برگزاری نشست هم اندیشی فقه حکومتی در مشهد مقدس

نشست هم اندیشی فقه حکومتی با حضور اساتیدی از بنیاد فقهی مدیریت اسلامی و برخی دیگر از مراکز، موسسات و فعالین علمی در عرصه فقه حکومتی در مشهد مقدس برگزار شد.

 

 

 

 

 

نشست هم اندیشی فقه حکومتی به مدت سه روز و با حضور حجت الاسلام و المسلمین سید حسن موسوی و دکتر حسن روشن از اساتید بنیاد فقهی مدیریت اسلامی و برخی دیگر از مراکز، موسسات و فعالین علمی در عرصه فقه حکومتی، در هتل پاسداران مشهد برگزار شد.

در این نشست علمی صاحب نظران و فعالین علمی در عرصه فقه حکومتی به بیان نظرات خود پرداختند که یکی از سخنرانان این هم اندیشی جناب حجت الاسلام و المسلمین سید حسن موسوی از بنیاد فقهی مدیریت اسلامی بودند که به بیان نظریه استاد ارجمند حضرت آیت الله قوامی در عرصه فقه حکومتی و طرح دیدهگاه های بنیاد فقهی مدیریت اسلامی پرداختند.

ایشان که از مقررین نظریه فقه حکومتی استاد آیت الله قوامی می باشند در سومین روز نشست «هم اندیشی فقه حکومتی» با بیان اینکه استاد آیت الله قوامی فقه الاداره را ذیل فقه سیاسی می‌داند و درس خارج فقه الاداره را نیز شروع کرده اند، گفت: ایشان معتقد است که تنها راه دستیابی به مدیریت اسلامی، فقه جواهری و اجتهاد است. در بسیاری از مراکز بحث مدیریت را پیش می‌برند اما مبتنی بر فقه جواهری نیست.

جایگاه مدیریت اسلامی در فرایند 5 مراحله ای مطرح شده مقام معظم رهبری را عرض کنم: انقلاب اسلامی٬ تشکيل نظام اسلامی٬ تشکیل دولت اسلامی٬ تشکیل کشور اسلامی٬ تشکیل دنیای اسلامی. بحث مدیریت اسلامی در مقام سوم است٬ یعنی تشکيل دولت اسلامی. اگر چهارچوب حکومت اسلامی شکل گرفت٬ آنگاه مدیریت اسلامی می بایست محقق شود که بعد از چهل سال٬ رهبر معظم انقلاب تصریح دارند که هنوز به دولت اسلامی تشکيل نشده است٬ مهمترین علت آن هم این است که حوزه های علميه نتوانسته اند از منابع فقهی٬ ابعاد مختلف مدیریت اسلامی را استخراج کنند و در اختيار حاکمان قرار دهند.

محور اول: مفهوم و گستره فقه

مقرر نظریه فقه حکومتی استاد آیت الله قوامی در ادامه چهار محور مدیریت اسلامی را از منظر امام جمعه پردیسان قم تشریح کرد و در تبیین محور اول گفت: استاد آیت الله قوامی معتقد هستند که ما دو عصر را گذراندیم. عصری پيش از تفکيک علوم و عصری بعد از تفکيک علوم است. پيش از تفکيک علوم زمانی بوده است که علوم شرعی٬ چون علم اخلاق و کلام و احکام از همدیگر جدا نبودند٬ اما عصر بعد از تفکيک علوم زمانی بود که علوم گسترش پيدا کرده است. قبل از عصر تفکيک علوم٬ فقه معانی مختلفی پيدا می کرد؛ گاهی به همه علوم اطلاق می شد و گاهی به احکام. اما بعد از تفکيک علوم٬ شافعی فقه را به علم به احکام شرعی عملی که از ادله تفصيلی به دست می آید گفت. این اولين تعریف اصطلاحی بود که عقاید و اخلاق را از احکام جدا کرد. بعد از این تعریفی که شافعی مطرح کرد شيعه به تبعت از اهل سنت فقه را به همين معنا تعریف کردند. از اینجا فاصله بين فقهی که قبل از تفکيک شامل عقاید و اخلاق و احکام می شد٬ با این فقه اصطلاحی زیاد شد. در نظر استاد آیت الله قوامی سه دیدگاه عمده در باب فقه وجود دارد: 1. دیدگاه کلان و حداکثری؛ متأثر از معنای لغوی و شرعی و قرآنی فقه است که در اینجا فقه اکبر را به علم کلام٬ فقه اوسط را به علم اخلاق و فقه اصغر را به احکام اختصاص می دهد. 2. یک دیدگاه حداقلی است که متاثر از همان اصطلاح مطرح شده شافعی است. 3. حد اوسط: که نظر استاد آیت الله قوامی است که نباید دست خود را از لحاظ استخراج احکام شرعی از مباحث عقاید و اخلاق کوتاه کنيم. مرحوم شيخ انصاری حکم شرعی را وارد بحث اخلاقی کردند. بحث وجوب شناخت حجت خدا٬ بحث اعتقادی است٬ اما وجوب که حکم شرعی است وارد بحث کلام شد. این دیدگاه اوسط دست ما را برای استخراج بسياری از احکام شرعی که مربوط به مباحث مدیریتی است باز می گذارد

محور دوم: ماهيت مدیریت و تقسيم بندی آن

دانش آموخته بنیاد فقهی مدیریت اسلامی درتبیین محور دوم گفت: تعریف های مختلفی از بحث مدیریت می شود٬ اما تعریف قابل قبول و همگانی وجود دارد که می گوید مدیریت فرایند به کارگيری موثر و کارامد منابع مادی و انسانی با استفاده از برنامه ریزی سازماندهی و هدایت و کنترل برای رسيدن به اهداف سازمانی است.

