header

پیشینه

بنده به عنوان مؤسس بنیاد فقهی مدیریت اسلامی نکاتی را در خصوص تاریخچه و معرفی بنیاد و سایر موارد عرض می کنم.
بنیاد فقهی مدیریت اسلامی ریشه در نهضت مدیریت اسلامی دارد که از سال ها پیش این نهضت و جنبش به راه افتاده است. اما اینکه چگونه فکر ایجاد چنین بنیادی به ذهنم رسید باید بگویم که بنده قبل از انقلاب دانش آموخته رشته مدیریت صنعتی بودم و با این تخصص وارد فضای انقلاب شدم در فضای انقلاب وارد حوزه شدم و دروس حوزه را تا عالیترین سطح دنبال کردم در حین تحصیل در حوزه به دنبال کسب توانایی استنباط احکام اسلام در خصوص مسائل مدیریت بودم. در کنار تحصیل در حوزه در بخش¬های مختلفی مدیریت عملی را تجربه کردم در ادامۀ مسیر بعد از تحصیلات اکادمیک مدیریتی و تحصیلات حوزوی با آن دغدغه ای که عرض کردم و کسب تجربه عملی در عرصه مدیریت، فصلنامه نخل شهداد را راه¬اندازی کردم و پس از کسب این تجربه مشغول نوشتن کتاب مدیریت از منظر کتاب و سنت شدم که ۹ سال به طول انجامید و به عنوان پژوهش برتر دینی شناخته شد. نشریه نخل شهداد به عنوان یک نشریه تخصصی در عرصه مدیریت اسلامی شناخته شد. بعد از این سه ضلعی تحصیلات مدیریت، مجله نخل شهداد و کتاب مدیریت از منظر کتاب و سنت؛ ضلع چهارم مدیریت مدرسه معصومیه به مدت ۴ سال اتفاق ¬افتاد. در مدرسه معصومیه موقعیت تدریس مدیریت اسلامی برای من ایجاد ¬شد و در آن موقعیت با افرادی آشنا شدم که الان برخی از آن ها از اعضاء بنیاد فقهی مدیریت اسلامی هستند، در این میان تعداد دیگری که در درس کفایة الاصول ما شرکت می¬کردند با مدیریت اسلامی و فقه الاداره آشنا شدند و از ما درخواست تدریس فقه الاداره را کردند. ما با این چند نفر کلاس فقه الاداره را شروع کردیم که کم کم تعداد افراد به دو برابر رسید. در اواخر سال تحصیلی و همچنین در پایان خدمت اینجانب در مدرسه معصومیه به عنوان مدیر، عده ای از دوستان پیشنهاد تشکیل یک سازمان را دادند که درس فقه الاداره به صورت متمرکز در آنجا ارائه شود؛ بنده هم که چنین ایده ای را از سال ها قبل و از دهه ۵۰ در ذهن می پروراندم، با این امر موافقت کردم و بعد از چند جلسه بحث پیرامون عنوان این سازمان، به گزینه بنیاد فقهی مدیریت اسلامی رسیدیم.
سال اول تدریس فقه الاداره با طرح مباحثی پیرامون معرفی و چیستی فقه الاداره و ضرورت ها و روش شناسی و مباحث مقدماتی، همراه بود.
سال دوم وارد مباحث مدیریت منابع انسانی شدیم و عمدتاً بر روی مبحث گزینش و انتخاب متمرکز شدیم که شروع سال تحصیلی با اعلام موجودیت بنیاد فقهی مدیریت اسلامی به عنوان یک مرکز علمی و سازمان یافته، همراه شد. سال سوم تدریس فقه الاداره که سال ۸۸-۸۹ بود، سال رشد تصاعدی و جهشی بنیاد از جهت نرم افزاری و سخت افزاری بود که بنیاد پیشرفت قابل قبولی کرد؛ مرامنامه و اساسنامه بنیاد فقهی مدیریت اسلامی تنظیم، تدوین و تصویب شد و نظام های آموزش، پژوهش، اداری، مالی و مکاتبات، به صورت بسیار بدیع و مطابق معارف وحیانی و اسلامی تهیه و تنظیم گردید و واحد های درسی دوره های اجتهادی و دوره ۶ساله مدیریتی(تا سطح دکترای مدیریت علمی) به شکل کاملا بومی طراحی شد.
