرد محرمات و دور از واجبات نبيند.
12 آل‏عمران : 4 مِنْ قَبْلُ هُدىً لِلنَّاسِ وَ أَنْزَلَ الْفُرْقانَ إِنَّ الَّذينَ كَفَرُوا بِآياتِ اللَّهِ لَهُمْ عَذابٌ شَديدٌ وَ اللَّهُ عَزيزٌ ذُو انْتِقامٍ
13 إِنَّ التَّقْوَى مَطَايَا ذُلُلٌ حُمِلَ عَلَيْهَا أَهْلُهَا وَ أُعْطُوا أَزِمَّتَهَا فَأَوْرَدَتْهُمُ الْجَنَّةَ صبحي الصالح صفحة 57 خطبة 16‏
14 صبحي الصالح صفحة 284 خطبة 191
عِبَادَ اللَّهِ أُوصِيكُمْ بِتَقْوَى اللَّهِ فَإِنَّهَا حَقُّ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ الْمُوجِبَةُ عَلَى اللَّهِ حَقَّكُمْ وَ أَنْ تَسْتَعِينُوا عَلَيْهَا بِاللَّهِ وَ تَسْتَعِينُوا بِهَا عَلَى اللَّهِ فَإِنَّ التَّقْوَى فِي الْيَوْمِ الْحِرْزُ وَ الْجُنَّةُ وَ فِي غَدٍ الطَّرِيقُ إِلَى الْجَنَّةِ مَسْلَكُهَا وَاضِحٌ وَ سَالِكُهَا رَابِحٌ وَ مُسْتَوْدَعُهَا حَافِظٌ لَمْ تَبْرَحْ عَارِضَةً نَفْسَهَا عَلَى الْأُمَمِ الْمَاضِينَ مِنْكُمْ وَ الْغَابِرِينَ لِحَاجَتِهِمْ إِلَيْهَا غَداً إِذَا أَعَادَ اللَّهُ مَا أَبْدَى وَ أَخَذَ مَا أَعْطَى وَ سَأَلَ عَمَّا أَسْدَى فَمَا أَقَلَّ مَنْ قَبِلَهَا وَ حَمَلَهَا حَقَّ حَمْلِهَا أُولَئِكَ الْأَقَلُّونَ عَدَداً وَ هُمْ أَهْلُ صِفَةِ اللَّهِ سُبْحَانَهُ إِذْ يَقُولُ وَ قَلِيلٌ مِنْ عِبادِيَ الشَّكُورُ فَأَهْطِعُوا بِأَسْمَاعِكُمْ إِلَيْهَا وَ أَلِظُّوا بِجِدِّكُمْ عَلَيْهَا وَ اعْتَاضُوهَا مِنْ كُلِّ سَلَفٍ خَلَفاً وَ مِنْ كُلِّ مُخَالِفٍ مُوَافِقاً أَيْقِظُوا بِهَا نَوْمَكُمْ وَ اقْطَعُوا بِهَا يَوْمَكُمْ وَ أَشْعِرُوهَا قُلُوبَكُمْ وَ ارْحَضُوا بِهَا ذُنُوبَكُمْ وَ دَاوُوا بِهَا الْأَسْقَامَ وَ بَادِرُوا بِهَا الْحِمَامَ وَ اعْتَبِرُوا بِمَنْ أَضَاعَهَا وَ لَا يَعْتَبِرَنَّ بِكُمْ مَنْ أَطَاعَهَا أَلَا فَصُونُوهَا وَ تَصَوَّنُوا بِهَا وَ كُونُوا عَنِ الدُّنْيَا نُزَّاهاً وَ إِلَى الْآخِرَةِ وُلَّاهاً وَ لَا تَضَعُوا مَنْ رَفَعَتْهُ التَّقْوَى وَ لَا تَرْفَعُوا مَنْ رَفَعَتْهُ الدُّنْيَا وَ لَا تَشِيمُوا بَارِقَهَا وَ لَا تَسْمَعُوا نَاطِقَهَا وَ لَا تُجِيبُوا نَاعِقَهَا وَ لَا تَسْتَضِيئُوا بِإِشْرَاقِهَا وَ لَا تُفْتَنُوا بِأَعْلَاقِهَا فَإِنَّ بَرْقَهَا