یکی از نوآوری هایی که استاد آیت الله قوامی در بحث مدیریت داشت این است که یک تقسيم بندی برای علم مدیریت ارائه دادند که بر اساس این تقسيم بندی تمامی مباحثی که در بحث مدیریت وارد می شود٬ در این چهارچوب قرار می گيرد. چهارچوب نوآوری استاد آیت الله قوامی در دسته بندی دانش مدیریت٬ چهار محوراصلی و دو عرصه دارد: 1. مبانی یا وظایف اصلی مدیر است که سازماندهی٬ برنامه ریزی کنترل و هدایت از وظایف اصلی مدیر است. 2. مدیریت منابع اسلامی 3. مدیریت رفتار سازمانی که اصلاح و تغيير رفتار افراد و کارمندان و مدیران جزء این محور است. 4. فرهنگ سازمانی که آن فرایند تشخيص فرهنگ موجود و تبدیل به فرهنگ مطلوب است. این چهار محور در دو عرصه کمی و کيفی حضور پيدا می کند؛ عرصه کمی آن مدیریت های مضافی هستند که داره محدوده خاصی هستند٬ به طور نمونه مدیریت نظامی. عرصه کيفی آن دسته ای هستند که محدوددیت خاصی ندارند مانند مدیریت توسعه و بحران.

وی در پاسخ به سوال یکی از حاضرین مبنی بر اینکه در این چهارمحور کتاب های متعددی به نگارش در آمده٬ امتياز شما چيست؟ پاسخ دادند: ما عرض کردیم که این تقسيم بندی به نحوی است که تمامی علوم مختلف با مدیریت را در خود جای می دهد. بله کتاب تخصصی در رابطه با فرهنگ سازمانی در بازار زیاد است اما یک چهارچوبی تعریف شده باشد که تمامی این علوم و مباحث را در یک قالب جا بدهد و از آن خارج شود٬ استاد آیت الله قوامی ابداع کرده است.

محور سوم: رابطه فقه با مدیریت

این پژوهشگر با بیان اینکه فقه مدیریت و فقه سازمانی، حصه‌ای از فقه در موضوع مدیریت است، اظهار کرد: تعریف استاد آیت الله قوامی از فقه الاداره عبارت است از: فقهی که متکفل تبيين احکام شرع در موضوعات مختلف مدیریتی و اداری از طریق پاسخگویی به سوالات مدیریت است.

فقه و مدیریت در محور موضوع با همدیگر پيوند می خورند٬ هر دو فعل مکلف را تبيين می کنند.

وی در خصوص تأثير متقابل بين مدیریت و فقه اظهار داشت: یکی اینکه دانش مدیریت برای فقیه سوال آفرینی می کند که سوالات تخصصی مدیران از طریق مدیریت به فقيه منتقل می شود و او باید پاسخگو باشد. موضوع سازی می کند مانند بحث رانت خواری که برای فقيه فقه الاداره موضوع می شود که بتواند پاسخگو باشد٬ و تبيين موضوع می کند که ارزیابی و سازماندهی چيست؟ اما تأثير فقه بر مدیریت این است که غناسازی و غنابخشی می کند٬ بحث مدیریت را توحيدی و وحيانی می کند. روش های مدیریتی را اصلاح می کند. روش های غربی با روش اسلامی در مدیریت کاملاً متفاوت است. فقه قواعد سازمانی جدیدی را به علم مدیریت ارائه می کند مانند منصب بر اساس استعداد و بحث قاعده استعدادسنجی ...

. محور چهارم: روش شناسی فقه الاداره مسأله محوری فقه الاداره؛ ابتدا مسأله شناخته می شود. یک نظام مساله محور بر اساس بانک جامعی که در این موضوع تهيه شده است مطرح می شود و در فرایند اجتهاد به همان روش فقه جواهری٬ اقوال بررسی می شود و نظریه مختار طرح شده و نظر معصومین علیهم السلام استخراج می شود در گام بعد نظریه سازی می شود یعنی وقتی مسائل در کنار هم قرار گرفت نظریه پردازی می شود. نظریه «امامت و امارت» یکی از این نظریات است. در نهایت نظام اداری اسلام شکل می گيرد.

در پایان خاطر نشان می شود برخی از سایت های خبری -همچون سایت اجتهاد و سایت وسایل- در انعکاس این خبر به جای عنوان « تنها راه دست یابی به مدیریت اسلامی، فقه جواهری و اجتهاد است.» از عبارت « تنها راه دستیابی به فقه مدیریت اسلامی، فقه جواهری است» استفاده نموده اند. از آنجا که این جمله مورد نظر بنیاد فقهی مدیریت اسلامی نبوده از این طریق اصلاح می گردد.

پایان/