در مرامنامۀ بنیاد آرمان اصلی تحقق مدیریت اسلامی در جهان با مأموریت تولید دانش مدیریت اسلامی لحاظ شد و هدف بنیاد نیز تقویت مجتهدان نظریه پرداز در عرصه مدیریت اسلامی و تربیت استاد و مدیر و مروّج و پژوهشگر در نظر گرفته شد.
به تدریج بنیاد شکل قویتری به خود گرفت و چشم انداز ۲۰ ساله، برای خود طراحی کرد.
نکته مهمی که باید به آن توجه داشت این است که این بنیاد نو پا است و مثل هر بنیادِ نو بنیادی به طور طبیعی دارای ریزش ها و رویشهایی است، افرادی که این آرمانها را دست نیافتنی می دانند و نمی¬توانند خودشان را با اهداف بنیاد سازگار کنند ریزش می¬کنند و کنار میروند در مقابل افرادی که برعکس فکر میکنند، بیشتر با بنیاد خو می گیرند.
نکته مهم دیگر این که، ما به دنبال رسمیت بنیاد نیستیم، زیرا رسمیت مایۀ محدودیت می شود و نمی توانیم فعالیت هایمان را آن طوری که می¬خواهیم پیش ببریم. البته بنده این ایده را دارم که فعالیت های رسمی و محکم خود به خود باعث رسمی شدن بنیاد می¬شود. بنیاد فعالیت های رسمی متعددی دارد از جمله این که دو مجلۀ رسمی دارد که از ارشاد مجوز نشر گرفته است، یکی فصلنامه تخصصی مدیریت در اسلام است تحت عنوان نخل شهداد و دیگری ماهنامۀ زیرۀ کرمان است. در واقع ما هنگامی به فکر رسمیت بنیاد می افتیم که دانش فقه الاداره را به صورت رسمی و قابل ارائه داشته باشیم.
نکته دیگر بحث بودجه بنیاد است؛ بنیاد فقهی مدیریت اسلامی خود گردان است و خداوند برای آن ذخایری در حد تامین معاش خودش قرار داده و یک منبع خیر را در اختیار مؤسس بنیاد قرار داده است؛ علاوه بر آن، پروژه¬های ریز و درشت بسیاری به بنیاد محول می شود که در تامین هزینه¬های جاری بنیاد، نقش به سزایی دارد.
بنده در این زمینه بر این باورم که کار بودجه می آورد و نه بالعکس، که الحمدالله همینطور هم شده و بنده پیش بینی می کنم که ان شاءالله در زمان معین کمک های الهی و رحمانی از نواحی گوناگون به سمت بنیاد سرازیر شود.
بنیاد فقهی مدیریت اسلامی یک بنیاد اقتصادی نیست بلکه محل تولید علم و جهاد علمی است و نیاز به افراد وفادار و متعهد دارد، لذا هر کس که بخواهد برای کسب درآمد به بنیاد بپوندد به سرعت طرد می شود و این از قوانین لایتغیر این بنیاد است، هرچند که این بنیاد برای همه درآمد خواهد داشت و همه را متنعم خواهد کرد.
ما برای بنیاد درس خارج فقه الاداره و همچنین درس خارج اصول فقه الاداره و یک دورۀ مدیریت علمی تا سطح دکتری و همچنین دورۀ بسیار مهم اجتهادی پیش بینی کرده ایم که برای هر یک از این دوره ها شهریۀ متفاوت و متوازن و متعادلی بر مبنای نظام امتیازبندی بنیاد در نظر گرفته ایم.