خَالِبٌ وَ نُطْقَهَا كَاذِبٌ وَ أَمْوَالَهَا مَحْرُوبَةٌ وَ أَعْلَاقَهَا مَسْلُوبَةٌ أَلَا وَ هِيَ الْمُتَصَدِّيَةُ الْعَنُونُ وَ الْجَامِحَةُ الْحَرُونُ وَ الْمَائِنَةُ الْخَئُونُ وَ الْجَحُودُ الْكَنُودُ وَ الْعَنُودُ الصَّدُودُ وَ الْحَيُودُ الْمَيُودُ حَالُهَا انْتِقَالٌ وَ وَطْأَتُهَا زِلْزَالٌ وَ عِزُّهَا ذُلٌّ وَ جِدُّهَا هَزْلٌ وَ عُلْوُهَا سُفْلٌ دَارُ حَرَبٍ وَ سَلَبٍ وَ نَهْبٍ وَ عَطَبٍ أَهْلُهَا عَلَى سَاقٍ وَ سِيَاقٍ وَ لَحَاقٍ وَ فِرَاقٍ قَدْ تَحَيَّرَتْ مَذَاهِبُهَا وَ أَعْجَزَتْ مَهَارِبُهَا وَ خَابَتْ مَطَالِبُهَا فَأَسْلَمَتْهُمُ الْمَعَاقِلُ وَ لَفَظَتْهُمُ الْمَنَازِلُ وَ أَعْيَتْهُمُ الْمَحَاوِلُ فَمِنْ نَاجٍ مَعْقُورٍ وَ لَحْمٍ مَجْزُورٍ وَ شِلْوٍ مَذْبُوحٍ وَ دَمٍ مَسْفُوحٍ وَ عَاضٍّ عَلَى يَدَيْهِ وَ صَافِقٍ بِكَفَّيْهِ وَ مُرْتَفِقٍ بِخَدَّيْهِ وَ زَارٍ عَلَى رَأْيِهِ وَ رَاجِعٍ عَنْ عَزْمِهِ وَ قَدْ أَدْبَرَتِ الْحِيلَةُ وَ أَقْبَلَتِ الْغِيلَةُ وَ لَاتَ حِينَ مَنَاصٍ هَيْهَاتَ هَيْهَاتَ قَدْ فَاتَ مَا فَاتَ وَ ذَهَبَ مَا ذَهَبَ وَ مَضَتِ الدُّنْيَا لِحَالِ بَالِهَا فَما بَكَتْ عَلَيْهِمُ السَّماءُ وَ الْأَرْضُ وَ ما كانُوا مُنْظَرِينَ
15 فيض الإسلام صفحة 1278 حكمة 402وَ قَالَ ( عليه‏السلام )التُّقَى رَئِيسُ الْأَخْلَاق‏
16 فيض الإسلام صفحة 1260 حكمة 363
363وَ قَالَ ( عليه‏السلام )لَا شَرَفَ أَعْلَى مِنَ الْإِسْلَامِ وَ لَا عِزَّ أَعَزُّ مِنَ التَّقْوَى وَ لَا مَعْقِلَ أَحْسَنُ مِنَ الْوَرَعِ وَ لَا شَفِيعَ أَنْجَحُ مِنَ التَّوْبَةِ وَ لَا كَنْزَ أَغْنَى مِنَ الْقَنَاعَةِ وَ لَا مَالَ أَذْهَبُ لِلْفَاقَةِ مِنَ الرِّضَى بِالْقُوتِ وَ مَنِ اقْتَصَرَ عَلَى بُلْغَةِ الْكَفَافِ فَقَدِ انْتَظَمَ الرَّاحَةَ وَ تَبَوَّأَ خَفْضَ الدَّعَةِ وَ الرَّغْبَةُ مِفْتَاحُ النَّصَبِ وَ مَطِيَّةُ التَّعَبِ وَ الْحِرْصُ وَ الْكِبْرُ وَ الْحَسَدُ دَوَاعٍ إِلَى التَّقَحُّمِ فِي الذُّنُوبِ وَ الشَّرُّ جَامِعٌ لِمُسَاوِى الْعُيُوب‏
17 فيض الإسلام صفحة 494 خطبة 156