باور بنده این است که بنیاد فقهی مدیریت اسلامی ابدی است، بنیادی که به خواست خدا آن را پدید آمده است و من آن را چون فرزند خودم می دانم و معتقدم که بنیاد به اهداف مهمش خواهد رسید، حال ممکن است یک عده با این بنیاد نوبنیاد همراه باشند و عده ای همراه نباشند به هر حال به زعم من این یک انقلاب علمی است که در مسیر تحول در حوزه رخ داده و پدیده ای است که تعطیل پذیر نیست و بنده به عنوان مؤسس با ارادۀ فولادین این بنیاد را به یاری خدا به پیش می برم. این بنیاد در حال رشد و شکوفایی است و مورد توجه و اقبال قرار گرفته است و امیدهای زیادی به این بنیاد بسته شده است؛ از بالاترین نقاط حاکمیت تا محافل دانشگاهی، نظامی، دولتی و خصوصی به این بنیاد روی می آورند و این مکان برای ایشان، بسیار جذاب و باطراوت می نماید چراکه تنها جایی است که با روش فقهی که همان روش صحیح در تولید دانش مدیریت اسلامی است به مشکلات مدیریتی پاسخ می دهد و از این جهت کاملا منحصر به فرد است.
نکته دیگر نحوه اداره بنیاد است؛ این بنیاد توسط اعضای بنیاد اداره می شود و به همین نیروها متکی است؛ افراد بعد از جذب در بنیاد و نشان دادن قابلیت هایشان در بافت و چارت سازمانی بنیاد قرار می گیرند و سالی یکبار تیم اداری و اجرایی بنیاد تغییر می¬کند. مزیت این سیاست اجرایی این است که تمام افرادِ عضوِ بنیاد، مدیریت یاد می گیرند و مدیر می شوند و فقط در کار پژوهشی و علمی ممحّض نمی شوند و با همین سیاست یکی از اهداف بنیاد که تربیت مدیر است تأمین می¬گردد.
مدیریت در بنیاد با توجه به قانون های مدیریت اسلامی است که خود بنیاد تولید کرده است، لذا ما از جایی الگو نمی گیریم بلکه خود الگوی مدیریتی ارائه می دهیم. به عبارت دیگر ما در بنیاد شیوه نوینی از مدیریت را تجربه می کنیم، بعد این تجربیات که با توجه به اصول کلی مدیریت اسلامی و مدیریت رحمانی و مدیریت رشیدانه بدست آمده را فرموله می کنیم و ارائه می دهیم. ما در نظام پرداخت، نظام گزینش، نظام انگیزش، نظام پژوهش، نظام اداری، سازمان کار، بحث نظارت و در فرهنگ سازمانی موجود در بنیاد، الگو ارائه می دهیم که این از ویژگی های بنیاد است.
رشد این بنیاد فوق تصور است و ما به زودی از مرزها فراتر می رویم و وارد همایش های بین المللی می شویم. ما می بینیم آن روزی را که بنیاد با فرمول ۲+۴ با مرامنامه و اساسنامه محکمش و با نظام آموزشی و پژوهشی و اداری و تربیتیِ کارآمدش و با پرورش نیروهای نخبه، طعم خوش مدیریت اسلامی را در ذائفه و کام جهانیان خواهد چشاند.
این بنیاد با حرکت طوفنده و بالنده ای که دارد از رشد نمی ایستد؛ «أََََََََصلُها ثابت و فرعُها فی السَّماء تُؤتی اُکُلَها کلَ حینٍ بإذنِ ربِّها» است. این بنیاد مثل زمزم است، مثل کوثر است، مثل نطنز است، مثل رویان است. یاران و اصحاب و اسبابِ این بنیاد توسط خداوند فراهم خواهد شد. سازمانش، برنامه¬اش و بودجه اش الهی است و رحمانی است. اداره این بنیاد طبق مدیریت رحمانی و مدیریت رشیدانه است.
و محصول آن مدیریت اسلامی است که می تواند داروی شفابخشی برای همه این افسار گسیختگی ها و بی عدالتی ها در جهان باشد و می تواند به نظام اسلامی انسجام دهد و آن را توسعه داده و تکثیر کنند.