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَ الْحَمْدَ مِفْتَاحاً لِذِكْرِهِ وَ سَبَباً لِلْمَزِيدِ مِنْ فَضْلِهِ وَ دَلِيلًا عَلَى آلَائِهِ وَ عَظَمَتِهِ عِبَادَ اللَّهِ إِنَّ الدَّهْرَ يَجْرِي بِالْبَاقِينَ كَجَرْيِهِ بِالْمَاضِينَ لَا يَعُودُ مَا قَدْ وَلَّى مِنْهُ وَ لَا يَبْقَى سَرْمَداً مَا فِيهِ آخِرُ فِعَالِهِ كَأَوَّلِهِ مُتَسَابِقَةٌ أُمُورُهُ مُتَظَاهِرَةٌ أَعْلَامُهُ فَكَأَنَّكُمْ بِالسَّاعَةِ تَحْدُوكُمْ حَدْوَ الزَّاجِرِ بِشَوْلِهِ فَمَنْ شَغَلَ نَفْسَهُ بِغَيْرِ نَفْسِهِ تَحَيَّرَ فِي الظُّلُمَاتِ وَ ارْتَبَكَ فِي الْهَلَكَاتِ وَ مَدَّتْ بِهِ شَيَاطِينُهُ فِي طُغْيَانِهِ وَ زَيَّنَتْ لَهُ سَيِّئَ أَعْمَالِهِ فَالْجَنَّةُ غَايَةُ السَّابِقِينَ وَ النَّارُ غَايَةُ الْمُفَرِّطِينَ اعْلَمُوا عِبَادَ اللَّهِ أَنَّ التَّقْوَى دَارُ حِصْنٍ عَزِيزٍ وَ الْفُجُورَ دَارُ حِصْنٍ ذَلِيلٍ لَا يَمْنَعُ أَهْلَهُ وَ لَا يُحْرِزُ مَنْ لَجَأَ إِلَيْهِ أَلَا وَ بِالتَّقْوَى تُقْطَعُ حُمَةُ الْخَطَايَا وَ بِالْيَقِينِ تُدْرَكُ الْغَايَةُ الْقُصْوَى عِبَادَ اللَّهِ اللَّهَ اللَّهَ فِي أَعَزِّ الْأَنْفُسِ عَلَيْكُمْ وَ أَحَبَّهَا إِلَيْكُمْ فَإِنَّ اللَّهَ قَدْ أَوْضَحَ لَكُمْ سَبِيلَ الْحَقِّ وَ أَنَارَ طُرُقَهُ فَشِقْوَةٌ لَازِمَةٌ أَوْ سَعَادَةٌ دَائِمَةٌ فَتَزَوَّدُوا فِي أَيَّامِ الْفَنَاءِ لِأَيَّامِ الْبَقَاءِ قَدْ دُلِلْتُمْ عَلَى الزَّادِ وَ أُمِرْتُمْ بِالظَّعْنِ وَ حُثِثْتُمْ عَلَى الْمَسِيرِ فَإِنَّمَا أَنْتُمْ كَرَكْبٍ وُقُوفٍ لَا تَدْرُونَ مَتَى تُؤْمَرُونَ بِالسَّيْرِ أَلَا فَمَا يَصْنَعُ بِالدُّنْيَا مَنْ خُلِقَ لِلْآخِرَةِ وَ مَا يَصْنَعُ بِالْمَالِ مَنْ عَمَّا قَلِيلٍ يُسْلَبُهُ وَ تَبْقَى عَلَيْهِ تَبِعَتُهُ وَ حِسَابُهُ عِبَادَ اللَّهِ إِنَّهُ لَيْسَ لِمَا وَعَدَ اللَّهُ مِنَ الْخَيْرِ مَتْرَكٌ وَ لَا فِيمَا نَهَى عَنْهُ مِنَ الشَّرِّ مَرْغَبٌ عِبَادَ اللَّهِ احْذَرُوا يَوْماً تُفْحَصُ فِيهِ الْأَعْمَالُ وَ يَكْثُرُ فِيهِ الزِّلْزَالُ وَ تَشِيبُ فِيهِ الْأَطْفَالُ اعْلَمُوا عِبَادَ اللَّهِ إِنَّ عَلَيْكُمْ رَصَداً مِنْ أَنْفُسِكُمْ وَ عُيُوناً مِنْ جَوَارِحِكُمْ وَ حُفَّاظَ صِدْقٍ يَحْفَظُونَ أَعْمَالَكُمْ وَ عَدَدَ أَنْفَاسِكُمْ لَا تَسْتُرُكُمْ مِنْهُمْ ظُلْمَةُ لَيْلٍ دَاجٍ وَ لَا يُكِنُّكُمْ مِنْهُمْ بَابٌ ذُو رِتَاجٍ وَ إِنَّ غَداً مِنَ الْيَوْمِ قَرِيبٌ يَذْهَبُ الْيَوْمُ بِمَا فِيهِ وَ يَجِي‏ءُ الْغَدُ لَاحِقاً بِهِ فَكَأَنَّ كُلَّ امْرِئٍ مِنْكُمْ قَدْ بَلَغَ مِنَ الْأَرْضِ مَنْزِلَ وَحْدَتِهِ وَ مَخَطَّ حُفْرَتِهِ فَيَا لَهُ مِنْ بَيْتِ وَحْدَةٍ وَ مَنْزِلِ وَحْشَةٍ وَ مَفْرَدِ غُرْبَةٍ وَ كَأَنَّ الصَّيْحَةَ قَدْ أَتَتْكُمْ وَ السَّاعَةَ قَدْ غَشِيَتْكُمْ وَ بَرَزْتُمْ لِفَصْلِ الْقَضَاءِ قَدْ زَاحَتْ عَنْكُمُ الْأَبَاطِيلُ وَ اضْمَحَلَّتْ عَنْكُمُ الْعِلَلُ وَ اسْتَحَقَّتْ بِكُمُ الْحَقَائِقُ وَ صَدَرَتْ بِكُمُ الْأُمُورُ مَصَادِرَهَا فَاتَّعِظُوا بِالْعِبَرِ وَ اعْتَبِرُوا بِالْغِيَرِ وَ انْتَفِعُوا بِالنُّذُرِ
18 فيض الإسلام صفحة 1147 حكمة 125
125وَ قَالَ ( عليه‏السلام )وَ قَدْ رَجَعَ مِنْ صِفِّينَ فَأَشْرَفَ عَلَى الْقُبُورِ بِظَاهِرِ الْكُوفَةِ يَا أَهْلَ الدِّيَارِ الْمُوحِشَةِ وَ الْمَحَالِّ الْمُقْفِرَةِ وَ الْقُبُورِ الْمُظْلِمَةِ يَا أَهْلَ التُّرْبَةِ يَا أَهْلَ الْغُرْبَةِ يَا أَهْلَ الْوَحْدَةِ يَا أَهْلَ الْوَحْشَةِ أَنْتُمْ لَنَا فَرَطٌ سَابِقٌ وَ نَحْنُ لَكُمْ تَبَعٌ لَاحِقٌ أَمَّا الدُّورُ فَقَدْ سُكِنَتْ وَ أَمَّا الْأَزْوَاجُ فَقَدْ نُكِحَتْ وَ أَمَّا الْأَمْوَالُ فَقَدْ قُسِمَتْ هَذَا خَبَرُ مَا عِنْدَنَا فَمَا خَبَرُ مَا عِنْدَكُمْ ثُمَّ الْتَفَتَ إِلَى أَصْحَابِهِ فَقَالَ أَمَا لَوْ أُذِنَ لَهُمْ فِي الْكَلَامِ لَأَخْبَرُوكُمْ أَنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوَى
19 ابن أبي الحديد مجلد 1 صفحة 273 خطبة 16
شُغِلَ مَنِ الْجَنَّةُ وَ النَّارُ أَمَامَهُ سَاعٍ سَرِيعٌ نَجَا وَ طَالِبٌ بَطِي‏ءٌ رَجَا وَ مُقَصِّرٌ فِي النَّارِ هَوَى الْيَمِينُ وَ الشِّمَالُ مَضَلَّةٌ وَ الطَّرِيقُ الْوُسْطَى هِيَ الْجَادَّةُ عَلَيْهَا بَاقِي الْكِتَابِ وَ آثَارُ النُّبُوَّةِ وَ مِنْهَا مَنْفَذُ السُّنَّةِ وَ إِلَيْهَا مَصِيرُ الْعَاقِبَةِ هَلَكَ مَنِ ادَّعَى وَ خَابَ مَنِ افْتَرَى مَنْ أَبْدَى صَفْحَتَهُ لِلْحَقِّ هَلَكَ عِنْدَ جَهَلَةِ النَّاسِ وَ كَفَى بِالْمَرْءِ جَهْلًا أَلَّا يَعْرِفَ قَدْرَهُ لَا يَهْلِكُ عَلَى التَّقْوَى سِنْخُ أَصْلٍ وَ لَا يَظْمَأُ عَلَيْهَا زَرْعُ قَوْمٍ فَاسْتَتِرُوا فِي بُيُوتِكُمْ وَ أَصْلِحُوا ذَاتَ بَيْنِكُمْ وَ التَّوْبَةُ مِنْ وَرَائِكُمْ وَ لَا يَحْمَدْ حَامِدٌ إِلَّا رَبَّهُ وَ لَا يَلُمْ لَائِمٌ إِلَّا نَفْسَهُ
20 فيض الإسلام صفحة 66 خطبة 16
ذِمَّتِي بِمَا أَقُولُ رَهِينَةٌ وَ أَنَا بِهِ زَعِيمٌ إِنَّ مَنْ صَرَّحَتْ لَهُ الْعِبَرُ عَمَّا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْمَثُلَاتِ حَجَزَتْهُ التَّقْوَى عَنْ تَقَحُّمِ الشُّبُهَاتِ أَلَا وَ إِنَّ بَلِيَّتَكُمْ قَدْ عَادَتْ كَهَيْئَتِهَا يَوْمَ بَعَثَ اللَّهُ نَبِيَّكُمْ (( صلى‏الله‏عليه‏وآله )وَ) الَّذِي بَعَثَهُ بِالْحَقِّ لَتُبَلْبَلُنَّ بَلْبَلَةً وَ لَتُغَرْبَلُنَّ غَرْبَلَةً وَ لَتُسَاطُنَّ سَوْطَ الْقِدْرِ حَتَّى يَعُودَ أَسْفَلُكُمْ أَعْلَاكُمْ وَ أَعْلَاكُمْ أَسْفَلَكُمْ وَ لَيَسْبِقَنَّ سَابِقُونَ كَانُوا قَصُرُوا وَ لَيَقْصُرَنَّ سَبَّاقُونَ كَانُوا سَبَقُوا وَ اللَّهِ مَا كَتَمْتُ وَشْمَةً وَ لَا كَذَبْتُ كِذْبَةً وَ لَقَدْ نُبِّئْتُ بِهَذَا الْمَقَامِ وَ هَذَا الْيَوْمِ أَلَا وَ إِنَّ الْخَطَايَا خَيْلٌ شُمُسٌ حُمِلَ عَلَيْهَا أَهْلُهَا وَ خُلِعَتْ لُجُمُهَا فَتَقَحَّمَتْ بِهِمْ فِي النَّارِ أَلَا وَ إِنَّ التَّقْوَى مَطَايَا ذُلُلٌ حُمِلَ عَلَيْهَا أَهْلُهَا وَ أُعْطُوا أَزِمَّتَهَا فَأَوْرَدَتْهُمُ الْجَنَّةَ حَقٌّ وَ بَاطِلٌ وَ لِكُلٍّ أَهْلٌ فَلَئِنْ أَمِرَ الْبَاطِلُ لَقَدِيماً فَعَلَ وَ لَئِنْ قَلَّ الْحَقُّ فَلَرُبَّمَا وَ لَعَلَّ وَ لَقَلَّمَا أَدْبَرَ شَيْ‏ءٌ فَأَقْبَلَ
21 عبده مجلد 1 صفحة 125 خطبة 72
رَحِمَ اللَّهُ امْرَأً سَمِعَ حُكْماً فَوَعَى وَ دُعِيَ إِلَى رَشَادٍ فَدَنَا وَ أَخَذَ بِحُجْزَةِ هَادٍ فَنَجَا رَاقَبَ رَبَّهُ وَ خَافَ ذَنْبَهُ قَدَّمَ خَالِصاً وَ عَمِلَ صَالِحاً اكْتَسَبَ مَذْخُوراً وَ اجْتَنَبَ مَحْذُوراً رَمَى غَرَضاً وَ أَحْرَزَ عِوَضاً كَابَرَ هَوَاهُ وَ كَذَّبَ مُنَاهُ جَعَلَ الصَّبْرَ مَطِيَّةَ نَجَاتِهِ وَ التَّقْوَى عُدَّةَ وَفَاتِهِ رَكِبَ الطَّرِيقَةَ الْغَرَّاءَ وَ لَزِمَ الْمَحَجَّةَ الْبَيْضَاءَ اغْتَنَمَ الْمَهَلَ وَ بَادَرَ الْأَجَلَ وَ تَزَوَّدَ مِنَ الْعَمَلِ